سه‌شنبه, ۷ مهر , ۱۴۰۵
در خواست کمک خانواده های انجمن نجات اراک از سفیر سوئد 16 شهریور 1388

در خواست کمک خانواده های انجمن نجات اراک از سفیر سوئد

رفتار فرقه رجوی در طول سالیان گذشته با خانواده های اعضای این سازمان گویای بسیار شفاف از ایدئولوژی این فرقه در برابر منطق وقوانین می باشد. خانواده هایی که سالها از فرزندانشان بدور بودند و سازمان این حق را به خانواده ها نمی دهد که با فرزندانشان ملاقاتی صورت گیرد. ما از دولت سوئد به عنوان یک کشور مدعی بیطرفی و حامی حقوق بشر انتظار داریم به جای حمایت از یک فرقه تروریستی از حقوق خانواده ها برای دیدار مجدد فرزندانشان دفاع کنید. دیداری که موجب دمیده شدن مجدد روح زندگی می شود.

از تاسیس تا تعطیلی سازمان مجاهدین 16 شهریور 1388

از تاسیس تا تعطیلی سازمان مجاهدین

استفاده افراد مرید طوری بود که دردرون فرقه نفرات را سرکوب وشکنجه وهزارویک مارک به نفر ات می زدند وگاه همین مریدین نفر را سربه نیست می کردند ودر خارج از اشرف نیز برای خود سوزی وعملیات تروریستی استفاده می کرد. رجوی بعد از شکست در سیاسی گری خود از هیچ چیزی فرو گذار نکرد ودر اشرف با کمک صدام وسایل نظامی دریافت کرد ولی در درون فرقه به نفرات القاء می شد که یک دولت می باشد. وچون برای نفرات موجود راه برون رفت وجود نداشت مورد سواستفاده سیاسی فرقه ای رجوی قرار گرفتند.

افطاری مجاهدین از اشرف تا اوور 15 شهریور 1388

افطاری مجاهدین از اشرف تا اوور

دادن افطاری مانند قبل در قرارگاه اشرف فقط برای بدست آوردن حمایت از خودتان بوده است. بهتر بود برای همدردی با اشرف نشانان مقداری وضعیت ظاهری را حفظ می کردید. دادن افطاری به نظامیان عراقی صدام و دعوت کردن شیخ های طرفدار صدام و پر کردن شکم این سربازان فقط برای این بوده است که روزی اینها بدرد شما بخورند که البته صدام زودتر سرنگون شده و این آرزوی شما به گور رفته و اکنون همین مردم خالص هستند که برای بیرون کردن شما دست به تظاهرات می زنند. پر کردن شکم آنها هم کاری از پیش نبرد.

حضور خانواده براتعلی ریگی در دفتر انجمن نجات گلستان 15 شهریور 1388

حضور خانواده براتعلی ریگی در دفتر انجمن نجات گلستان

چند روز قبل بعد از اینکه حسینعلی در جریان آخرین تحولات پادگان نظامی اشرف قرار گرفت، به دفتر انجمن نجات آمده و در مورد اعتصاب غذای تحمیلی که سران مجاهدین به سرکرده گی مسعود و مریم رجوی بر اعضاء آن به خصوص براتعلی ریگی تحمیل کرده بودند سئوال می کرد و مدام زیر لب بر سران جنایتکار و خوانخوار رجویها لعنت می فرستاد و از اینکه آن ظالمان خبیث باعث شده بودند که برادر وی در پادگان نظامی اشرف هرگونه سوء رفتاری را از طرف سازمان مجاهدین قبول کنند، از خداوند می خواست که سران فرقه مجاهدین را به خاک سیاه بنشاند.

آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت ششم 15 شهریور 1388

آرمان یا حماقت، شکنجه در قرارگاه اشرف – قسمت ششم

کمی شوکه شدم خواستم از فریده سوال کنم مگر من دوباره به یگان بر می گردم اما فریده فرصت سوال کردن را از من گرفت و گفت دیگر وقت ندارد و از اتاق بازجویی خارج شد. بعد از نیم ساعت برگشت و پرسید: اعتراف نامه را نوشتی؟ به او گفتم من این اعتراف نامه را تایید نمی کنم چون واقعیت ندارد و شما دارید مواردی را به من تحمیل می کنید که حتی تصورش برام مشکل است بنابراین اعتراف دروغ نخواهم کرد و چیزی هم نمی نویسم.

آمریکا می‌خواهد مجاهدین خلق را کنار بگذارد 15 شهریور 1388

آمریکا می‌خواهد مجاهدین خلق را کنار بگذارد

مجاهدین خلق، در گفتگو با رسانه های غربی در پاریس، ادعا نمود که این عملیات توسط دولت نوری المالکی شیعه و به دستور ایران صورت گرفته. همچنین، این سازمان، صلیب سرخ را به مشارکت منفعلانه با مقامات عراقی و ایرانی متهم نمود. واقعیت امر این است که تصمیم برای تخریب رابطه با مجاهدین خلق توسط واشنگتن اتخاذ شد

کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد در آلمان، بلندگوی تبلیغات مجاهدین 15 شهریور 1388

کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد در آلمان، بلندگوی تبلیغات مجاهدین

در نهایت مجبور میشویم از خود سوال کنیم که تا چه اندازه می تواند یک کمیته ای مثل”کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد” مستقل باشد که دلایل و گفته های انجمن های همطراز با این کمیته و یا اشخاصی که به سازمان مجاهدین پشت کرده اند را حمله شخصی به خود تلقی می کند؟ و همزمان از گفتگو و بحث با جداشدگان و منتقدان سازمان مجاهدین طفره می رود. این کاملا مشخص است که”کمیته همبستگی برای یک ایران آزاد” فقط به عنوان بلند گوی تبلیغاتی سازمان مجاهدین عمل کرده و در جلب حمایت سیاستمداران المانی برای مجاهدین نقش بازی میکند.

پرسش های بنیادین خانواده ها از رهبران مجاهدین 14 شهریور 1388

پرسش های بنیادین خانواده ها از رهبران مجاهدین

اعضای خانواده ی آقای علیرضا امیری با مراجعه به دفتر انجمن نجات ارومیه و تقاضای انعکاس دیدگاههایشان در واقع در جستجوی راهکارهایی برای نجات و رهایی علیرضا امیری از حصارهای ذهنی و فیزیکی رهبری عقیدتی مجاهدین هستند.تامل در سخنان خانم فاطمه امیری که برادرش مدت ده سال است با فریبکاری به اشرف منتقل شده است، می تواند ذهنیت، نگاه و بینش خانواده ها را نسبت به رویدادهای تلخ اخیر و بیزاری آنان را از رهبران مجاهدین بوضوح به تصویر کشد.

سقوط کامل اردوگاه عراق جدید و نگاهی به نقش دولت عراق 14 شهریور 1388

سقوط کامل اردوگاه عراق جدید و نگاهی به نقش دولت عراق

جمع شدن اردوگاه عراق جدید (اشرف) با توجه به تصمیمات دولت عراق جدی است و این رخداد بی شک جنبه عملی پیدا خواهد نمود_ زمان ونوع چنین تحولی بستگی زیاد به هشیاری _ برنامه ریزی ودقت عمل دولت عراق ومیزان وچگونگی حساسیت وتحرک وکوشش خانواده اسیران وارگان های حقوق بشری دارد _ پس بجاست تا خانواده اسیران ومدافعان حقوق بشر بر میزان تحرک خود بیافزایند تا بتوانند چنین روندی را به دورازهرگونه آسیب رسانی به جان این اسیران توسط سران گروه مسدود نموده

نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین 14 شهریور 1388

نامه خانم نوری به دخترش طیبه از اعضاء مجاهدین

سئوال من این است که چرا این قدر بی عاطفه شدی؟ ناسلامتی من مادر شما هستم. واقعا خنده دار نیست سازمانی که مدعی است که در تمام نقاط دنیا نفوذ دارد از یک تماس تلفنی با خانواده ترس و هراس دارد. سازمانی که به شما که اعضای به اصطلاح خودش هستید اعتنایی نمی کند انتظار دارید به من مادر که ده سال روزگار برای دیدن شما لحظه شماری می کند توجه ای داشته باشد. ظلم بالاتر از این؟

مجاهدین کیستند و چرا نیروهای عراقی به پایگاهشان حمله کردند؟ 12 شهریور 1388

مجاهدین کیستند و چرا نیروهای عراقی به پایگاهشان حمله کردند؟

اعضای گروه مجاهدین به دلیل حرارت شدید و فداکاری افراطی شان مورد توجه هستند، چیزی که احتمالاً موجب درگیری با نیروهای عراقی شده است و همچنین چندین تن از نیروهای عراقی را مجروح و دو نفر را به کشتن داد. در سال 2003، اندکی پس از دستگیر شدن خانم رجوی توسط پلیس فرانسه به دلیل مشکوک بودن وی به استفاده از دفاتر مجاهدین جهت طراحی عملیات تروریستی علیه مواضع دیپلماتیک ایران در اروپا، شماری از پیروان وی در اروپا خود را به آتش کشیدند و برخی به دلیل وخامت سوختگی ها جان باختند.

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و سوم 12 شهریور 1388

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و سوم

بعد از ورود به کمپ آمریکاییها در حین بیرون آوردن وسایلم از ماشین، عبدالله که مترجم کمپ امریکا بود با ماشین امریکائیها به استقبالم آمد و وسایلم را داخل ماشین برد و با هم به کمپ امریکا رفتیم.در راه عبدالله به من گفت: شما هیچ نگرانی نداشته باش. همه چیز حل می شود. حرف های امید بخش عبدالله خوشحالی و شادی مرا دوچندان کرد. وقتی به پشت سرم نگاه کردم و فهمیدم از قرارگاه اشرف فاصله گرفتم نفس راحتی کشیدم…

blank
blank
blank