ملوانان انگلیسی و ارتش خصوصی صدام!
ملوانان انگلیسی و ارتش خصوصی صدام! 21 فروردین 1385 انجمن نجات عده ای بر این باور بوده و هستند که سازمان مجاهدین خلق بعد از سقوط دیکتاتوری صدام حسین دچار بحران در استراتژی شده است. این باور از آنجا ناشی میگردد که آنان ، مجاهدین خلق را از بیرون مورد مطالعه قرار داده […]
ملوانان انگلیسی و ارتش خصوصی صدام
عده ای بر این باور بوده و هستند که سازمان مجاهدین خلق بعد از سقوط دیکتاتوری صدام حسین دچار بحران در استراتژی شده است. این باور از آنجا ناشی میگردد که آنان، مجاهدین خلق را از بیرون مورد مطالعه قرار داده و تحلیل میکنند و از درون آن خبر ندارند. اما کسانی که سالهای متمادی را با مجاهدین خلق گذرانده و با افکار و عملکردهای آنان بخوبی آشنایی دارند، هرگز مجاهدین را در بحران استراتژی نمی بینند
بهانه سران مجاهدين برای فرار از همبستگی
بهانه سران مجاهدين برای فرار از همبستگی پرويز حاتمی کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من: سران مجاهدين از اين ضربالمثل بعنوان شعاری کليدی بطور فراوان در نوشته ها و سخنرانيشان استفاده کرده، و بآن استناد ميکنند. مثال روشن، بيانیّه های ۵ فروردين ۱۳۸۶ و ۳ ديماه ۱۳۸۵ آقای مسعود رجوی هستند. زمان استفاده از […]
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت 1
شش تن از افراد جدا شده فرقه تروریستی رجوی به نام های آقایان مهران کریم دادی ساکن مشهد عضو سابق ارتش به اصطلاح آزادیبخش و مهمان میزگرد (مدت حضور در قرارگاه اشرف پانزده سال)، قادر رحمانی ساکن میاندوآب از کادرهای قدیمی و با سابقه تشکیلات رجوی (مدت استقرار در قرارگاه اشرف هیجده سال)، منصور تنهائی ساکن تکاب عضو با سابقه ارتش به اصطلاح آزادیبخش (مدت حضور در اشرف هیجده سال)، سعید باقری دربندی ساکن نقده از اعضای قدیمی فرقه رجوی (مدت اقامت در قرارگاه اشرف چهارده سال)، ناصر سید بابائی ساکن خوی با سابقه پنج سال اقامت در اشرف و خانم مرضیه قرصی ساکن میاندوآب (مدت اقامت درقرارگاه اشرف ده سال)، که مدتهای مدیدی در قرارگاههای فرقه رجوی در داخل خاک عراق حضور داشتند در میزگرد بررسی و کنکاشی بر نقض حقوق بشردر مناسبات درونی فرقه رجوی به تشریح و نقد برخوردهای قرون وسطایی مسئولان قرارگاه اشرف و عملکرد غیر انسانی رهبران فاشیست فرقه رجوی پرداختند.
حمله ی امریكاییها به خانهی حامی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در بغداد
حمله ی امریكاییها به خانهی حامی مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در بغدادوکالت براثا، هشتم آوریل 2007(ترجمه از ایران دیدبان) ارتش امریكا روز شنبه در بیانیهای اعلام کرد: در حملهی مشترک نیروهای امریكایی و عراقی به خانهی متعلق به یكی از احزاب سیاسی سنی در بغداد، مقادیر زیادی سلاح و تجهیزات ساخت بمب و موشك را […]
چه کسی می تواند قضاوت کند
وقتی که تاریخچه عملیات را مرور می کردم به یک نکته مهم برخوردم. و اینکه در عملیات تروریستی سازمان، چه کسی مشخص میکند که آن فرد را بایستی ترور کرد؟ و با توجه به اینکه این حکم بدون حضور متهم و وکیل مدافع مشخص می گردد، مجرم بودن فردی که ترور خواهد شد چگونه مورد بررسی قرار خواهد گرفت؟ خیلی فکر کردم. که بالاخره در این جنگ چه معیاری برای مشخص کردن خلق و ضد خلق داریم. و چه قانونی در اینجا حکم می کند.
مصاحبه آن سینگلتون با رادیو بی بی سی – قسمت اول
صبح بخیر، ساعت 11 صبح است و برنامه ما بصورت زنده از استودیوی بی بی سی بخش آسیا پخش میشود و طی یکساعت آینده با شما خواهیم بود. آیا میدانستید که یک متخصص کامپیوتر چهل و چند ساله با سلاح کلاشنیکف آشنایی داشته و دارای یک بچه 6 ساله است؟ آن سینگلتون گذشته ای متفاوت با اغلب مردم دارد. او به عراق رفته و با سازمان مجاهدین خلق به مدت 10 سال همراه بوده که تلاش میکردند دولت ایران را سرنگون نمایند.
مصاحبه آن سینگلتون با رادیو بی بی سی- قسمت دوم
اگر بخواهم صادق باشم من هیچگونه تصمیمی نداشتم که خودم یا دیگران را بکشم. اما در هر صورت چیزی که نمیفهمیدم این بود که من کاملا توی دست آنها بودم. اگر در آن زمان بر فرض مسعود رجوی که رهبر مجاهدین بود اعلام میکرد که ما قرار است به ایران حمله کنیم من هم با آنها میرفتم. اگر چه تمایلی به این کار نداشتم ولی میدانستم که در اعماق وجودم اراده ای که در برابر این خواسته مقاومت کنم نداشتم. القائات روانی آنقدر قوی و همه جانبه و مستمر بود که هرگز اجازه فکر کردن و تمرکز نمودن بر سایر مسائل را نمیداد. همانطور که گفتم آنها فضایی را بوجود آورده بودند که هیچگونه ارتباط بیرونی وجود نداشت و اشاره کردم که حتی با خانواده خود رابطه نداشتم.
بهانه سران مجاهدین برای فرار از همبستگی
سران مجاهدین از این ضربالمثل بعنوان شعاری کلیدی بطور فراوان در نوشته ها و سخنرانیشان استفاده کرده، و بآن استناد میکنند. مثال روشن، بیانیّه های ۵فروردین ۱۳۸۶و ۳دیماه ۱۳۸۵آقای مسعود رجوی هستند. زمان استفاده از این ضربالمثل در بخشی از نوشته ها و گفتار ها است که کمیّت تعین کننده است، مانند تظاهرات. مسئولین مثلاً در اینجا مصرّانه از دوستداران میخواهند که از آشنایانشان یاری بگیرند، مثلاً هر کس باید ۵نفر را به یک تظاهرات بیاورد. معمولاً در این فاز بعضی از بچه ها صحبت از تلاشهای ناکام قبلی میکنند و قولی مساعدی در این مورد نمیدهند. اینجاست که این مثل وارد کار میشود و تلویحاً بآنها دلداری میدهد، که بلی ما هم اینرا کم و بیش میدانیم،”کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من”.
هشتم آوریل روز بزرگداشت قربانیان فرقه رجوی
روزی است که جداشدگان برای بزرگداشت افرادی از مجاهدین که برای آزاد کردن مردم از یوغ دیکتاتوری، از لذایذ شیرین زندگی برای خود دست شسته و به سازمان مجاهدین پیوستند تا به خیال خود در راه آزادی مردم ایران گام برداشته و حتی زندگی خود را فدا کنند ولی با سراب قدرت طلبی رهبران مجاهدین روبرو شده و وقتی به این رسم خائنانه اعتراض کردند با زندان و شکنجه روبرو شده و نهایتاً به دست همانهایی که مدعی آزادی و مبارزه برای آزادی بودند به هلاکت رسیدند و کسی هم اجازه سوگواری بر این مرگ ناجوانمردانه را هم پیدا نکرد.
خیمه شب بازی مجاهدین و فاز انحلال
شاید تفاوت پیام اخیر رجوی با دیگر پیام های قبلی وی پیشگویی های وی باشد، جایی که اشاره می کند:” مقاومت ایران از ربع قرن پیش گفته بود که دیکتاتوری مذهبی و تروریستی کانون تنش و صدور تروریسم و ارتجاع در این منطقه از جهان است، حقیقتی که امروز آن را همگان به چشم می بینند” و” آخوندها بر لبه تیغ تحریم تسلیحاتی و مالی قرار گرفتند که از ربع قرن پیش خواستار آن بودیم”.

