رجوی وطن فروش بر طبل جنگ می کوبد

پس از خیمه شب بازی اخیر آمریکا علیه ایران و ملتهب کردن فضای بین المللی و پس از اینکه همه کارشناسان سیاسی و امنیتی بین المللی و همینطور تحلیل گران و مفسران سیاسی خود آمریکایی اذعان کردند که این سناریو (طرح ترور سفیر عربستان) یک سناریوی هالیوودی می باشد، فرقه رجوی نیز همپای وطن فروشان دیگر خارجه نشین سعی می کنند از این آب گل آلود ماهی بگیرند.
رجوی وطن فروش همیشه و تمام این سالها در پی آن بوده است که یک کشور با ایران درگیر شود تا بتواند او نوکری اش را کرده و هم پای آن به ایران حمله کند. استراتژی رجوی روی این بنا شده که در ارتباط با ایران درگیری نظامی رخ دهد بعد «ارتش آزادیبخش» او معنا پیدا کند.
ارتش آزادیبخش خیالی او در هیچ شرایطی معنا و مفهوم پیدا نمیکند مگر اینکه از طرف یک کشور دیگر با ایران نزاع رخ دهد. کما اینکه بنیانگذاری این ارتش هم در زمانی بود که صدام حسین با ایران درگیر جنگ بود و تا زمانی که صدام حال جنگیدن داشت در کنار او با ایران جنگیدند و سربازان بیگناه ایران را کشتند و وقتی هم که صدام تن به پایان جنگ داد رجوی در عراق بیکار شد. از آن زمان یا چشمش به صدام بود که روزی هوس جنگ به سرش بزند به قول رجوی که می گفت بارها به صدام و کسانی که با او ملاقات می کردند گفته است «راه فلاح سمت ایران است نه سمت کویت و جای دیگر» این عین جمله رجوی است که بارها و بارها در نشستهای عمومی بیان کرده است.
یعنی رجوی تنها و تنها در صورتی موجودیت او امکانپذیر است که نزاعی در منطقه رخ دهد و پای ایران در آن باشد تا بتواند به طرف مقابل ایران رفته و برای او نوکری کند. واقعا که مزدوری و خیانت تا اعمال خون و رگ و پوست این جنایتکار رسوخ کرده که حاضر است هر بیگانه ای که به ایران حمله میکند را در آغوش بگیرد و برایش نوکری کند.
پس از سقوط صدام نیز چشمش تماما به آمریکا بوده است که تحلیلها و تفسیرهای آنها که در نشستهای سیاسی داخلی بیان می کردند و حتی در گفتگوهای سیاسی آنها که در تلویزیون بیان می کنند همگی حاکی از این است که چشم انتظار جنگی هستند که آمریکا به ایران تحمیل کند. غافل از اینکه نه آمریکا دیگر پس از افغانستان و عراق دیگر هوای چنین جنگی را دارد و نه به لحاظ داخلی آمریکا با آن وضعیت اقتصادی و سیاسی که در کشورش حکم فرماست امکان چنین جنگی را به او می دهد.
در حالیکه اعتراضات داخلی آمریکا را در بر گرفته و وضع اقتصادی آن از هر زمان دیگری به وخامت گراییده سعی میکند این بحران را به خارج از مرزهای خود صادر کند و رجوی هم مثل همیشه فکر میکند که برای او آبی گرم می شود. رجوی بارها وبارها این شعر را که بقول خودش مصداق حال اوست را در نشستهای عمومی میخواند که حقیقتا هم استراتژی رجوی روی همین شعر بنا شده است: «تغاری بشکند ماستی بریزد جهان گردد به کام ما کاسه لیسان»
از استراتژی در گل مانده و اشرفیان داغان و متناقض و رهبری در سوراخ موش و رئیس جمهوری با رنگ و لعاب و آرایش در آغوش مقامات سابق آمریکایی دیگر چه انتظاری می توان داشت؟!!!

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن