فرقه رجوی و استراتژی تیر کمان

طبق معمول و همیشگی ساعاتی که بیکارم جلوی کامپیوتر مشغول می شوم. دیدن فیلم جدیدی از اسارتگاه اشرف از یک مرد در حال پرتاب کردن سنگ به طرف هموطنش بود توجه مرا به خود جلب کرد. همان مرد و مردانیکه بخاطر ازادی و دمکراسی به دنبال اقای رجوی به راه افتادند و بدون انکه بدانند چه سرنوشت غم انگیزی انها را دنبال میکند. عمر خودشان را در کنار ایدئولوژی اقای رجوی فدا کردند و نتیجه کار این شد که اقا با خانمش فرار را بر قرار ترجیح داد و به فرانسه گریختند و بازماندگان را با مشتی سنگ در بیابانهای دور افتاده در کشور عراق با استراتژی جدید سنگ پرانی رها کردند. اما از شما چه پنهان در صحنه ای دیگر صدای قهقهه خنده ام فضای خالی خانه را شلوغ کرد و باور کنید تا مدت طولانی نتوانستم خودم را کنترل کنم. برادری بود تیر کمان بدست سعی میکرد سنگ تیر کمان را به درستی نشانه رود تا به چهره مردیکه روزی خلق قهرمان نامیده میشد، اصابت کند و از القاب زشت و متداول فرقه برای این جوان استفاده میکرد و میدانست که دوربین روی او زوم کرده از حرف های رکیک خودداری میکرد و این هم بخاطر ترسی بود که میدانست رجوی دوباره رسوا میشود. همه میدانند که قربانیهای رجوی دستور دارند که چه بگویند، هر چند که همان کلامی را هم که استفاده میکرد برای تماشاگر کافی بود. جوانی که از اسارتگاه اشرف گریخته بود و روزی در کنار " تیر کمان باز" روزگار می گذراند وبه هر دلیلی حالا انجا را ترک کرده بود مورد غضب قرار گرفته بود و مدام توهین را میشنید ولی میخواست حرفی را بزند ولی " تیرکمان باز" اجازه نمی داد چون یاد نگرفته که بشنود و مرد جوان که شاید بخاطر دیدن فیلم ها و روابط مخفی اقای رجوی با پلیس سازمان امنیت عراق و بده و بستانها ـ که سالها باید روی این موضوع تجزیه و تحلیل کرد ـ الان بابت عمر از دست رفته اش بعنوان اعتراض به یک سری فحاشی که هیچ درد بی درمانی را معالجه نمیکند پرداخت. مرد " تیر کمان باز" طبق معمول او را مزدور جمهوری اسلامی خطاب میکرد و نمیدانست که مردم خود اقای رجوی را بعنوان مزدور و وطن فروش میشناسند. ما هنوز معنی مزدور را در لغتنامه مجاهدین به شکل کامل نفهمیده ایم. اقای رجوی در سرزمین عراق در خاک دشمن پول میگرفت و شهروند خودش را میکشت و اسرار جنگی را با کد و مشخصات در اختیار دشمن قرار میداد. ایا این مزدوری است یا نه؟ راستی سلاح و تانکهای اهدایی صدام حسین کجا و استراتژی جدید تیرکمان بازی کجا؟ چهره مرد تیرکمان باز حاکی از درد و رنج بود. امثال او احتیاج به زمان دارند که با کمک روانشناس های با تجربه در جای اول خود قرارگیرند البته اگر قبل از آن اقای رجوی حکم خودکشی جمعی را صادر نکند. صحنه دیگر اشک پدر و مادرها بود که یک لحظه… قهقهه خنده ام در لابلای گریه ام محو شد. حرف هایشان حاکی از صداقت و معصومیت و درد و رنج و دوری از جگر گوشه هایشان بود. چهره های قشنگشون نیاز به یک نوازش و یک خسته نباشی و یک دیدار کوتاه با عزیزانشان داشت، شاید فردا دیگر توی این دنیا نباشند.
الهه قوام پور

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا