مجاهدین خلق

از سرکوب اعضاء تا مسؤول اولی فرقه

از سرکوب اعضاء تا مسؤول اولی فرقه
سایت پرونده سیاه
پست مسئول اولی در فرقه رجوی نیز به مصداق شعر خیام:
در دایره ای که آمدن ورفتن ماست آن را نه هدایت، نه نهایت پیداست
کسی می نزند دمی در این معنی راست کین آمدن زکی ِ ورفتن زکجاست
میدانگاهی است که هر دوره یکی از سران فرقه یا اعضای شورای رهبری بایستی بیاید ونشو ونمایی بکند، وچند صباحی به نقش آفرینی بپردازد، تا نوبت به دیگران برسد.
اما بد نیست مختصری به صدیقه حسینی وسوابق گذشته او بپردازیم تا بدانیم چه بوده وقصد دارد چکار کند.
همانطوری که از سالیان قبل یعنی 69 ببعد صدیقه حسینی را می شناسم، در آن زمان زیرعضو یعنی پایین ترین لایه سازمان بود، که در یگانی به نام لشگر 86 تحت فرماندهی مرضیه فعالیت داشت.
در آن زمان به دلیل سرسپردگی وخشک مغزی فراوان از نظر فرماندهانش فرد بسیار مطلوبی بود، چون ویژگی های مورد نظر را که فقط بله قربان گوباشد وهیچ سوالی وابهامی نداشته باشد،دارا بود، طفلکی چیزی نمی فهمید که دچار سوال وابهام شود.
بتدریج روند رو برشد داشت بخصوص آن زمان با انقلاب ایدئولوژیک وبحث طلاق مصادف بود که از زنان بعنوان سوپاپ اطمینان استفاده می کردند، وبه آنها پر وبال می دادند، در این دوران کوتاه صدیقه در جمع چند نفر از دوستانش برای سر کوبی ومهار سایردختران وزنانی که در داخل یگان ها سری تکان می دادند وعرض اندام می کردند یا سر بحث انقلاب حرف داشتند، بکار گرفته می شدند، وجزء گروه ها واهرم های فشار تشکیلات محسوب می شدند که در خلال چند ماهه ای که بحث های داغ طلاق در سالن اجتماعات قرار گاه اشرف جریان داشت چند شیرین کاری کرد که بسرعت نقش نورچشمی فرماندهانش را بخود اختصاص داد؛ بد نیست بطور مختصر به چند مأ موریت صدیقه حسینی اشاره کنیم:
در گرما گرم بحث طلاق دو زن جوان که هر کدام بین یک تا دو ماه بود ازدواج کرده بودند، هرگز به بحث طلاق تن نمی دادند وپریشانی واضطراب در چهره هایشان آشکار بود، همیشه در آخر سالن قدم می زدند وگاهی هم از دور با شوهرانشان ارتباطاتی داشتند، صحنه های دردناکی بود که دو زوج در ابتدای زندگی با تمام عشق وعلاقه نسبت به همدیگر می بایستی اجباراً بدون رضایت طرفین فقط بفرمان رجوی وتحت فشار واجبار فرماندهان وتشکیلات که همه استراتژی رهبری فرقه را دنبال می کردند، طلاق بگیرند در هر حال دیدیم که این دو زن بشدت تحت کنترل ومراقبت باند صدیقه حسینی قرار گرفتند، وبعد از حدود یک ساعت متوجه شدیم که افراد صدیقه حسینی آن دو زن نگون بخت را به پشت دیوار مجموعه بهداشتی برده وآنها را با ضرب وشتم وتهدید وادار کردند تا در نشست پشت میکروفن بروند وبر خلاف میل باطنی خود از انقلاب ایدئولوژیک وطلاق اعلام حمایت کنند!
از شاهکار های دیگر صدیقه حسینی وباند سرکوب او این بود که در سال 70 در لشگر 35 که فرمانده محور مرضیه وفرمانده لشکر نیره باز گونه بود، دختری بنام نسرین در مورد بحث انقلاب وبحث طلاق بی میلی نشان می داد ودر چند نشست تلویحاً مخالفت می کرد، از آنجایی در جمع تعدادی بلحاظ فردی مدعی بود وزیِر بار زور نمی رفت، مورد غضب باند صدیقه حسینی قرار گرفت ، وچند بار هم درگیرشدند، نسرین بعد از مدتی به کار های هنری روی آورد، در چند مراسم ترانه خواند وبتدریج به یک خواننده شد، ، تا اینکه در توارن محبوبیت بین زنان ودوستانشان به یک خواننده تبدیل شد.
صدیقه نیز با رهنمود وهدایت مرضیه ونیره بازگونه برای نسرین نقشه ای طراحی می کنند وروزی در ساعات گرگ ومیش هوا او را به بهانه ورزش به سمت میدان ورزش زنان که یک چهار دیواری بسته بوده می برند وسر او را به دیوارمی کوبند وبر اثر ضربه مغزی فوت می کند، موضوع را تا یک سال کسی نفهمید، بعداً کشف شد که جسد او را مخفیانه به قبرستانی در جوار قرار گاه موسوم به بدیع زادگان برده اند، ودر همان جا اورا دفن می کنند ودر طی این سالیان فاش شد که اینگونه افراد زیاد هستند، که حتی سنگ قبر وهویت هم ندارند، این هم نمونه ای از سوابق تروریستی وشاهکارهای صدیقه حسینی است.
در این اواخر دیدیم چگونه با لگد به پیکرپوسیده انقلاب ایدئولوژیک وبحث طلاق زد، وجوانانی را که پس از سرنگونی صدام قصد جدایی از سازمان را داشتند، به اتاق خود می برد وبه آنها قول ازدواج وزن دادن وحل مسئله جنسی می داد، تا بدین وسیله بتواند شیرازه از هم گسیخته تشکیلات را تا چند صباحی دیگر سر پا نگه دارد.
تا ببینیم به کجا خواهد رفت.
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا