از پدر خوانده مافیایی تا مادر خوانده فرقه ای رجویها
عملکرد زنان در این باند همانند عملکرد زنان در مناسبات فرقه می باشد به عنوان مثال آنان هم برای ارتقا به سطح رهبری می بایست به درجاتی از شقاوت و خشونت و شکنجه گری و عقده ای بودن و حتی آدم کشی برسند و به قول سایت بی بی سی باید از به اصطلاح سقف شیشه ای عبور کنند تا به عنوان مادر خوانده های این باند شناخته شوند ولی در مناسبات فرقه رجوی زنان باید سه طلاقه کرده و به عقد مسعود در آیند و پس از آن به مدار شورای رهبری برسند تا دیگر راه بازگشتی برایشان وجود نداشته باشد.
تولد ومرگ سازمان مجاهدین
همزمان با تصرف قرارگاه اشرف در 6 مرداد 88 والتیماتوم یکماهه دولت عراق مبنی بر خروج اعضای باقیمانده سازمان از خاک عراق تشکیلات متلاشی شده فرقه رجوی دیگر هیچ راه گریزی در پیش رو ندارد.زیرا سازمان بدلیل دست زدن به بیشرمانه ترین جنایت ها در حق مردم عراق بخصوص در جریان انتفاضه مردمی هیچ مشروعیتی بین مردم ندارند واز طرف دیگر بدلیل عملکرد های تروریستی حتی هم پیمانهای دروغین اروپایی هم که این روزها برای آنها اشک تمساح میریزد مایل به پذیرش آنها نیستند
در خواست کمک خانواده های انجمن نجات اراک از سفیر سوئد
رفتار فرقه رجوی در طول سالیان گذشته با خانواده های اعضای این سازمان گویای بسیار شفاف از ایدئولوژی این فرقه در برابر منطق وقوانین می باشد. خانواده هایی که سالها از فرزندانشان بدور بودند و سازمان این حق را به خانواده ها نمی دهد که با فرزندانشان ملاقاتی صورت گیرد. ما از دولت سوئد به عنوان یک کشور مدعی بیطرفی و حامی حقوق بشر انتظار داریم به جای حمایت از یک فرقه تروریستی از حقوق خانواده ها برای دیدار مجدد فرزندانشان دفاع کنید. دیداری که موجب دمیده شدن مجدد روح زندگی می شود.
از تاسیس تا تعطیلی سازمان مجاهدین
استفاده افراد مرید طوری بود که دردرون فرقه نفرات را سرکوب وشکنجه وهزارویک مارک به نفر ات می زدند وگاه همین مریدین نفر را سربه نیست می کردند ودر خارج از اشرف نیز برای خود سوزی وعملیات تروریستی استفاده می کرد. رجوی بعد از شکست در سیاسی گری خود از هیچ چیزی فرو گذار نکرد ودر اشرف با کمک صدام وسایل نظامی دریافت کرد ولی در درون فرقه به نفرات القاء می شد که یک دولت می باشد. وچون برای نفرات موجود راه برون رفت وجود نداشت مورد سواستفاده سیاسی فرقه ای رجوی قرار گرفتند.
افطاری مجاهدین از اشرف تا اوور
دادن افطاری مانند قبل در قرارگاه اشرف فقط برای بدست آوردن حمایت از خودتان بوده است. بهتر بود برای همدردی با اشرف نشانان مقداری وضعیت ظاهری را حفظ می کردید. دادن افطاری به نظامیان عراقی صدام و دعوت کردن شیخ های طرفدار صدام و پر کردن شکم این سربازان فقط برای این بوده است که روزی اینها بدرد شما بخورند که البته صدام زودتر سرنگون شده و این آرزوی شما به گور رفته و اکنون همین مردم خالص هستند که برای بیرون کردن شما دست به تظاهرات می زنند. پر کردن شکم آنها هم کاری از پیش نبرد.
حضور خانواده براتعلی ریگی در دفتر انجمن نجات گلستان
چند روز قبل بعد از اینکه حسینعلی در جریان آخرین تحولات پادگان نظامی اشرف قرار گرفت، به دفتر انجمن نجات آمده و در مورد اعتصاب غذای تحمیلی که سران مجاهدین به سرکرده گی مسعود و مریم رجوی بر اعضاء آن به خصوص براتعلی ریگی تحمیل کرده بودند سئوال می کرد و مدام زیر لب بر سران جنایتکار و خوانخوار رجویها لعنت می فرستاد و از اینکه آن ظالمان خبیث باعث شده بودند که برادر وی در پادگان نظامی اشرف هرگونه سوء رفتاری را از طرف سازمان مجاهدین قبول کنند، از خداوند می خواست که سران فرقه مجاهدین را به خاک سیاه بنشاند.
آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت ششم
کمی شوکه شدم خواستم از فریده سوال کنم مگر من دوباره به یگان بر می گردم اما فریده فرصت سوال کردن را از من گرفت و گفت دیگر وقت ندارد و از اتاق بازجویی خارج شد. بعد از نیم ساعت برگشت و پرسید: اعتراف نامه را نوشتی؟ به او گفتم من این اعتراف نامه را تایید نمی کنم چون واقعیت ندارد و شما دارید مواردی را به من تحمیل می کنید که حتی تصورش برام مشکل است بنابراین اعتراف دروغ نخواهم کرد و چیزی هم نمی نویسم.
آمریکا میخواهد مجاهدین خلق را کنار بگذارد
مجاهدین خلق، در گفتگو با رسانه های غربی در پاریس، ادعا نمود که این عملیات توسط دولت نوری المالکی شیعه و به دستور ایران صورت گرفته. همچنین، این سازمان، صلیب سرخ را به مشارکت منفعلانه با مقامات عراقی و ایرانی متهم نمود. واقعیت امر این است که تصمیم برای تخریب رابطه با مجاهدین خلق توسط واشنگتن اتخاذ شد
کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد در آلمان، بلندگوی تبلیغات مجاهدین
در نهایت مجبور میشویم از خود سوال کنیم که تا چه اندازه می تواند یک کمیته ای مثل”کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد” مستقل باشد که دلایل و گفته های انجمن های همطراز با این کمیته و یا اشخاصی که به سازمان مجاهدین پشت کرده اند را حمله شخصی به خود تلقی می کند؟ و همزمان از گفتگو و بحث با جداشدگان و منتقدان سازمان مجاهدین طفره می رود. این کاملا مشخص است که”کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد” فقط به عنوان بلند گوی تبلیغاتی سازمان مجاهدین عمل کرده و در جلب حمایت سیاستمداران المانی برای مجاهدین نقش بازی میکند.
پرسش های بنیادین خانواده ها از رهبران مجاهدین
اعضای خانواده ی آقای علیرضا امیری با مراجعه به دفتر انجمن نجات ارومیه و تقاضای انعکاس دیدگاههایشان در واقع در جستجوی راهکارهایی برای نجات و رهایی علیرضا امیری از حصارهای ذهنی و فیزیکی رهبری عقیدتی مجاهدین هستند.تامل در سخنان خانم فاطمه امیری که برادرش مدت ده سال است با فریبکاری به اشرف منتقل شده است، می تواند ذهنیت، نگاه و بینش خانواده ها را نسبت به رویدادهای تلخ اخیر و بیزاری آنان را از رهبران مجاهدین بوضوح به تصویر کشد.
سقوط کامل اردوگاه عراق جدید و نگاهی به نقش دولت عراق
جمع شدن اردوگاه عراق جدید (اشرف) با توجه به تصمیمات دولت عراق جدی است و این رخداد بی شک جنبه عملی پیدا خواهد نمود_ زمان ونوع چنین تحولی بستگی زیاد به هشیاری _ برنامه ریزی ودقت عمل دولت عراق ومیزان وچگونگی حساسیت وتحرک وکوشش خانواده اسیران وارگان های حقوق بشری دارد _ پس بجاست تا خانواده اسیران ومدافعان حقوق بشر بر میزان تحرک خود بیافزایند تا بتوانند چنین روندی را به دورازهرگونه آسیب رسانی به جان این اسیران توسط سران گروه مسدود نموده
نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین
سئوال من این است که چرا این قدر بی عاطفه شدی؟ ناسلامتی من مادر شما هستم. واقعا خنده دار نیست سازمانی که مدعی است که در تمام نقاط دنیا نفوذ دارد از یک تماس تلفنی با خانواده ترس و هراس دارد. سازمانی که به شما که اعضای به اصطلاح خودش هستید اعتنایی نمی کند انتظار دارید به من مادر که ده سال روزگار برای دیدن شما لحظه شماری می کند توجه ای داشته باشد. ظلم بالاتر از این؟

