عباس جان سلام حالت چطور است؟ خوبی؟ چند سال است از همدیگر خبری نداریم و تماسی با نمی گیری تا از خودت و وضعیت جسمی ات با خبر شویم. خواهرت خیلی نگران شماست و وقتی نام شما را جلوی او می گوییم می زند زیر گریه. زمانی که سرباز بودی از جبهه به مرخصی می […]
عباس جان سلام
حالت چطور است؟ خوبی؟ چند سال است از همدیگر خبری نداریم و تماسی با نمی گیری تا از خودت و وضعیت جسمی ات با خبر شویم. خواهرت خیلی نگران شماست و وقتی نام شما را جلوی او می گوییم می زند زیر گریه. زمانی که سرباز بودی از جبهه به مرخصی می آمدی و می گفتی روز شماری می کنم که خدمت سربازی ام به اتمام برسد و به آغوش شما برگردم. چه شد که فریب خوردی و سالها از خانواده ات دور شدی؟ من هم مثل برادرت هستم دلم به حالت می سوزد. دلم از این می سوزد که فریب کسانی را خوردی که دشمنان مردم ایران هستند. مردم شریف ایران نامی از آنها نمی برند و سالهاست آنها را به زباله دان تاریخ سپرده اند. بله عباس جان بهتر است دنبال واقعیت ها باشی. در کمپ بسته از اخبار بی اطلاع هستی و خبر نداری اطرافت چه می گذرد. خبرهای کذب به شما می دهند و شما فکر می کنید خبرهایی هست. عباس جان به خودت بیا شما خانواده داری و خانواده ات چشم انتظارند. دلشان می خواهد به آغوش آنها برگردی و در کنار آنها زندگی کنی. نگران آینده ات نباش فقط خودت را از کمپ آزاد کن .
همه خانواده ات منتظر روزی هستند که خودت را آزاد کنی . به امید آن روز .
قربانت – رضا محمدی پناه















