سلام دوستان موضوع اعضای ناراضی و خواهان جدایی، پدیده برجسته شده در مناسبات و تشکیلات گروه تروریستی مجاهدین هست. آیا همین موضوع در بستر فعالیتهای سایر گروههای تروریستی مرتبط با کشورمان هم وجود دارد؟ چرا برای این سازمان خود این مسئله و حواشی آن مهم است؟ شاید به جرات بتوان گفت کشتن عواطف انسانی، دستورات […]
سلام دوستان
موضوع اعضای ناراضی و خواهان جدایی، پدیده برجسته شده در مناسبات و تشکیلات گروه تروریستی مجاهدین هست. آیا همین موضوع در بستر فعالیتهای سایر گروههای تروریستی مرتبط با کشورمان هم وجود دارد؟ چرا برای این سازمان خود این مسئله و حواشی آن مهم است؟
شاید به جرات بتوان گفت کشتن عواطف انسانی، دستورات تشکیلاتی برای طلاق و جدایی همسران از هم، حرام دانستن ارتباط با خانواده و جامعه شهری، گسترش افکار دگماتیستی همانند سرسپاری کورکورانه به رهبری جنایتکار این گروه، نابودی کوچکترین زوایای حس آزادی در مناسبات، ممنوعیت هرگونه انتقاد از عملکرد سازمان، سرکوب نفرات خواهان جدایی با برگزاری جلسات مغزشویی و ایزوله کردن و همراه با توهین و تهدید به سر به نیست شدن، تحقیر و کتک کاری و نهایتا حبس در زندان های تشکیلات و گاها حذف و فراهم نمودن فضا برای خودکشی، همه و همه مشخصه های فکری نفر خواهان جدایی از این گروه بشمار می آید …
مسعود تقی پوریان














