ضرورت رهبری زنان برای ایران آزاد و دمکراتیک یا برای مسعود رجوی؟

در روزهای پر از ادعاهای دمکراسی‌خواهی برای آینده ایران، سران تشکیلات مجاهدین خلق تلاش می‌کنند که برگ برنده‌ای را در برابر رقبای خود رو کنند که نامش “رهبری زنان” است. مریم رجوی وارث رهبری کیش شخصیتی مسعود رجوی، در اقدامی شتابزده به استقبال روز جهانی زن رفت و از “ضرورت رهبری زنان برای ایران آزاد […]

در روزهای پر از ادعاهای دمکراسی‌خواهی برای آینده ایران، سران تشکیلات مجاهدین خلق تلاش می‌کنند که برگ برنده‌ای را در برابر رقبای خود رو کنند که نامش “رهبری زنان” است. مریم رجوی وارث رهبری کیش شخصیتی مسعود رجوی، در اقدامی شتابزده به استقبال روز جهانی زن رفت و از “ضرورت رهبری زنان برای ایران آزاد و دمکراتیک” سخن گفت.

تشکیلات مجاهدین خلق در پوشش نهادی به نام “کمیسیون زنان شورای ملی مقاومت”، کنفرانسی با عنوان “رهبری زنان؛ ضرورت ایران آزاد و جمهوری دموکراتیک” برگزار کرد که طی آن اعلام کند که مریم رجوی بهترین گزینه برای تغییر حکومت ایران است.

مریم رجوی در سخنرانی خود در این کنفرانس، با کنایه به رضا پهلوی ادعا می‌کند که “رهبری زنان شاخص قاطعی برای شناخت مدعیانی در صحنه سیاسی است که خود را جایگزین وانمود کرده‌اند”. رییس جمهور غیرمنتخب شورای ملی مقاومت که سالها تلاش کرد عدم مقبولیت تشکیلاتش در میان مردم ایران را انکار کند و خود را “تنها جایگزین” حکومت ایران معرفی کند، امروز برای جبران عقب ماندگی‌ها سعی میکند برای جلب حمایت سیاستمداران خارجی، از امتیازی به نام “رهبری زنان” بهره بگیرد.

ضرورت رهبری زنان در جوامع

بله، رهبری زنان به طور گسترده برای تغییرات دموکراتیک قوی ضروری تلقی می‌شود. پژوهش‌های سازمان‌های بین‌المللی، نشان می‌دهند که مشارکت و رهبری برابر زنان در سیاست و زندگی عمومی مردم جوامع، برای تضمین مشروعیت دموکراتیک، تقویت حکومت فراگیرتر و پاسخگوتر و دستیابی به اهداف توسعه پایدار، نیازی اساسی است.

رهبری زنان برای تغییر دموکراتیک به دلایل زیر ضروری تلقی می‌شود:

الف. بهبود نتایج سیاست‌گذاری‌ها: زنان در نقش‌های رهبری اغلب سیاست‌هایی را در اولویت قرار می‌دهند که به نفع آسیب‌پذیرترین افراد جامعه، از جمله بهداشت، آموزش، مراقبت از کودکان و حمایت اجتماعی است.
ب. تقویت مشروعیت دموکراتیک: مشارکت زنان، دموکراسی را نهادینه‌تر می‌کند، زیرا آنها دیدگاه‌های متنوعی را مطرح می‌کنند. این امر در نهادهای شهری که به عنوان اولین نقطه تماس بین شهروندان و دولت عمل می‌کنند، بسیار مهم است.
ج. کاهش فساد و بهبود خدمات: افزایش حضور زنان در مناصب انتخابی با سطوح پایین‌تر فساد و ارائه خدمات عمومی مؤثرتر و مداوم‌تر رابطه مستقیم دارد.
د. ترویج صلح و ثبات: کشورهایی که تعداد بیشتری از زنان در قدرت سیاسی دارند، عموماً کمتر احتمال دارد که به جنگ بروند یا مرتکب نقض حقوق بشر شوند.
ه. سبک‌های رهبری تحول‌آفرین: سیاستمداران زن اغلب سبک‌های مشارکتی‌تر و فراگیرتری را اتخاذ می‌کنند که می‌تواند به کاهش اختلافات در محیط‌های سیاسی قطبی‌شده کمک کند.

اما پرسش اینجاست. آیا در سازمان مسعود رجوی، که هژمونی زنان برقرار است، موارد بالا محقق شده است؟

مریم رجوی از ضرورت رهبری زنان می‌گوید، نه به دلایلی که در بالا ذکر شد، بلکه به این دلیل که این نکته را امتیازی برای اپوزیسیون خود می‌داند چرا که تشکیلات مجاهدین خلق در ظاهر تشکیلاتی است که با رهبری زنان اداره میشود و در حرکت های تشکیلاتی همواره بسیار سازمان یافته و منظم عمل کرده است. اما آیا علت این سازمان یافتگی هژمونی زنان است یا ساختار فرقه ای سلسله مراتبی کیش شخصیتی رجوی؟

در سازمان رجوی که اداره کنندگان آن را زنان تشکیل می‌دهند، دقیقا و تحقیقا، زنان از حقوقی که مریم رجوی برای مخاطبانش در سخنرانی‌اش در کنفرانس مذکور برمی‌شمرد، محروم هستند. مریم رجوی به طرح ده ماده ای خود ارجاع میدهد و ادعا میکند امتیاز او در برابر سلطنت طلبان این است است که در حکومت دمکراتیک مورد نظر او، زنان ” از آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، تا حق انتخاب آزادانه پوشش، آزادی اشتغال، حق فعالیت سیاسی-اجتماعی و اقتصادی، حق استفاده بدون تبعیض از کلیه امکانات هنری و ورزشی، دریافت مزد مساوی با مردان در برابر کار مساوی، آزادی گزینش همسر، حق متساوی طلاق و منع هر گونه بهره‌کشی جنسی از زنان تحت هر عنوان” برخوردارند.

این در حالی است که زنان درون قرارگاه اشرف 3 در آلبانی نه تنها از هیچ کدام از حقوق بالا برخوردار نیستند بلکه ملزم به رعایت “حجاب اجباری”، “دین اجباری” و “حکمرانی اجباری” مسعود رجوی، حتی در زمان غیبت او هستند.

نقش واقعی زنان در تحقق دمکراسی

زنان دموکراسی را نجات خواهند داد، اما نمی‌توانند به تنهایی این کار را انجام دهند. اکنون، بیش از هر زمان دیگری، هر فعالیتی در راستای دمکراسی‌خواهی و وطن پرستی باید با همکاری میان زنان و مردان و میان قشرهای مختلف سیاسی باشد. در این قشرهای سیاسی ناقضان حقوق بشر و حقوق زنان و گرو‌ههایی با سوابق خشونت آمیز و غیردمکراتیک همچون مجاهدین خلق جایی ندارند.

فارغ از اینکه دیگر اپوزیسیون‌های ایرانی کیستند و چه می‌گویند، مریم رجوی باید یک حقیقت ساده را بپذیرد: واقعیت غیردمکراتیک تشکیلات مجاهدین خلق و نقض آشکار حقوق زنان در این تشکیلات در طول پنج دهه گذشته به اندازه کافی مستند نگاری شده است که ملت ایران بدانند، رهبری مجاهدین خلق وقتی از گرامی‌داشت روز جهانی زن می‌گوید تا چه اندازه به آن باور دارد و در عمل به کار بسته است.

دموکراسی بدون برابری جنسیتی نمی‌تواند شکوفا شود و برابری جنسیتی به معنای حق برابر زنان و مردان در پیشبرد اهداف دمکراتیک است. کارشناسان بر این باورند که در در دنیای امروز، زنان یا مردان نمی‌توانند چالش‌های سیستمی را به تنهایی حل کنند.

مزدا پارسی