خاطرات عبدالرضا آذرمهر از استان ایلام
در مطالب قبلی گفتم که بعد از اصرار و پافشاری زیاد ما، سازمان ناچار شد اولین گروه 150 نفری ما را به امریکائیها تحویل داد که من هم جزو آن افراد بودم که به کمپ امریکائیها رفتیم. امریکائیها حدوداً شش ماه ما را در نزدیکی انبارهای مهمات عراقی که در نزدیکی قرارگاه اشرف بودند جا دادند، در کمپ امریکائیها چند نفر مترجم داشتیم که ایرانی بودند، به نام های فرانک و آریا که یک سرهنگ از ارتش ایران بود که به ارتش امریکا پیوسته بود.
مریم رجوی! این همه پول را از کجا آورده ای؟
باید از مسعود رجوی و مریم رجوی پرسید که مگر شما همواره نمی گویید که خواستار تقویت جبهه ضد بنیاد گرایی و آزادی و برابری و عدالت اجتماعی هستید؟ آیا یک سازمان انقلابی و مبارز و دموکراسی خواه و بقول شما ضد بنیاد گرایی و ترور و خشونت ؛ همه ساله سالروز خشونت و ترور را گرامی می دارد؟ و آیا چنین سازمانی که اصرار می ورزد روی استراتژی ترور و خشونت میتواند دمکراتیک و ضد بنیاد گرایی باشد؟
بهزاد علیشاهی: تشکر از پیامهای شادباش و نکته ای مهم
عکس العمل مجاهدین خلق علیه منتقدانشان به موقعیت و محل آن منتقد بستگی تام دارد، اگر در اشرف و لیبرتی و آلبانی و اور باشد که ابتدا ریل تحریک هیجاناتی از قبیل تهاجم و فحاشی جمع و پشت پا زدن به خون شهدا و …..را تست میکنند واگر طرف مقهورشد و از نقد و اعتراض کوتاه آمد که هیچ وگرنه اگر باز موقعیتش بود (مثلا صدام و عراق) که می گیرند و زندان و شکنجه و مرگ
نامه ای به برادرم محمد جعفر نجفی اسیر در کمپ لیبرتی
خیلی دلمان می خواهد که شما را در آغوش بگیریم. هر چه فکرش را می کنم به نتیجه ای نمی رسم که شما چه هدفی را دنبال می کنید شما واقعا در کمپ لیبرتی آزادی دارید این چه جور آزادی که شما دارید که نمی توانید برای آینده خود تصمیم بگیرید شما از ابتدایی ترین آزادی در فرقه بر خوردار نیستید
دیدار دو نماینده ی خشونت و وابستگی برای صلح و آزادی؟!
شما خود شخصا افراط گرا ومرتجع اید و با بنیادگرایان وهابی ها عهد مودت بسته اید وظرفیت اتحاد عمل با جریانات ضدارتجاعی وضد دیکتاتوری را ندارید! وقتی رجوی درداخل یک تشکیلاتی که بنیانگذاران مرحومش آنرا برای آزادی و استقلال بنا نهاده بودند دیکتاتوری بی نظیری را برپا داشت، چگونه خواهدتوانست با تشکل های ضد دیکتاتوری نامعلوم به وحدت عمل برسد!
وضعیت بحرانى فرقه رجوى و چشم انداز تحولات منطقه خاورمیانه
رهبرى فرقه تروریستى رجوى و سران تشکیلاتش، اینروزها در بحرانى ترین شرائط و سهمگین ترین فشارهاى ناشى از وضعیت تشکیلاتى نیروهایشان در عراق و آلبانى که نارضایتى و تمرد به دنبال خود داشته است و فرار افراد در زنجیر از تور تشکیلاتى در لیبرتى و همچنین نارضایتى گسترده در تشکیلات آلبانى، بنا بر اخبار رسیده و کنترل شدید و ندادن اجازه به افراد جهت دیدار با خانواده در عراق و آلبانى نارضایتى را به اوج خود رسانده است.
چرا فرقه رجوی همه ساله مراسم تکراری سالروز خشونت ترور را برگزار می کند؟
برای مصرف خارجی هست که فرقه رجوی نیاز به برگزاری چنین مراسمی را دارد یعنی اینکه به اربابان منطقه ای اش نظیر اسرائیل و عربستان سعودی و ارباب آمریکایی اش بگوید که روی این سازمان به عنوان تنها آلترناتیو حساب کنند و حمایتش کنند تا بقول خودش سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران را محقق کند. البته اربابان منطقه ای و ارباب آمریکایی اش دیگر روی سازمانی که تبدیل به کارت سوخته شده است سرمایه گذاری نمی کنند و بقول معروف آنها خیلی خوب می دانند که روی اسب بازنده یا بهتر بگویم اسب مرده ای مثل فرقه رجوی نباید شرط بندی کنند.
شوهای تقلبی با اجارۀ نفر از لهستان و… دردی را از رجوی درمان نخواهد کرد
اخیرا سرکردۀ فرقۀ رجوی طبق معمول سنواتی برای جمع آوری سیاهی لشکر در خیمه شب بازی مریم قجر دست به دامن مردم فقیر لهستان شده است آن هم با یک حیله و ترفند جدید تا هیچ ردی از خود به جای نگذارد. البته ناگفته نماند این شگرد و سیاه بازی های رجوی دجال جدید نیست ورجوی و داردسته اش هم می دانند که با این کارها هیچ آبی برای فرقه گرم نمی شود و این همه ولخرجی و دادن دلارها به سخنرانان اجاره ای و آوردن آنها به پاریس و اسکانشان در بهترین هتلها دراین سالیان هیچ گره کوری از کلاف سردر گم رجوی باز نخواهد کرد و این را رجوی بهتر از همه می داند.
سی ژوئن یاد آور وحشیگری افراطی در خاطرات مردم اروپا
خود سوزی های آن سال یک فداکاری نبود بلکه اولآ یک عمل تروریستی سازمان یافته بحساب میامد که فرمان آن را یک سازمان تروریستی حرفه ای صادر کرده بود، دومآ یک عمل وحشیگرایانه افسار گسیخته که مردم اروپا را رنجاند و البته سازمان مجاهدین را در اذهان عمومی جهان به عنوان افراطی و تروریستی جا انداخت و اتفاقآ برای داعشی ها هم الگو شد. اما برای خود سازمان بهانه ای شد که زیر سایه این حرکت شوم و با همین بهانه هر سال شو مسخره ای را تحت عنوان سی ژوئن در پاریس اجرا کند
سخنی با رهبر خالی بند و فراری مجاهدین!
نمی دانم از کجا شروع کنم از قُمپز در کردنت و یا عربده کشیدنت. من کسی هستم که چندین سال در پادگان خراب شده اشرف برای هیچ و پوچ عمر مرا به تباهی کشیدید من نه سیاسی بودم و نه انقلابی. سرباز بودم در دوران جنگ برای دفاع از وطنم به جبهه های جنگ اعزام شده بودم از شانس بد من اسیر فرقه شما شدم.
رزومه مجاهدین برای استخدام دائم
خام خیالانه مجاهدین در رویایی به سر میبرند که اینبار بجای استخبارات صدام به استخبارات عربستان وصل خواهند شد و با پول و سلاح خاندان سعودی در ایران بلوا به پا خواهند کرد و با کشتار مردم ایران را درگیر جنگ داخلی خواهند کردتا ارباب جدید آسوده خاطر باشد، همه میدانند که مجاهدین همه مواضع و تاکتیکهایشان بر علیه مردم ایران و منافع ملی است
فرقه رجوی از کدام پیروزی سخن میگوید
بله با انتقال هر چند تدریجی نیروها از عراق به آلبانی طبل نه جنگ دیگری برای فرقه رجوی به صدا در آمده است پس چرا باید فرقه رجوی مدعی پیروزی در مقابل جمهوری اسلامی شود بله هر آدم سیاسی و غیر سیاسی ایرانی اینرا به خوبی حس میکند که مجاهدین بازنده جنگ بوده اند حتی من بعنوان یک عضو قدیمی جداشده و منتقد توان دفاع از سیاستها و استراتژی مبارزاتی فرقه رجوی را ندارم.