موضوع مرگ و میر اعضا در تشکیلات مجاهدین خلق یکی از مسائل قابل تأمل در بررسی وضعیت افراد ساکن در این اردوگاهها است. در سالهای اخیر، گزارشها و اخبار حاکی از افزایش مرگومیر در این تشکیلات بوده است؛ موضوعی که از زاویههای گوناگون مورد توجه پژوهشگران و منتقدان قرار دارد. در همین راستا، در طول […]
موضوع مرگ و میر اعضا در تشکیلات مجاهدین خلق یکی از مسائل قابل تأمل در بررسی وضعیت افراد ساکن در این اردوگاهها است. در سالهای اخیر، گزارشها و اخبار حاکی از افزایش مرگومیر در این تشکیلات بوده است؛ موضوعی که از زاویههای گوناگون مورد توجه پژوهشگران و منتقدان قرار دارد. در همین راستا، در طول سالهای گذشته نیز شماری از اعضای جداشده، طی روایتهای مختلف، از وجود فشارهای روانی، محدودیتهای شدید فردی، بازجوییهای درونسازمانی و برخوردهای سخت در مناسبات داخلی این سازمان سخن به میان آوردهاند.
برخی از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق شهادتهایی درباره بدرفتاری با اعضای منتقد و مرگ چند تن از آنان در بازداشتگاههای داخلی ارائه دادهاند. یکی از عوامل اصلی این تلفات، شرایط سختی است که تشکیلات رجوی بر اعضای خود اعمال میکند. شکنجه اعضا و نقض حقوق انسانی، از جمله موضوعات بسیار بحثبرانگیز در مناسبات داخلی این سازمان است؛ بهویژه فشارهای روحی و روانی، تهدیدها، برخوردهای خشونتآمیز و محدودیتهای شدیدی که در مناسبات فرقه حکمفرماست. این فشارها که روزانه تحت عنوان “عملیات جاری” بر افراد تحمیل میشود، تأثیرات روانی و جسمی مخربی بر اعضا میگذارد. در تشکیلات رجوی، یکی از “مرزهای سرخ” اساسی این است که هیچکس حق ندارد با تصمیمات رهبری مخالفت کند یا عقاید شخصی خود را بیان نماید. اگر کسی ذرهای با خطمشی رهبری سازمان زاویه داشته باشد، بهشدت و با روشهای تشکیلاتی سرکوب میشود.
یکی از دلایل مرگ زودهنگام افراد در درون سازمان مجاهدین خلق، فشارهای شدید روحی و تشکیلاتی بر روی اعضاست. نبود آمار دقیق و اطلاعات شفاف درباره علت فوت این افراد، پرسشهای فراوانی را برای خانوادههای آنان ایجاد کرده است؛ بهطوریکه این خانوادهها اغلب تنها خبر درگذشت عزیزانشان را دریافت میکنند. آگاهی از علت مرگ عزیزان، از حقوق اولیه بشر است، اما در تشکیلات رجوی این حق بهرسمیت شناخته نمیشود و حقیقتِ مرگ انسانها در سکوت و فضای بسته تشکیلاتی دفن میگردد.
هیچ تشکیلات سیاسی یا عقیدتی نباید آزادی اندیشه، کرامت انسانی و حق انتخاب اعضای خود را نادیده بگیرد. مبارزه برای آزادی و عدالت زمانی معنای واقعی خود را پیدا میکند که درون همان تشکیلات نیز حقوق و آزادیهای انسانی محترم شمرده شوند؛ چرا که دستیابی به آزادی واقعی بدون احترام به انسان، نفی خشونت و پاسداشت حقوق بشر هرگز امکانپذیر نخواهد بود.
محمد رضا گلی













