بنا بر اظهارات اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، رفتوآمد اعضای کمپ اشرف ۳ در روستای مانز آلبانی به خارج از این محل طی ماههای اخیر به حداقل رسیده است. در میان ساکنان این کمپ، افراد سالخوردهای حضور دارند که بسیاری از آنان با بیماریهای مزمن و مشکلات جسمی و روانی دستوپنجه نرم میکنند. آیا […]
بنا بر اظهارات اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، رفتوآمد اعضای کمپ اشرف ۳ در روستای مانز آلبانی به خارج از این محل طی ماههای اخیر به حداقل رسیده است. در میان ساکنان این کمپ، افراد سالخوردهای حضور دارند که بسیاری از آنان با بیماریهای مزمن و مشکلات جسمی و روانی دستوپنجه نرم میکنند.
آیا یک انسان سالخورده و بیمار، حق ندارد آزادانه به پزشک متخصص و بیمارستان مراجعه کند؟
به دلیل نگرانی تشکیلات از فرار یا جدایی اعضا، برخی مراجعات پزشکی در خارج از کمپ لغو یا محدود شده است. همچنین ادعا شده است که درمان بسیاری از بیماران با امکانات پزشکی داخل کمپ انجام میشود؛ امکاناتی که منتقدان آن را برای رسیدگی به بیماریهای پیچیده و تخصصی کافی نمیدانند.
البته مسئولین و فرماندهان سازمان مجاهدین برای مداوا و معالجه به کشورهای اروپایی اعزام میشوند تا هیچ کوتاهی برای درمان این افراد صورت نگیرد به همین دلیل اعضای رده بالای سازمان برای چکاپهای دورهای و معالجه به خارج اعزام میشوند.
در میان ساکنان اشرف ۳ افرادی با بیماریهایی مانند دیابت، فشار خون، بیماریهای قلبی، و سرطان وجود دارند. سالمندانی که به مراقبت تخصصی نیاز دارند. در چنین شرایطی، مراقبت پزشکی فقط دادن دارو یا مراجعه به یک درمانگاه نیست. بیمار مبتلا به سرطان، بیماری قلبی یا دیابت ممکن است به آزمایشهای تخصصی، تصویربرداری، جراحی، پزشک متخصص و مراقبتهای بیمارستانی منظم نیاز داشته باشد.
اگر فرد بیمار به دلیل محدودیتهای تشکیلاتی نتواند آزادانه از خدمات درمانی مورد نیاز خود استفاده کند، موضوع دیگر صرفاً یک مسئله پزشکی نیست؛ بلکه به یک مسئله جدی حقوق انسانی تبدیل میشود.
یکی از ادعاهای مطرحشده در منابع منتقد سازمان این است که طی مدتی، اعزام برخی اعضا به مراکز درمانی خارج از کمپ کاهش یافته و درمانگاه داخلی جایگزین بخشی از مراجعات بیمارستانی شده است. گزارشهایی نیز درباره افزایش مشکلات ناشی از سالمندی، افسردگی و اختلالات حافظه در میان برخی ساکنان منتشر شده است.
این موضوع اگر صحت داشته باشد، نشان میدهد که بخش قابل توجهی از ساکنان ممکن است دیگر همان افراد جوان و آماده فعالیتهای تشکیلاتی دهههای گذشته نباشند؛ بلکه امروز به مراقبت، پرستاری، دارو، خدمات تخصصی و مهمتر از همه احترام و کرامت انسانی نیاز دارند.
انسانی که هفتاد ساله شده و بیمار است، دیگر مناسب کار تشکیلاتی نیست. او یک انسان سالخورده است که حق دارد درباره سلامت و زندگی خود تصمیم بگیرد.
چرا اجازه نظارت مستقل داده نمیشود؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره اشرف ۳، مسئله دسترسی نهادهای مستقل است. گزارشها و اظهارات منتقدان سازمان از محدودیت شدید ورود خبرنگاران، گروههای حقوق بشری و نهادهای مستقل به این محل سخن میگویند.
در حالی که سازمان مجاهدین خلق ادعا میکند که شرایط زندگی و درمان ساکنان اشرف ۳ مناسب است، راه منطقی برای اثبات آن باز کردن درها به روی ناظران مستقل، است.
مسئولان کمپ باید اجازه دهند پزشکان مستقل، نهادهای حقوق بشری و خبرنگاران، با رعایت قوانین آلبانی و حفظ حریم خصوصی افراد، وضعیت را بررسی کنند. این نظارت میتواند بهترین فرصت برای اثبات ادعای آنها باشد.
شفاف سازی مرگ اعضای سالخورده یک ضرورت است
در متنهای منتشرشده از سوی منتقدان سازمان، اخبار متعددی درباره مرگ اعضای سالخورده و بیمار در اشرف ۳ مطرح شده است. از جمله به مرگ نسرین شهرابی فراهانی در سن ۶۹ سالگی و مژگان مهدوی که دو هفته پیش فوت شده اشاره شده است.
در اینجا نیز مسئله اصلی نه سیاسی است و نه تبلیغاتی. هرگاه انسانی در یک محیط بسته و تحت حکمرانی یک تشکیلات فوت کند، خانواده، افکار عمومی و نهادهای مسئول حق دارند که بدانند:
علت دقیق مرگ چه بوده است؟
آیا بیمارستان یا پزشک مستقل او را معاینه کرده بود؟
آیا بیماری او بهموقع تشخیص داده شده بود؟
آیا درمان تخصصی در اختیارش قرار گرفته بود؟
و آیا درباره مرگ او تحقیقات پزشکی و قانونی مستقلی انجام شده است؟
این پرسشها درباره هر انسانی، صرفنظر از گرایش سیاسی او، مشروع است. همچنین خانواده فرد که در بیرون از تشکیلات هستند باید پس از مرگ او به اسناد و مدارک فوتی او و وسایل بازمانده از او دسترسی داشته باشند.
تناقض تلخ
اگر روایتهای منتقدان و اعضای پیشین تشکیلات مجاهدین نادرستاند، بررسی مستقل میتواند آنها را رد کند. و اگر بخشی از آنها درست باشد، افکار عمومی باید از حقیقت مطلع شود. چرا یک نهاد مستقل پزشکی و حقوق بشری نباید بتواند درباره این ادعاها تحقیق کند؟
سازمان مجاهدین همواره خود را مدافع حقوق بشر و حتی اخیرا آماده کمک به مشکلات زندانیان در ایران معرفی کرده است. این تناقض پرسش سادهای ایجاد میکند: اگر دفاع از حقوق زندانیان و بیماران در ایران وظیفه انسانی است، چرا همین معیار نباید درباره اعضای سالخورده و بیمار خود سازمان نیز اعمال شود؟
حقوق بشر، انتخابی و گزینشی نیست. اگر یک انسان در تهران بیمار است، حق درمان دارد. اگر یک انسان در مانز آلبانی بیمار است، او نیز همان حق را دارد. اگر یک زندانی در ایران نیازمند پزشک متخصص است، باید به پزشک دسترسی داشته باشد. و اگر یک عضو سالخورده در اشرف ۳ به بیمارستان نیاز دارد، نباید هیچ ملاحظه تشکیلاتی مانع درمان او شود.
درخواست یک بررسی مستقل
اکنون زمان آن است که نهادهای مسئول در آلبانی و سازمانهای معتبر حقوق بشری، بدون وابستگی به هیچ طرف سیاسی، درباره وضعیت پزشکی و انسانی ساکنان اشرف ۳ تحقیق کنند. این بررسی باید شامل دسترسی به پزشکان مستقل، وضعیت بیماران مزمن و سرطانی، امکان مراجعه به بیمارستانهای تیرانا، شرایط سالمندان، دسترسی منظم به دارو و مراقبتهای تخصصی، وضعیت ارتباط اعضا با خانوادههایشان و همچنین نحوه ثبت و اعلام موارد فوت باشد.
کمک به انسانهایی که سالها در این تشکیلات زندگی کردهاند و امروز، در سالهای سالمندی و بیماری، بیش از هر زمان دیگری به مراقبت و حمایت انسانی نیاز دارند، یک ضرورت است.
اگر رهبران مجاهدین ادعا دارند که این نگرانیها بیاساس است، سادهترین راه برای پاسخ دادن، شفافیت است. درهای اشرف ۳ را به روی ناظران مستقل باز کنند. اجازه دهند پزشکان مستقل بیماران را ببینند. اجازه دهند وضعیت زیستی و سلامت سالمندان بررسی شود. اجازه دهند درباره مرگومیرها تحقیق شود. اجازه دهند خانوادهها از وضعیت عزیزانشان مطلع شوند و اجازه دهند حقیقت، نه تبلیغات، درباره وضعیت اشرف ۳ قضاوت کند.
حقوق بشر زمانی معنا دارد که شامل “خودیها” هم بشود. شاید امروز مهمترین سؤال درباره اشرف ۳ همین باشد: اگر در این کمپ چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد، چرا نباید درهای آن به روی یک نظارت مستقل و انسانی باز شود؟













