سه‌شنبه, ۳ شهریور , ۱۴۰۵
درخواست خانواده دهواری از نخست وزیر آلبانی 23 بهمن 1400

درخواست خانواده دهواری از نخست وزیر آلبانی

جناب آقای نخست وزیر آلبانی من پدر سلمان دهواری و عموی نوید دهواری هستم. این دو نفر، هر دو نوجوان بودند که توسط فرقه رجوی با فریب کار و درآمد عالی در اروپا از ما ربوده شدند و تا حالا که حدود 19 سال می گذرد هیچ خبری از آنان نداریم. بعد از حدود 9 […]

نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی 21 بهمن 1400

نامه مادر حسن رضایی اسیر فرقه رجوی در آلبانی

حسن سلام. حالت خوب است مادر؟ خیلی وقت است با من تماس نگرفتی و من نگرانت هستم. مشکلی برایت پیش آمده؟ اگر مشکلی نداری پس چرا تماست را قطع کردی؟ من چقدر بایستی دوری تو را تحمل کنم. من مادرت هستم و حق دارم نگرانت باشم. چرا این کار را با خودت کردی؟! سالها خودت […]

نامه سید مجتبی حسینی به عمویش سید محمد حسینی در کمپ آلبانی 16 بهمن 1400

نامه سید مجتبی حسینی به عمویش سید محمد حسینی در کمپ آلبانی

عمو جان سلام امیدوارم حال شما خوب باشد. خیلی وقت است از شما خبری نداریم و همه نگران شما هستند . نگرانی ما از بیماری شماست. الان نمی دانیم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستید. خیلی دلمان می خواهد صدای شما به گوش ما برسد. عموهایم اززمانیکه فهمیدند شما مشکل جسمی دارید نگران شما […]

درخواست خانواده کلانتری از نخست وزیر آلبانی 16 بهمن 1400

درخواست خانواده کلانتری از نخست وزیر آلبانی

محمد و مقصود کلانتری سالهاست که در اسارت جسمی و ذهنی سازمان مجاهدین خلق گرفتار هستند. تلاش خانواده ی کلانتری برای دیدار و یا گرفتن خبر از این دو عزیزشان ، به دلیل سنگ اندازی های سران فرقه تا کنون نتیجه بخش نبوده است. با این حال خانواده کلانتری مصمم هستند که تا رهایی عزیزان […]

نامه هوشنگ زاد اسماعیلی به نخست وزیر آلبانی 12 بهمن 1400

نامه هوشنگ زاد اسماعیلی به نخست وزیر آلبانی

خدمت جناب ادی راما نخست وزیر محترم کشور آلبانی با سلام احتراما به عرض میرسانم اینجانب هوشنگ زاد اسماعیلی متولد 1321 از کشور ایران – استان گیلان – ساکن شهرستان تالش به شماره تماس 09116601022 پدر داوود زاد اسماعیلی از اعضای اسیر رجوی در کشور شما در منطقه مانز هستم . فرزندم که برای ادامه […]

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ آلبانی مجاهدین 12 بهمن 1400

نامه مصطفی تارخی به برادرش محمد تارخی در کمپ آلبانی مجاهدین

محمد جان سلام امیدوارم حالت خوب باشد. نمی دانم به لحاظ جسمی در چه وضعیتی هستی؟! چندین سال است خانواده ات را رها کردی و تماسی با خانواده ات نگرفتی. ما نگران شما هستیم ای کاش شماره ای از شما داشتم و با شما تماس می گرفتم. تا حدودی خبر دارم که الان در یک […]

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 11 بهمن 1400

نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

مصطفی سلام همیشه می گویم خدایا چندین سال است فرزندم از پیش من رفته و هیچ خبری از او ندارم، فرزندم را به من برگردان. مصطفی من همیشه بیاد شما هستم و منتظر شما هستم. تماسی با من بگیر. من تا به حال خیلی برای شما نامه نوشتم و با خودم می گویم مصطفی هیچ […]

خانواده های استان مرکزی به رئیس جمهور آلبانی نامه نوشتند 10 بهمن 1400

خانواده های استان مرکزی به رئیس جمهور آلبانی نامه نوشتند

رئیس جمهور محترم کشور آلبانی آقای ایلیر متا با احترام ما خانواده های استان مرکزی ساکن ایران از سازمان مجاهدین که در حال حاضر در کشور شما ساکن هستند شکایت داریم. سازمان مجاهدین چندین سال است فرزندان ما را به اسارت گرفته و به فرزندان ما اجازه نمی دهد با خانواده های خودشان ارتباط داشته […]

مادر محمد جعفر نجفی: پسرم بهترین خبر برای ما خبر رهایی تو از زندان رجوی هاست 10 بهمن 1400

مادر محمد جعفر نجفی: پسرم بهترین خبر برای ما خبر رهایی تو از زندان رجوی هاست

محمد جعفر سلام خوبی مادر؟! محمد جعفر چرا با من تماس نمی گیری تا صدایت را بشنوم؟! دلم برایت تنگ شده. چندین سال است از تو خبری ندارم. من مادرت هستم و دلم می خواهد تو را در آغوشم بگیرم. چرا این کار را با خودت کردی؟ چندین سال از خانواده ات دور شدی به […]

والدین سالخورده کریم نعلبندیان در حسرت یک تماس فرزندشان! 07 بهمن 1400

والدین سالخورده کریم نعلبندیان در حسرت یک تماس فرزندشان!

خانواده کریم نعلبندیان، مخصوصا پدر و مادر پیر و سالخورده کریم، سالهاست در حسرت یک تماس، یک ملاقات ساده، پیرتر و ناتوان تر شدند، فرزند آنان در اردوگاه مجاهدین خلق در کشور آلبانی اقامت دارد، آنها فقط خواهان ملاقات هستند و اینکه مطلع شوند که آیا کریم جایش خوب است؟ راحت است؟ مادر و پدر، […]

درد دل های مادرانه با دخترم پروانه ربیعی 07 بهمن 1400

درد دل های مادرانه با دخترم پروانه ربیعی

دخترم پروانه سلام. امیدوارم حالت خوب باشد. خبر داری که مادرت چند روز در بیمارستان بستری بود؟! من در همه حال به فکر شما هستم و می خواهم صدایت را یک بار دیگر بشنوم. دکتر به من می گوید کم تر فکر کن، اما من نمی توانم به شما فکر نکنم. تلاش خودت را بکن […]

بار دیگر روز مادر و غم نبود مادر 02 بهمن 1400

بار دیگر روز مادر و غم نبود مادر

مادر آسمانی ام روزت مبارک سلام داداشی عزیزم. امیدوارم حالت خوب باشد. اگر از احوالات پدر و دیگر اعضای خانواده ات خواسته باشی به لطف خدای مهربان همه خوبند و دعا گوی عزیز در غربت شان هر روز را به امید دیداری دوباره، روزگار می گذرانند. علی جان همانطور که در جریان هستی روز یکشنبه […]

blank
blank
blank