امنیت کمپ اشرف در دست پلیس عراق

ورود پلیس عراق به قرارگاه اشرف گامی جدید در مسیر بیرون کردن فرقه تروریستی مجاهدین از عراق محسوب میشود که تبعات فراوانی برای این فرقه میتواند به همراه داشته باشد. نخست اینکه این فرقه پایگاه اصلی خود که تمام استراتژی خود را بر آن بنیان نهاده بود از دست میدهد و این یعنی اینکه دیگر تمرکزی نخواهد داشت و وقتی که تمرکز نتواند داشته باشد سازماندهی و تشکیلات خود را نیز بخودی خود از دست میدهد و به تبع آن قوانین تشکیلاتی که اعضاء این فرقه را مقید میکرد که بر اساس آن و حول آن در کنار هم باشند و به انجام کارهای فرقه ای بپردازند نیز رنگ باخته و از بین میرود و بدنبال آن چفت و بست های این سازماندهی و همچنین تعهدات ایدئولوژیکی نیز برای بازماندگان در این فرقه از بین خواهد رفت و همان سرنوشتی که فرقه از آن تلاش میکرد که بگریزد به سراعش خواهد آمد تنها میماند اورسورواز که آن دژ نیز موجودیتش را و مشروعیتش را چنانکه قبلاً نیز فرقه بارها و بارها اعلام کرده بود در گرو قرارگاه اشرف بوده و بدون آن معنایی نداشته و ندارد. به این ترتیب یکباره تمامیت این فرقه با معضلی جدی و تعیین کننده روبرو شده است بطوری که حیات و موجودیت خود را بطور ناگهانی در خطر میبیند به همین خاطر است که تمام سیستم تبلیغاتی و مالی خود را بسیج کرده است تا بتواند با آن روبرو شود شاید که بتواند روی آن تأثیری بگذارد به همین خاطر است که در وحله نخست از آقای کوادراس در پارلمان اروپایی استفاده نموده و او و دوستانش را شتابان و با سرعتی زیاد به صحنه فرستاده تا با نامه نگاری های چندبار تکرار شده و سناریوهای از قبل تعریف شده آمریکا را در کمک رسانی به این گروه وارد صحنه کند همچنین تعدادی از عوامل خودشان در عراق را نیز به همین خاطر فعال نموده اند تا بتوانند روی اراده دولت عراق تأثیر بازدارنده داشته باشند اما تا کنون که برعکس تمایلات این فرقه و برخلاف خواست آنها پیش رفته است البته این سناریوهای نامه نگاری و جار و جنجال به پا کردن تمامی نداشته و نخواهد داشت و این در حالی است که خود دولت عراق اعلام کرده که برای تامین امنیت داخلی وارد اردوگاه شده است ضمن اینکه گروهی از ارتش امریکا هم که همچنان به مانیتور این ارودگاه و عملکرد نیروهای عراقی کما اینکه قبلا نیز اعلام کرده بودند مشغول بوده و هستند پس نمیتواند بدون اعلام دولت عراق به این نیروها و بدون هماهنگی با نیروهای آمریکایی این کار صورت گرفته شده باشد اما صرف این همه هزینه گزاف که معلوم نیست از کجا تهیه و در دسترس نمایندگانی چند از پارلمان اروپا و یا سایر نقاط و همچنین کمیته های به اصطلاح مستقل حقوق بشری و غیره و غیره قرارمیگیرد خود جای بحثی جداگانه دارد و این نمایندگان اروپایی و یا دیگر اشخاص معمولا مجانی برای کسی کار نمیکنند و مطالبات مخصوص به خود را دارند و بدون آن قدم از قدم برنمیدارند القصه چه میشود کرد در هر صورت نیاز فوری و عاجل این فرقه به نجات از وضعیت وخیمی که در آن قرار گرفته اند خیلی چیزها و از جمله این خرج و مخارج و هزینه های زیاد را توجیه میکند مسلما این مسئله چالش بزرگی را برای این فرقه بوجود آورده است خصوصاً که این روزها سرگرم آماده سازی برای هفده ژوئن نیز بوده اند و قطعاً انتظار اینگونه شوکی را به تمامیت دستگاه خود نداشتند.
لذا دور از انتظار نیست که همان منابع مالی که قرار بوده صرف پروژه هفده ژوئن بشود بخشی یا مقداری از آن را نیز صرف این پرونده پیش آمده بکنند. در هر صورت این فرقه اکنون با معضلی مواجه شده است که یقیناً احتمال آنرا نمیداده اند و در نتیجه برای آن آماده هم نبودند و شایدهم بعد از داستان ربیعی کار را تمام شده تلقی میکردند اما حالا مجبور هستند که تمام منابع و امکانات آشکار و پنهان خود را به خدمت بگیرند که خود این هم خالی از اشکال برای آنها نخواهد بود و مسائل دیگری را نیز بدنبال خواهد داشت.
اسماعیل شمس الدین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.