چرا رجوی زنان را وارد بازی کثیف خود کرد
در این اوضاع استفاده از زنان بهترین وسیله بود و اینبار زنان قربانی اصلی بودند آوردن آنان در سطح فرماندهی در تمامی سطوح.البته اینکار هم ریسگ داشت و هم احتمال یک هرج و مرج را می توان برایش تصور کرد ولی رجوی با شیادی کامل گام به گام پیش رفت و بحث ها و خواسته های خود را تحمیل نمود و زنان هم وسیله ای بودند برای همراهی وی و پیش بردن خط و خطوط رجوی پلید. رجوی می دانست زنان حتی قدرت اینکه بخواهند در مقابل وی موضع بگیرند و حرفی در باره تصمیم گیری وی داشته باشند همه چیز را بدون چون و چرا می پذیرند.
شعائر فرقه رجوی در ماه رمضان
اما جالب اینجاست که او از افطار تا سحر وراجی می کرد و آنتراکتی برای نماز صبح نمی داد و من نمی دانم که این چه نوع مسلمانی است که یک فرد باید مشخص کند دیگران چگونه و چقدر خداپرست باشند و یا تا چه حد عبادات و شعائر دینی را به جا آورند و یا اصلا آن فرد مجاز است هروقت دلش خواست تحت عنوان مصلحت، خداپرستی و انجام شعائر را کنسل و منتفی کند یعنی به زبان ساده یک حائل بین انسان و خدایش که مثل فیلتر عمل می کند و بنا به خواست خود افراد را شل و سفت اعتقادی نماید. دقیقأ من یک شیطان مجسم در رجوی دیدم و شاید هم او خود شیطان باشد.
کمپ لیبرتی یا مزار اسرای لیبرتی؟
افراد گرفتار در چنگال سرسپرده های خونریز رجوی در مکانی که شباهت زیادی به قبرستان دارد، اسیر و در درون کانکس های داغ و دلگیر زندانی کرده و آن ها را از دیدار با خانواده هایشان محروم نموده و بخاطر این که صدای خانواده هایشان که در پشت دیوارهای بتنی حتی برای لحظه ای دیدار با جگر گوشه هایشان به انتظار نشسته اند نشنوند و به آنان تحمیل شده که حق خروج از کانکس ها را ندارند، همان طور که در عکس مشاهده می شود.
رجوی اثر ضربه ی خانواده هایی مانند ایران پور را دیرتر دریافت!
خانم ماه منیر ایران پور دارای دوبرادر جوان درکمپ حادثه خیز عراق است ودلیلی برای به کشته شدن دادن برادران جوانش ندارد وبرعکس، تلاش او برای حفظ جان عزیزانش وکمک به اعاده ی حقوق ابتدائی آنهاست! تنها گناهی را که برای این خانم برومند و فداکار میتوان متصور شد، تعهدی است که نسبت به عزیزان وهمنوعان خود دارد که البته گناه کوچکی دردید باند ضد بشری رجوی نیست!
یکسال از مصیبتی که فرقه رجوی بر ما وارد آورد گذشت
یکسال دردناک بخاطر از دست دادن پدرم گذشت ولی رجوی جنایتکار باید بداند که یکسال به دشمنی من و خانواده ام با این دیو شیطان صفت افزوده شد و من وخانواده ام تا زمانیکه این جلاد بی یال و کوپال به خاک مالیده نشود از مبارزه اش خسته و درمانده نخواهیم شد و برای رهایی برادرم و امثال او که در چنگال این خبیثان گرفتار شده اند تلاش خواهیم نمود و برای افشاگری جنایتهای این گروه تروریستی از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنیم.
از هفدهم ژوئن ۲۰۰۳ تا هفدهم ژوئن ۲۰۱۶
در هفدهم ژوئن ۲۰۱۶همه دیدند که چطور فرقه رجوی بدون سر و بی دنباله شده است و رجوی هم خود که همواره فرار را بر قرار ترجیح داده و میدهد تا مبادا سر سوزنی پاسخگوی اعمال ننگینش باشد و در صحنه سیاسی این مریم قجر هست که یک تنه خودش را برای احیاء فرقه به آب و آتش میزند و اما در اوج شکست و بن بست گرفتار شده است و راه پس و پیش ندارد. آری هر روز و هر ماه و هر سال که میگذرد در درون خودشان فریاد میکشند دریغ از پار سال و این خود بیانگر شکست و خفت و خواری رجوی در صحنه حاضر می باشد.
هفده ژوئن، آینه تمام نماى چهره تروریستى فرقه رجوى
یادم است که فرمانده مرکز ما در قرارگاه اشرف، وجیهه کربلایى بود. او یکى از سرسپارترین و جانى ترین افراد دربار و حرمسراى رجوى بود که خطوط مسعود رجوى در حیطه تشکیلاتى را پیاده میکرد. جلوى سالن غذاخورى صدایم زد و میخواست به اصطلاح از وضعیت تشکیلاتى ام جویا شود، به من گفت ببین ایدئولوژى خواهر مریم چطور غوغا میکند، بچه ها خودسوزى کردند، دولت فرانسه را مجبور میکنیم که خواهر مریم را آزاد کند، تازه ما به چند نفر گفتیم اقدام کنند واى بحالى که مجبور شویم خودمان را نشان دهیم
پاسخ خانم نرگس بهشتی به اضافه گوییهای فرقه رجوی
اینجانب نرگس بهشتی خواهر مرتضی و مصطفی بهشتی میباشم. درجواب بیانیه ای که از سوی مزدوران رجوی داده شده است؛ میگویم من یک خواهرم. نه مزدور اطلاعاتم، نه مزدورسپاهم. من خواهری هستم که داغ برادر بر دلم گذاشتید. پشت من خون برادرم مرتضی است که تو او را به قربانگاه فرستادی
مبارزه مسلحانه برای چه؟
مسعود رجوی راه خود را در سی خرداد 1360 کج کرد. تاریخی ترین اشتباه مسعود رجوی بعنوان نفر اول سازمان مجاهدین٬ دست بردن به اسلحه و گشودن آتش بروی مردم کوچه و خیابان بود. او بخاطر رسیدن به اهداف خود حاضر شد که وارد مسیری شود که شاید در آنزمان حتی خودش هم تصور میکرد بزودی اورا به مقصد خواهد رساند٬ اما زمان نشان داد که بار کج به منزل نخواهد رسید!
اشک تمساح مریم قجر برای مردم سوریه
رجوی ها که پس از سقوط صدام کار فرقه خود را رو به نابودی می دیدند، ابتدا تلاش کردند تا با انجام برنامه ها و جلسات مختلف و همکاری با بعثی ها و افرادی همچون طارق الهاشمی، بین مردم عراق تفرقه افکنده و آتش جنگ شیعه و سنی را در آنجا دامن بزنند و در این مسیر بسیاری از خون های ریخته شده عراقیان نیز به گردن آنهاست. اما در نهایت موفق نشدند به اهداف خود برسند و با مشت محکم مردم عراق در حال اخراج کامل از عراق هستند.
علل ترس رجوی از فرار افراد فرقه اش چیست؟!
چهارمین علت جلوگیری از فرار اسرا درماندگی رجویها در مقابل خواسته بحق خانواده هاست.خانواده ها بعد از رهایی فرزندشان نه از حق خودشان می گذرند نه از حق فرزندانشان که سالیان سال آنها را به اسارت ذهنی و جسمی خود گرفته و سالهاست از محبت خانواده محروم نموده است.رجوی ها با ربودن بهترین فرزندان ایران خانواده های بسیاری را به داغ و فراق آنها گذاشتند که با این کارشان نمی توانند پاسخگوی خانواده های اسرای خود چه در پیشگاه خداوند متعال و چه در مجامع بین المللی باشند.
هفتم تیر، دست نفاق، کشتن سروها
سازمان رسما مسئولیت این واقعه تروریستی را به عهده نگرفت اما یک سال بعد مسعود رجوی در نشست های داخلی سازمان، اقدام به این عمل را در راستای حفظ استقلال کشور و بستن راه ورود امپریالیسم نامید و ادعا نمود که با این عمل خط وابستگی را بی آینده کرده و مانع نفوذ آمریکا شده است. اما زمانی که وزارت خارجه آمریکا نام این سازمان را در لیست تروریستی قرار داد رجوی مدعی شد که این عمل آمریکا چراغ سبزی به دولت اصلاحات برای باز کردن باب مذاکره بوده چرا که زمانی که سازمان 7 تیر و 8 شهریور را بوجود آورد از جانب آمریکا در لیست تروریستی قرار نگرفت.