اگر زنان فرقه رجوی فرزندی بدنیا بیاورند دودمان فرقه را ویران خواهد کرد پس بنابراین فرزند انسانی حق حیات و تولد ندارد پس طبق دستور سریح رهبر فرقه باید نابود شوند. ماحصل این خطوط ایدئولوژیک افرادی خواهند بود مکانیکی و فاقد کوچکترین احساس و عاطفه و محبت و عشق و پرنسیبهای انسانی، و فقط میکشند، شکنجه میکنند، جاسوسی میکنند، ترور میکنند درندگی و توحش ضد انسانی میکنند!
خبر اول تاریخ
تولد فرزند انسانی ممنوع
خبر تکاندهنده است
خبر وحشتناک
خبر جانکاه
نه! نه!
این یک خبر نیست
یک جنایت مخوف است
از جنس خبر نیست
دهشتناک و مخوف است
خبر روز نیست
خبر سال نیست
خبر قرن نیست
خبری از تاریخ هم نبوده است!
آیا؟
آیا نشنیدید؟
خبر تلخ جانسوز تاریخ را!؟
فاجعه از دیر باز آغاز شده است
از زمانی که انسان خود را ناتوان یافت
از زمانی که تسلیم تقدیر کور شد
از زمانی که مجبور به سازش با شرایط شد
از زمانی که حاکمان ستمگر قادر و قدرت مطلقه شدند
و ما ابزاری برای سود و سرمایه
و دیگر آدم به حساب نیامدیم!
تا چه رسد به ارزش انسانی!؟
عده ای شدند ظل السلطان
و نماینده خدایگان
و بر تاریخ حکم راندند
و اسم هر دروغ را حدیث و روایت گذاشتند
و آن زمان
من و تو هیچ شدیم!
هیچ و هیچ و هیچ!
و همچنان من و تو را بیشرمانه هیچ میپندارند
و در توهم بیمارگونه خود گرفتارند
و میدانند
که خود هیچ و پوچند
آهای کجائید؟
شما که هنوز تاریخ نویس روایت هابیل و قابیل هستید
شما که از هر تخیلی یک رمان مینویسید
شما که شاعر احساسات خود هستید
شما که تصویر گر صحنه های مجرد هستید
شما که رپرتاژگر ناتوانی و نادانی خود هستید
شما که تاریخ را طنز تلخ میدانید
شما که در تکرار حوادث گرفتارید
شما که همچنان مداح دیر رسیدن نوشدارو به سهراب هستید
شما که دشمن ترین و مجرمترین آدمهای تاریخ بشر را شمر و یزید میدانید
یا شما که داستان هزار و یک شب را از برید
شما که داستان سرایی عشاق را قبله گاه خود میپندارید
شما که اثر پیکاسو را میپرستید
شما که سر در گم فلسفه ارسطو و افلاطون هستید
شما که قله متافیزیک را آنقدر در نورده اید که میگوئید از خدا یتان هم یک پله بالا تر رفته اید
شما که میگوئید عارفید و در عشق پرستی از همه سبقت گرفته اید
شما که مدعی حقوق بشر و صلح هستید
شما که میگوئید در علم نابغه هستید
شما که میگوئید افتخارتان این است که کوروش 2500 سال پیش منشور حقوق بشر را نوشت
شما که مدعی 7-8 هزار سال تاریخ تمدن هستید
شما که پیرو و رهرو فلان عارف و فیلسوف و عالم و رهبر و پیامبر هستید
شما که صدای خود را نمیشنوید
چگونه میخواهید صدای تاریخ را بشنوید
خبر پر از درد بود
خبر اول تاریخ بود
خبر درد تاریخ بود!
شنیده بودیم از زنده بگورشدن
– دختران خردسال و خواهرانمان
یا از کشتن پسران خردسال در قانون فرعونی
شنیده ها و دیده ها همچنان بسیار
وای چه غمگین و تاسف بار!؟
خبر اول تاریخ این است:
هیچ فرزندی نباید متولد شود
تولد قرزند انسانی ممنوع
تولد عشق ممنوع
تولد حیات ممنوع
تولد زندگی ممنوع
تولد انسان ممنوع
تولد مهر و عاطفه ممنوع
ممنوع! ممنوع! ممنوع!
همه چیز ممنوع!
آیا هنوز فکر میکنید خبر را نشنیده اید؟
راستی راستی نشنیده اید؟
یا به درد تجارتتان نمیخورد؟
یا روانتان تسلیم شده است؟
یا نه به شما مربوط نیست؟
پس به کی مربوط است؟
خبر اول تاریخ این است:
خالقان انسان باید نابود شوند
خالقان تولد حیات و عشق و زندگی باید نابود شوند
خالقان تولد من و تو باید سلاخی شوند
« رحم » زنان باید سلاخی شود!
« رحـــــــــم زنــــــــــان بـــــایـــــد ســــــلاخـــــــی شـــــــود »
میدانید چرا؟
میدانید چرا؟؟
میدانید چرا؟؟؟
با شمایم!
میتوانید باور کنید چرا؟
اینها قوانین این فرقه است:
۱ – ۳ – ۵ – ۷ – ۹ – ۱۱ – ۱۲ –
برچسب ها
افراد در محیط بسته تشکیلاتی وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد
هیچ عشقی جز عشق به برادر مسعود روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984
۳۰ مهر آزادی و یا اسارت زنان در مجاهدین خلق
بحث درباره روز ۳۰ مهر و شعار “آزادی زنان” در سازمان مجاهدین خلق، یکی از پرجنجالترین و در عین حال تلخترین تناقضهای درونی این تشکیلات است. در تقویم و تبلیغات رسمی سازمان، ۳۰ مهر (سالروز انتخاب مریم رجوی به عنوان مسئول اول سازمان در سال ۱۳۷۲) به عنوان نقطهعطفی برای “رهایی و آزادی زنان” تبلیغ […]
وقتی زندانی سیاسی آرزوی بازجو شدن دارد
یکی از خاطراتی که از دوران حضورم در مناسبات تشکیلات مجاهدین به یاد دارم، مربوط به یکی از نشستهایی است که در آن از اعضا پرسیده شد: “اگر روزی سرنگونی محقق شود، میخواهید چهکاره شوید و چه مسئولیتی بر عهده بگیرید؟” طبیعتاً پاسخها متفاوت بود و هرکس بر اساس تصور خود از آینده، شغل یا […]
روایت دیگری از امیر یغمایی، نسخه مجاهدین خلق در جهان 1984
در این بخش از “۱۹۸۴” جورج اورول، “اوبراین” از قدرتی حرف میزند که میخواهد عشق و وفاداری انسان را تصاحب کند و دشمنی دائمی برای شکست دادن و تحقیر کردن داشته باشد. برای من، این توصیف شباهتی تکاندهنده با مناسبات مجاهدین خلق و جایگاه “برادر مسعود” دارد. اوبراین میگوید: “هیچ وفاداریای جز وفاداری به حزب […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
