حضور خانواده ها بیانگر ترس رهبران فرقه رجوی

حدود دو ماه حضور خانواده در جلو درب کمپ اشرف بیانگر ترس رهبران فرقه رجوی از ملاقات حضوری خانواده ها با بچه هایشان می باشد.هنوز خیلی از نفرات موجود در پادگان جدید عراق (کمپ اشرف) از حضور خانواده شان در جلو کمپ اشرف بی اطلاع هستند و فرقه بعضی ها را به تلویزیون می آورد تا نشان دهد که نفرات خودشان برای ملاقات نمی آیند از جمله این نفرات محمود و ناهید و مهری سعادت می باشند که سازمان از آنها خواسته جنگ علیه خانواده را شروع کنند و قبل از آمدن به تلویزیون از طریق تلفن با خانواده شان صحبت کرده بودند و چون خانواده به آنها جواب منطقی داده و آنها را مجاب می کنند و رهبران فرقه که می بینند روحیه این نفرات با صحبت خانواده متاثر شده ناچار در تشکیلات از طریق فشار روی آنها , آنها را وادار کردند در برنامه عید در سیمای به اصطلاح آزادی مصاحبه کنند و بگویند که جمهوری اسلامی مادر ما را وادار کرده تا جلو درب حاضر شود.
به این خاطر نیاز دانستم به رهبران فرقه بخصوص مریم رجوی که خود را مدافع حقوق بشر می داند بگویم که آنهایی که در جلو درب قرارگاه جدید عراق (قلعه اشرف) حضور دارند سالهاست که از انجمن نجات برای ملاقات فرزندانشان درخواست کرده اند که آنها را به عراق ببرند و اگر فرقه رجوی سایت انجمن نجات را دیده باشد حتماً نامه ها و درخواست ملاقات خانواده را که بر علیه سازمان می باشد خوانده است که آنها از سازمان حقوق بشر خواسته اند که در یک محیط بدون حضور نفرات فرقه بچه های خودشان را ملاقات کنند و با خواسته و تلاش خودشان با صلیب سرخ و نهادهای بین المللی دیدار کرده اند و در سایت این دیدارها موجود می باشد که می توانند رهبران فرقه به آنها مراجعه کنند و دیگر این کشکیات را سرهم نکنند.
حضور نفرات جداشده درایران از سال 83 به تمام ارگانهای بین المللی نشان داده و نشان می دهد که جمهوری اسلامی روی عفو اعضای فرقه رجوی که آنها را فریب داده و سواستفاده می کند ثابت قدم است و به همین خاطر هم یک نهاد مستقل به نام انجمن نجات را مجوز داده و جداشده ها وخانواده ها در آنجا فعالیت دارند , این انجمن که چندین بار هیئت صلیب سرخ در ایران از آن دیدار کرده، مستقل بودن وفعالیتهای ارزشمند آن را تحسین کرده و اگرچه هنوز اداره کننده های این نهاد به دلیل کمبود مالی نتوانسته به حد اکثر فعالیت برسند اما با کمک همان خانواده ها که در ایران حضور دارند ومتوجه فریب خوردن بچه هایشان شده اند حمایت شده و با انگیزه چند برابر فعالیت می کنند. اگرچه از این فعالیت ها در رسانه ها چیزی گفته نشده اما از هذیان گویی فرقه روشن است که این نهاد کار خود را خوب انجام داده است و سازمان تلاش می کند این انجمن را به ارگانهای دولتی ربط دهد ولی امروز تمام خانواده ها متوجه شده اند که آنهائی که در ایران هستند و از سازمان جدا شده اند دولت جمهوری اسلامی اساساً با آنها کاری ندارد و اگر درجایی مشغول به کار شده و سو پیشینه خواسته شده باشد هم کمک کرده و الان خیلی از آنها در ادارات دولتی کار می کنند و این بیانگر آن است که جمهوری اسلامی این ظرفیت را دارد که شهروند خودش را با هر عقایدی از حقوق اولیه شهروندی استفاده کند و این جمله برای دایناسورهای فرقه (رهبران عقب افتاده از جامعه امروز) روشن نیست و چون خودشان از تفتیش عقاید در تشکیلات استفاده می کنند فکر می کنند در همه جا تفتیش عقاید دارند در صصورتیکه در جمهوری اسلامی به نفرات جداشده احترام گذاشته و هر کس خواسته در هر جا کار کند بدون هیچ مشکلی وارد شده و هر کس نخواسته در اداره باشد شغل آزاد برداشته و الان هم خیلی موفق کار می کند و کسی تا حالا به آنها چیزی نگفته است که چرا در آنجا بودی و این را خانواده ها از نزدیک می بینند و به همین خاطر است که ماهها جلو درب اشرف می مانند تا فرزند خودش را ملاقات کنند و از مغزشوئی فرقه نجات دهد و این را رهبران فرقه می دانند که اگر خانواده ها در مقابل فرزندانشان قرار بگیرند , یا آنها از تشکیلات جدا می شوند و یا فرار خواهند کرد که در ایران پشتیبانی مثل خانواده دارند. برای رهبران فرقه این مرز سرخ شده تا ملاقات به نفرات ندهند , اگرچه خودشان هم می دانند این کار به سودشان نیست ولی بین بود و نبود در این مقطع نبود را در پیش گرفته و خیلی هم دست و پا می زد که نفرات از طریق تلفن و تلوزیون برعلیه خانواده اش بیایند اما موفق نشد تنها از 3 نفر استفاده کرده و چون آنها خانم بودند و الان فشار روی خانمها در تشکیلات بیش از حد می باشد و آنها هم به دلیل اینکه احساس می کنند از فرقه جدا شوند نمی توانند در کنار خانواده مثل دیگر اعضای خانواده زندگی کنند چون بعضی ها در آنجا ازدواج کردند و طلاق ایدئولوژیکی دادند و به این طلاق پایبند نیستند و چون در تشکیلات هم رابطه همسران تماماً قطع شده به خاطر جداشدن از تشکیلات به همین خاطر منتظر تعیین تکلیف نهایی نشسته اند , اینطور از نفرات این فرقه سواستفاده می کنند و می گویند که نفرات جدا نمی شوند , اگر راست می گوئید و آوردن این نفرات به تلویزیون به دلخواه خودشان بود این سوال پیش می آید که چرا وقتی مادر سعادت ها در جلو درب اشرف حضور داشت این 3 نفر را که خودت می گوئی به دلخواه خودشان نمی خواهند جدا و یا فرار کنند به ملاقات حضوری در یک مکان در نقطه ای خارج از قلعه اشرف را اجازه نمی دهی ملاقات انجام شود و این نکته اساسی برای همه روشن شده به جز رهبران فرقه , اگر راست می گوئید در عمل هم نشان دهید نه اینکه ملاقات حضوری ندهند و بگویند به دلیل اینکه با جمهوری اسلامی آمده اند حاضر نیستند ملاقات کنند و اگر این جمله درست است از طریق صلیب سرخ جهانی ملاقات حضوری به آنها بدهید. شما هم ای رهبران فرقه حرف خودتان را اثبات کنید ما هم حرف خودمان را در این میدان اثبات می کنیم ولی من می دانم چون در تشکیلات شما عمری را هدر دادم و از سیر تا پیاز شما خبر دارم که از زمان صدام هنوز پشت شما به آن کوه ممکن وصل بود از ملاقات ترس داشتید و تلاش می کردید این کار نباشد حتی تلفن را هم به خاطر این به نفرات می دادید که شاید از آن طریق خانواده آن نفر را در ایران زیر فشار دولت قرار دهید.چون از نیت شوم شما همه باخبر بودند شما دست خالی می شدید و خوراک تبلیغاتی پیدا نمی کردید از آنها یعنی خانواده ها در خواست کار تبلیغاتی می کردید و چون خانواده ها از این کارهای خبیثانه شما آگاه بودند بلی را می گفتند ولی عمل نمی کردند ولی امروز خانواده هایی که در ایران زندگی می کنند و روزمره از نزدیک با دولت آشنایی دارند به همین خاطر اگر مبارزه هم کنند با نام شما نمی کنند و اگر هم اعتراض داشته باشد از طریق خودشان به دولت و حکومت آزادانه بیان می کنند و هرگز هم جلوانتقادات را در حکومت جمهوری اسلامی گرفته نشده است , اگرچه در تشکیلات انتقاد به رهبری (مریم ومسعود) مرز سرخ است ولی برعکس در ایران به تمام سطوح می توانی انتقاد کنی کسی هم کار ندارد ولی در تشکیلات شما با یک شعار نویسی که در کمدها پیدا شده بود از زیراکسها گرفته تا پرینترها و کامپیوترهای خالی را جمع کردید و به همه مکانهای اداری قفل زدید ,فقط به یک شعار,اگر حفاظت اشرف دست نیروهای عراقی نبود همه آن قرارگاه را در منطقه اسکان که درسال 72 به زندان تبدیل شده بود در آنجا زندانی می کردید تا شعارنویس را باشکنجه و سرکوب پیدا کنید شما با این دیدگاه به همه دولتها نگاه می کنید , اینطور نیست بلکه در همه جا انسانهای آگاه و انقلابی از انتقاد استفاده می کنند و تشویق می کنند تا انتقاد بیشتر شود تا اشکالات خودشان را برطرف کنند. اما ای رهبران فرقه رجوی شما به خاطر اینکه به انتقاد اعتقاد ندارید نمی گذاشتید انتقاد شود و از به روز شدن عقب مانده اید و مثل دایناسورها زندگی می کنید امروز جامعه با انتقاد و با سلیقه های مختلف پیشرفت می کند.
اگر راست می گویید که به انتقاد از خود وانتقاد اعتقاد دارید رهبر فراری و خانم رجوی که الان در فرانسه است در یک برنامه رسانه ای به انتقادات درون تشکیلات جواب بدهند و شما در یک سالن ما هم چند ساعت شما را تحمل می کنیم و در آن سالن حضور پیدا می کنیم و رسانه ها این صحنه را پخش کنند , ما انتقادات را که سالها در تشکیلات شما انباشته شده به شما بگوییم و شما جواب بدهید اگر راست میگویید ولی می دانم که شما از کلمه سواستفاده می کنید به همین خاطر ما هم با شما به خاطر کلمه می جنگیم.
آمدن بچه های سعادت به تلویزیون زیر فشار تشکیلات و ملاقات ندادن آنها با همسرانشان تا سرنوشت خودشان را انتخاب کنند می باشد چون دو نفر از اینها به دلیل اینکه به طلاق شما اعتقاد ندارند و فکر می کنند باید منتظر همسران خودشان شوند تا از آنها جواب بگیرند وبه خاطر تبلیغات منفی شما برای خانم های جداشده آنها ناچار شده اند حرف های شما را قبول کنند و اینطور در درون تشکیلات از آنها برای دیگر نفرات استفاده کنید و در بیرون هم بگوئید خودشان راضی نبودند ولی خانم مریم بهتر می داند که مشکلات تشکیلات امروز چه است و همه نفرات به یک سوت به خانواده وصل شده است که اگر حمایت کند از تشکیلات جدا می شوند.
سعید

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.