آخرین جمع بندی در فرقه تروریستی رجوی
با توجه به اینکه در شرایط حساسی از نظر فرقه بسر می بریم و نزدیک شدن سرانجام”تعهد دو ساله” و تحویل کمپ اشرف و نزدیک شدن به موعد شش ماهه ای که دولت عراق تعیین کرده بود و خارج نشدن اسم سازمان از لیست گروههای تروریستی اتحادیه اروپا و فشار خانواده های اعضای اسیر در کمپ اشرف بر ای دیدار با فرزندانشان و همچنین بالا گرفتن بحران های درونی فرقه، تلاش جداشده ها در گوشه و کنار جهان برای افشای هرچه بیشتر روابط و مناسبات درونی و بیرونی فرقه،خوب معلوم است که طبق معمول فرقه وارد جمع بندی مرحله ای شده یعنی بالاترین عناصر فرقه در حال حاضر در نشست جمع بندی هستند
تداوم سیاست مصادره تاریخ توسط مجاهدین
فرقه ای که آخرین تلاشهای حیاتی خود را در حال به سرانجام رساندن است چاره را در این یافته تا با چسپاندن ناچسپ خود به امثال مصدق و دکتر فاطمی بلکه بتواند چند روز دیگر دوام بیاورد. در حالی که در راهروهای دولت انگلیس قدم میزند و دست دولت مردانی را به گرمی فشار میدهد که اسلافشان دیروز در سحر گاه نوزده آبان 1333 دست در دست شاه خائن به تماشای به زمین افتادن مرد بزرگی چون فاطمی ایستاده بودند…
سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت چهارم
شگرد سازمان همیشه این بوده که از جداشدگانش چهره ای منفور بسازد تا دیگران کمتر به ذهنشان خطور کند که جدا شوند. این مسئله در دهه اخیر و کمی پیش تر از آن جدی تر شده و جداشدگان را به مزدوری و خیانت متهم می کنند تا در نزد هموطنان منفور شونــــد و صحبت های آنان برد نداشته باشد. در چند سال اخیر نیز صدها جدا شده خود را تا حد توان زندانی آمریکایی ها کردند و آن ها را مزدوران وزارت اطلاعات نامیدند و تمامی امکانات را از آن ها دریغ داشتند ولی در نمایش های بیرونی آنچنان صحبت می کردند که گویی تمام تلاششان را برای رفاه آنان به کار برده اند.
تحولات جهانی و اسیران مانده در اشرف
با افزایش نارضایتی های عمومی از اوضاع بد اقتصادی و گسترش فقر و همچنین مخالفت ها و نارضایتی های نظامیان از اوضاع و احوال کشورهای اشغال شده ای که در آن حضور دارند و حضور طولانی مدت و دور از خانه سبب شده است که باراک اوباما با شعار تغییر به پیش بیاید که لابد معنی خاص آن برای مجاهدین دست کم این است که از جنگ خبری نیست و موضوعی جای آنرا میگیرد که مورد توجه مجاهدین نبوده و نیست.
آیا شما یک تشکیلات دموکراتیک هستید؟
آیا منظورتان از دموکراتیک این است که تعهدنامه هایی به زور از ما می گرفتید یا مجبور می کردید که در نشست های طولانی مغزشویی شرکت کنیم یا نشست های غسل هفتگی و وادار کردن آدم ها برای توهین و پرخاش به یکدیگر یا مورد ضرب و شتم قر ار دادن مخالفین و یا نارضیان و یا آنکسانی که به قول معروف بحث ها را نگرفته بودند و یا آنکسانی که در زندان های اشرف عمرشان تلف و در اثر فشار موهایشان یکباره سفید می شد و یا در زیر شکنجه تمام می کردند یا آن کسانی که در مخالفت بلند شدند و توسط جوخه های ترور به قتل رسیدند…
سازمان از دیدگاه ثریا معزی – قسمت سوم
سازمان که در بدو تأسیس بر پایه مواضع ضد امپریالیستی بنا شده بود و در طی چند دهه به این موضع خود افتخار می کرد و بیشتر سروده هایش نیز در همین رابطه بود و اساساً سمت و سوی شرقی داشت، بناگاه ترانه ها و کتاب های ضد امپریالیستی خود را جمع آوری و نابود کرد. جالب تر این که با اعلام ریاست جمهوری مریم رجوی و انتقال او به اروپا، اساس بحث های ایدئولوژیکی خود را بر این بنا نهاد که انقلاب مریم ضد بورژوازی است بلافاصله پس از اشغال عراق این خانم که تصورش ضد بورژوازی بود به دامان بوروژوازی غلطید و اعلام نمود که نسیم دمکراسی در عراق در حال وزیدن است!
کنایه از جهانی امن تر
بنابراین گزارش دیدبان حقوق بشر با عنوان « خروج ممنوع » مجاهدین به دلایل بسیاری که اعضای سابق عنوان می کنند، فرقه ای مخرب است و همه خصوصیات یک فرقه را داراست: فضای ایزوله، رهبریت مطلق، سیستم القای آموزه ها و تکنیک های شستشوی مغزی که حاکم بر گروه است.فرقه افراد را چنان پرورش می دهد که به سطحی از جان نثاری برسند تا در هر زمان حاضر به تقدیم جان خود به رهبری باشند. همان کاری که شماری از اعضای آن در ژوئن 2003 به هنگام دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه، انجام دادند.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت چهارم
نفربرBMP به شماره ی 809 که فرمانده اش محمد شریف دانش اهل بلوچستان بود، این کرد عراقی بیچاره را در حالی که از وحشت پنهان شده بود را مشاهده کرد و به همراه چند نفر دیگر او را محاصره کردند و شریف دانش شخصا در مقابل چشمان دیگران با سلاح کمریش گلوله ای به شکم او شلیک نمود و او را کشت. استدلالش از کشتن این عراقی این بود که او کرد بوده و جنگ ما با کردها است. در صورتی که این فرد بدون سلاح و برای در امان ماندن از درگیری های اطراف در نزدیکی ما پنهان شده بود.
جست و خیزهای کودکانه فرقه رجوی
فرقه مخرب و تروریستی یعنی سازمان مجاهدین خلق بدنبال رای دادگاه لوگزامبورگ، در خصوص این فرقه و حضور آن در لیست تروریستی اتحادیه اروپا تمام هیکل سایت خود را به درج این موضوع اختصاص داده است. دست اندرکاران آن، آنقدر شتابزده و عجولانه عمل کرده اند که حتی به خودشان فرصت نداده اند که متن و رای این دادگاه را خوب و درست مطالعه نمایند و سراسیمه بیانیه و اطلاعیه صادر نموده اند. که گویا قرار دادن نام مجاهدین در لیست از اول اشتباه بوده است و اروپا بایستی عذرخواهی نیز بنماید.
جشن مهرگان و مجاهدین
بایستی گفت مریم رجوی با سرعتی خیره کننده ویژگی های فرقه ای و رهبر یک فرقه بودن را بطور کامل طی نموده است تا جایی که می شود گفت در این رابطه چیزی کم ندارد این موضوع برای همه وقتی روشن شد که ایشان تحمل دو روز زندان را نداشتند و فورا دستور دادند تعدای خود را بسوزانند. و طبیعی است که امروز هم سالروز انتساب و خودخواندگی خویش را بگیرد.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سوم
در منطقه کوشک واقعاً زمینش بوی مرگ می داد. این قدر مین داشت که دل شیر می خواست پا تو آن میدان مین بگذارد. شبی که قرار بود برای شناسائی و پیدا کردن راه به همراه سه نفر دیگر رخنه کنیم، یک عراقی بود که فرمانده آن قسمت بود، مرا صدا کرد و گفت تو جوانی با این نفرات نرو. خیلی خطرناک است…
چه کسی از گزینه سوم مجاهدین حمایت می کند
مریم رجوی راه حل سوم را در حمایت مردم ایران می بیند. مردمی که به سختی به یاد می آورند که مجاهدین کیستند و اگر هم سالمندان جامعه ایرانی مجاهدین را به خاطر بیاورند، مطمئناً بمب گذاری و ترورهایی که آن ها علیه هموطنان خود چه شهروند و چه مسئول مرتکب شدند را به خاطر می آورند. آن ها هرگز فراموش نمی کنند که مجاهدین در طول جنگ ایران و عراق به عنوان ستون پنجم به صدام حسین خدمت کردند.