حمایت فرقه رجوی از یک قاتل
فرقه رجوی اما در این میان تماشایی است. آنها که از اخبار و تحولات داخل ایران هیچگونه اطلاعی ندارند و فقط همه چیز را در محیط بسته و کاملا مسدود خود بررسی میکنند و همه چیز را مثل سی سال پیش فضای جامعه ایران می بینند گاها تحلیلهای آنها صد و هشتاد درجه برعکس ازآب در می آید. چنانچه تحلیلهای سیاسی رجوی از شرایط ایران همیشه برعکس از آب در آمده و در می آید.
در فرقه رجوی زندانبان و زندانی هر دو اسیرند!
سازمان به اصطلاح مسئول اولی را تعیین کرده تا مجددا یک ریل از تناقضات و نشستها را برای نیروها برپا کند اگر شما خوب به این مسئله نگاه کنید سالهاست که سازمان سعی دارد توسط زندانبانانی که همان شورای رهبری هستند افراد اسیر را در اشرف کنترل کند و برای همین کار هر 2 یا 4 سال مسئولی را بر سر آنها گذاشته و بقیه را بترتیب سلسله مراتب به نگهبانی و زندانبانی برای هم می گمارد مثلا حالا که زهره اخیانی مسئول اول شده عده ایی را وی کنترل میکند
اندر باب عوام فریبی مریم رجوی
چند روز پیش در پاریس مراسمی برای افطار ماه رمضان از طرف فرقه رجوی برگزار شد که در آن مریم رجوی نیز شرکت کرد. از خرج و مخارج و پول های هنگفتی که در این زمینه خرج میکنند که بگذریم، اصل موضوع و هدف آنها عوام فریبی و گول زدن افکار عمومی است.زمانی که رجوی هنوز به سوراخ موش نرفته بود و مریم قجر نیز در عراق بود هر ماه رمضان دهها مهمانی در اردوگاه اشرف برگزار می کردند و مثلا میخواستند علاوه بر ادعای اعتقادات مذهبی کار نیرویی هم بکنند و نیروهای وارفته را شارژ بکنند.
مجاهدین و بازنشسته ها
سالهای قبل که سازمان در لیست نبود به همین امریکا فحش میداد بعد هم به افراد سازمان می گفت ما از خطوط ضد امپریا لیستی سازمان عدول نکرده ایم حالا هم که چند کنگرس من و سناتور امریکایی از ما پشتیبانی کرده اند خب اینها که جزو دولت امریکا نیستند ما اگر روزی اسراییل هم به ما کمک کند کمکش را می پذیریم بعد که به قدرت رسیدیم پدرش را در می آوریم و ما از خط و خطوط سازمان کو تاه نمی آئیم
افشای پشت پرده تحرکات فرقه رجوی توسط روزنامه آمریکایی
خروج از لیست تروریستی قبل از آنکه بخاطر هرچیزی برای فرقه رجوی مهم باشد بخاطر حضور خود رجوی در اروپا مهم است. شنیده شده که سرانه فرقه گفته اند اگر بتوانند اسم سازمان را از لیست تروریستی آمریکا خارج کنند میتوانند حضور رجوی در اروپا را نیز علنی کنند. این خواسته آنها با اولتیماتوم دولت عراق برای خروج آنها از عراق و در تنگنا قرار گرفتن آنها اولویت بیشتری پیدا کرده و بخاطر همین با شدت و حدت بیشتری برای محقق کردن آن تلاش می کنند.
فرقه رجوی مشخص کن مخالف چه کسی هستی
در دنیای مجازی که سازمان کار میکند همه حرفی میشود زد و همه کار میتوان کرد در این محیط مجازی سازمان غول بی شاخ و دمی است اما در واقعیت هیچ نیست! به هر حال در این دنیای مجازی اگر بهتر ریز شویم میتوان دید که در اینجا تمامی سیاستمداران بازنشسته نقشی دارند! کسانی که قدرت در دستشان نیست. نمیدانم چگونه میتوان با آنها برای رسیدن به نقشه های شوم دست به یکی کرد؟
شعار ضدامپریالیستی رجوی از ادعا تا واقعیت
روزگاری بود که شعار ضدامپریالیستی رجوی گوش فلک را کر کرده بود. از عملیاتهای نظامی علیه نیروهای آمریکایی در زمان شاه، تا سرودهای انقلابی ضد آمریکایی «سرکوچه کمینه» و سرود «نبرد با آمریکا» و اعلام حمایت از اشغال سفارت آمریکا درتهران تا اطلاعیه های آتشین علیه امپریالیست های جهانخوار و غیره. شاید رجوی نمی دانست روزی همسرش عکس یادگاری در کنار جان بولتون خواهد گرفت. و با آنها کنفرانس مطبوعاتی برگزار خواهد کرد.
مجاهدین؛ گدایی یا همیاری
داستان این برنامه که تحت عنوان «همیاری» در تلویزیون مجاهدین اجرا می شود و طی آن دلقکهای دربار رجوی برای حرفها و سخنان چندش آور به تلویزیون آورده می شوند و از آن طرف خط هم کسانی که از طرف مسئول تشکیلاتیشان به آنها گفته شده که پشت خط سیمای آزادی بروند و به چاپلوسی بپردازند، از حدود هفت الی هشت سال پیش شروع شد. یعنی پس از سقوط صدام و تحت فشار قرار گرفتن مجاهدین در اروپا و آمریکا از جمله فرانسه و انگلیس که آنها را متهم به پول شویی و کارهای غیر قانونی در زمینه مالی کردند.
پدیده فرار در فرقه رجوی
بخاطر دارم که سال 1385 تعداد زیادی از کادرهای بالای سازمان از تشکیلات جدا شدند و اغلب آنها هم بصورت فرار از مناسبات خود را به کمپ پناهندگی آمریکاییها که جنب اشرف برپا شده بود رساندند. از جمله آن افراد می توان از عماد باقری، پرویز فرهمند، نصرالله آذری، البرز سالمی، حمید محبی و تعدادی دیگر نام برد. که سازمان در درون مناسبات برای توجیه این واقعه برای اعضای خود بحثی پیرامون «اپورتونیسم» را راه انداخت که حدود یک سال طول کشید تا همه لایه های تشکیلاتی را در این باره توجیه کرد.
آمریکا نیز خواهان اخراج مجاهدین از عراق شد
انتقال اعضای کمپ اشرف به هر نقطه دیگری غیر از اشرف مساوی است با فروپاشی و از هم گسیختن زنجیری که رهبری سازمان آنها را به اسارت کشیده است. این موضوع را قبل از هر کس خود رهبری مجاهدین می داند کما اینکه اولین کسی که در مورد اظهارات سخنگوی آمریکایی موضعگیری کرد، محدثین از رهبران مجاهدین بود که بشدت از آن انتقاد کرد و حتی گفت «اعضای کمپ اشرف حتی به بهای مردن هم باشد خواهان ماندن در اشرف هستند.»
چرا مجاهدین چنین کردند؟
ای کاش ملاحظات و زد و بند های سیاسی نبود تا پس از دستگیری اش به جرم تروریسم در دادگاه محاکمه میشد و اینهمه آدم در بند آزاد میشدند و پی کار و زندگی خود میرفتند اما متاسفانه روزگار مسیر دیگری را رقم زده بود. افشای سازمان و رهبری پلیدش و رو شدن دستهای پر از خون جلادان آن در تاریخ مردم ایران بود که میخواست عبرت تاریخ شود. هر روز تعدادی از افراد اسیر همت کرده و فرار می کنند و جریانهای دیگری بازگو میشود
پنهان کاری رجوی
ما دردمون یکی دوتا نیست طرف میترسید دم از جنگ میزد دم از مبارزه میزد. انسان نبود دم از حقوق بشر میزد! خودش 3 تا زن گرفته بود دم از زندگی بدون زن میزد. توی سازمانش آدما رو میکشت دم از…..میزد و باز هم لاف میزد. دوستی میگفت هر کی هر چی نداره از اون دم میزنه و همین هم انگار هست و الا آنچه عیان است چه حاجت به بیان است؟