دیدگاه دوگانه سران فرقه رجوی با سازمان الفتح
بعد از سرنگونی صدام برای این که رجوی ملعون خودش را به آمریکائی ها و عربها نزدیک کند در قرارگاه اشرف سالنی را به عنوان موزه درست کرد و در این موزه عکس هایی از دیدار عرفات و ملک حسین که با مسعود رجوی و مریم قجر در گذشته ملاقات کرده بودند به چشم می خورد و هم آمریکائی ها و هم عراقی های که به اشرف می آمدند را به موزه آورده و در موزه مسئولین فرقه که مهمانان را همراهی می کردند
خدایا برادران اسیر و غریبم را به تو می سپارم… – روز چهارم
امروز به لیبرتی نمی رویم…دلم خیلی شکسته است و اطمینان دارم که رضا و احمد امروز هم چشم انتظارند تا صدای خواهرانشان را بشنوند و اگر دوبال داشتند به سوی ما پر می کشیدند. فرار از اینجا غیرممکن است. خدایا معجزه ای.
با حضور مریم رجوی درفرانسه مبارزه با تروریسم بی معناست
گروه تروریستی داعش مسئولیت این حمله خونین تروریستی را برعهده گرفته است وگفته می شود که عامل این حمله یک فرد 31 ساله با اصلیت تونسی بوده که درشهر نیس سکونت داشته است.فرانسوااولاند رئیس جمهور فرانسه با بیان اینکه کل فرانسه اکنون با تهدید تروریسم افراط گرا روبروست تاکید کرد فرانسه امروز شدیدا ضربه خورده وهرکاری که می توانیم برای مقابله با چنین حملاتی انجام خواهیم داد.آنچه که مشخص است اقدام تروریستی صورت گرفته درشهر نیس فرانسه ازجانب هرکس وهرگروهی که باشد محکوم است وافکارعمومی جهانی واکثریت به اتفاق دولت ها این اقدام تروریستی را که جان مردم بی گناه را هدف قرارداد یک صدا محکوم کردند.
دست آوردهای دیدار با محمود عباس یا هر مقام دیگری برای مجاهدین خلق
دیدار اخیر مریم رجوی با رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، محمود عباس تلاش مذبوحانه ی دیگری ست برای بقای فرقه. این دیدار که در پی گردهمایی سالانه و حمایت آشکار شاهزاده سعودی از فرقه ی رجوی و سفر اخیرمحمود عباس به عربستان سعودی صورت گرفت نشان می دهد که هم پیمانان عرب ضد جمهوری اسلامی به مصداق شمشیر از رو بستن، دیگر عار ندارند که همپالگی خود با گروه های تروریستی، افراطی و فرقه ای را کتمان کنند.
محمود عباس چه مشکلی از فرقه رجوی حل میکند؟
وقتی که مسعود رجوی در عراق تمام این امکانات را در اختیار داشت و کلت می بست و ژست می گرفت و رجز می خواند نتوانست در راه رسیدن به هدفش یعنی همان به اصطلاح”تغییر رژیم” که شعار آن هنوز هم در پاریس از دهان مریم رجوی خارج می شود کوچکترین قدمی بردارد. حالا که خودش سالیان سال است پنهان شده و اخیرا هم”مرحوم” ملقب گردیده، به طریق اولی چنین دیدارهایی سر سوزنی تأثیر نخواهد داشت.
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت دهم
خانم شهربانو مرندی مادر خسرو سلیقه دار از اعضای گرفتار فرقه رجوی است و سال هاست که مجدانه پیگیر رهایی فرزند دلبندش از چنگال رجوی خائن می باشد. بارها با تحمل مشقت های سفر با تنی بیمار، خود را به عراق ناامن رسانده و جلوی درب اسارتگاه های اشرف و لیبرتی رفته است و خواستار ملاقات چند دقیقه ای با فرزندش شده است ولی هر بار با کارشکنی سران فرقه رجوی موفق به دیدار جگرگوشه اش نشده و از جانب گماشته های رجوی مورد آزار و اذیت قرارگرفته و با چشمانی اشکبار به خانه و کاشانه خود بازگشته است.
اعلام مواضع خانواده های خوزستانی متحصن در اطراف لیبرتی
ما خانواده های خوزستانی که به همراه دیگر خانواده های محترم اسیران دربند گروه جنایتکار رجوی به منظور تلاش برای ملاقاتی هرچند کوتاه با عزیزان اسیرمان ویا نجات آنها چند روزاست که دراطراف کمپ لیبرتی تجمع کرده ایم مصدوم شدن آقایان فضل الله جهان بانی وبهزاد ساجدی فرازهم استانی های خود وهمچنین مصدوم شدن تعدادی دیگر ازخانواده های اسیران ازسایر استانها بخاطرسنگ پرانی های عوامل رجوی را بشدت محکوم کرده
اعمال فشار شدید فرقه ی رجوی به خانواده ی ابراهیم جدی
آقای مسعود ظاهرا از دست رفته و خانم مریم رجوی حی وحاضر، این جزو همان مادران خانواده هاست که امروز درفضای مجازی به آنها خانواده های گله وار مقابل لیبرتی لقب داده اید!! آیا این مادران حق ندارند با فرزند خود ملاقات داشته باشد؟ آیا این مادران مگر خون بخاطر جاه طلبی های شما ندادند؟ که گله وار خطاب شوند؟ این ها چه جرمی دارند مگر مادرنیستند که هستند، بس برای آنها که الان درجلو درب لیبرتی می باشند چند دقیقه راه ملاقات را باز کنید.آسمان که به زمین نمیرسد!!
خدایا برادران اسیر و غریبم را به تو می سپارم…
باز هم لیبرتی باز هم بتون و حصار و دیوار ودیوار و سیم های خاردار و نیز علاوه بر آن روی محل استقرار خانواده ها چیزی شبیه روغن سوخته ریخته بودند تا شاید مانع حضور ما شوند.اما مگر سلاحی قوی تر از عشق به فرزند یافت می شود،مگر شمشیری برنده تر از عشق به خواهر و برادر وجود دارد…هیچ چیز مانع ما نشد حتی سربازهای مسلح عراقی که به شدت و حدّت مانع نزدیک شدن ما به حصارها می شدند…
مادری می گفت: من به امیدی آمدم به این خاک…
همه منتظر بودند تا هرچه زودتر اجازه ی ورود به منطقه نظامی به نمایندگان خانواده ها داده شود. از صبح نماینده ها از شخصی به شخص دیگر مراجعه نمودند تا بلکه ما خانواده ها باری دیگر به درب کمپ لیبرتی برسیم و نام فرزندان خویش را فریاد کنیم… تا شاید باد سوزان بیابانهای عراق دلش برای رنج و غممان بسوزد و صدای ما را به گوش فرزندان دربندمان برساند…
این پدر و مادر آذربایجانی به چه فکر میکنند؟
تصویری را که مشاهده میکنید، متعلق به پدر ومادر فیروز ساعدی میانه است که دهه هاست درپی سرابی فریبنده و در سال 1379 سر از اردوگاه های رایشتاک گونه ی رجوی درآورد وبجای آزادی میهن اش که فکر میکرد اشغال؟! شده، خود را هم به دام انداخت واین درقفس بودن و اسارت، هنوزهاست که ادامه دارد!!
اولین سفر خانواده ی محمد تقی صالح پور و نیر سلطانی اهری به عراق
ضمنا سالگرد درگذشت پدر نیر سلطانی هم مزید برعلت شد و متاسفانه ازاین خانواده ی بزرگ و پرتعداد، تنها خانم ناهید صالح پور (برادر محمد تقی ودختر عمه وهمسر برادر نیر) به کاروان اعزامی آذربایجان شرقی پیوسته و درمیان اشک های شوق و توام با نگرانی بدرقه کنندگان خود، راهی لیبرتی عراق شد.