اعضاء جداشده از فرقه رجویبرچسب

از وقتی که فرقه رجوی به خانواده ها سنگ و آهن زد

غلامعلی میرزایی، عضو نجات یافته از فرقه رجوی در پاسخی به یاوه گویی های فرقه در مورد خودش نوشت:

من 38 سال است که اجازه ندارم فرزند و همسرم را ببینم

اینجانب غلامعلی میرزایی، درجه دار سابق ارتش در سال ۱۳۵۹ به اسارت نیروهای بعثی در جنگ تحمیلی درآمدم و مدت نه سال در اردوگاه های عراق بودم .

همچنان که قبلا گفتم شرایط اردوگاه و تبلیغاتی که همین فرقه در برنامه های تلویزیونی پخش می کرد ماها را فریب داد و تحت شرایطی که در اردوگاه داشتیم انتخاب کردم و از چاله به چاه افتادم.

الان من که به ماهیت این فرقه در دنیای آزاد پی بردم و واقعیت هایی که در مناسبات آنها بودم را بیان کردم به من مارک مزدور را زدند تا کرده های خودشان را لاپوشانی کنند.

همین فرقه که شعار آزادی بیان می دهد توان شنیدن واقعیت هایی را که آنچه در این سالیان بر من گذشته را ندارد.

در خرداد ماه سال 1368 بیش از ۱۵۰۰ نفر به فرقه پیوستیم آن هم بدون اینکه صلیب سرخ جهانی اطلاع داشته باشد .

علاوه بر ما که اسامی همه در صلیب ثبت شده بود تعداد زیادی هم بودند که در عملیات های خود ساخته رجوی به اسارت نیروهای پیاده فرقه در آمده بودند. هیچ اسمی از آنها در هیچ ارگان بین المللی ثبت نشده بود. فرقه رجوی آنها را در عملیات فروغ (مرصاد) به عنوان نفرات شناسایی به خط مقدم فرستاد که تعدادی زیادی کشته و ناپدید شدند و هیچ وقت فرقه نامی از آنها نبرد.

حال باید از فرقه پرسید، شما که دم از صلیب سرخ می زنید که همین صلیب سرخ بارها با همه مصاحبه کرده و نفر حقوقی تان را می آورید، مشخص کنید که این فرد در آن زمان کجا بوده و چه کسی او را به عنوان وکیل اسیران جنگی انتخاب کرده است.

نکته بعد، وقتی که صلیب سرخ درخواست ملاقات با همه اسیران جنگی که در اشرف بودند داد شما چرا فقط افراد دست چین شده آن هم ۱۰۰ نفر را به سرپرستی یک فرمانده شیاد به بغداد اعزام کردید و در بین این افراد یک نفر هم در همان روز از شما جدا شد و درخواست بازگشت به ایران را داد اما اولین حرف شما در آن موقع این بود که اگر یک گلوله داشته باشیم بین این فرد و یک پاسدار، اول او را می کشیم .

افراد اردوگاهی (شما با همین اسم در مناسبات استفاده می کردید) بعد از سقوط صدام به ۶۰۰ نفر تقلیل یافت و در سال ۲۰۰۵ با فشار صلیب سرخ جهانی بر نیروهای آمریکایی، آنها از ما مصاحبه کرده و افراد باقی مانده نزدیک به 400 نفر بود و بعد از این سالیان مصاحبه و انتخاب که به گفته خودتان، انتخاب فرد بوده پس چرا الان در آلبانی فقط ۱۲۳ نفر از اسیران سابق مانده اند؟

شما از کمیسر حقوق بشر خواسته اید از «اشرف ۳» دیدار کند و اگر ریگی به کفش ندارید چرا از خبرنگاران و یازده هزار امضا خانواده دعوت به عمل نمی آورید تا واقعیت های آنچه در درون مناسبات شما می گذرد را از نزدیک ببینند و حرف نفرات را جداگانه بشنوند آن هم بدون حضور مسئولین شما.

شما ادعا دارید که من از آمدن خانواده ام به اشرف و لیبرتی اطلاع داشتم در صورتی که آن موقع وقتی پرسیدم که اسم مرا از بلندگوی خانواده ها پخش کردند شما در جواب من گفته اید که اگر کسی ازخانواده تو باشد به تو اطلاع می دادیم؛ اینها مزدوران ایران هستند و اسامی همه ما را حکومت ایران دارد و به صورت نوار در بلندگو پخش می کند.

شما در دروغگویی و وارونه جلوه دادن واقعیت ها دست گوبلز را از پشت بسته اید و این در هر محکمه ای قابل پی گرد است.

به آرشیوهای خودتان نگاهی بیاندازید تا ببینید خانواده ها چه زجری در گرمای ۶۰ درجه می کشیدند و به ما دروغ گفتید که خانواده ای نبوده. شما آنها را با سنگ، تکه آهن و با تیر و کمان می زدید در صورتی که همه آنها خانواده بودند و از ما کتمان می کردید.

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا