پایان دوران” برده داری” در اشرف!
جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.
خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است
خانم هاجر یعقوبی از جمله کسانی است که بدون زمینه سیاسی و هواداری توسط همسرش به مناسبات فرقه در عراق کشانده شد و گرفتار این فرقه گردید.در پیرش بعد از سالها چشم انتظاری و امید به تماس دخترش، چشم از جهان فرو بست و شکایت نزد داور بزرگ برده است و خانواده و برادرش در تلاش برای رهائی او در سالهای اخیر بارها و بارها به عراق رفته تا بتوانند ملاقاتی با او داشته باشند ولی تاکنون رجوی پاسخ مثبتی به آنها نداده است. با جمعی از بچه های بازگشتی استان به منزل آقای سید محمد یعقوبی در شهر نکا رفتیم. نامبرده که از تشرف به مکه بازگشته بود در حضور جمع و خانواده اش اظهار داشت خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است همه جا در فکر خواهرم هاجر هستم.
تاملی بر فرار کادرهای تشکیلاتی مجاهدین از کمپ موقت ترانزیت
رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر سران مجاهدین با تامل و تعمق درباره فرار چند تن از اعضای مجاهدین در چند روز اخیر باید به نکته ی مهمی پی ببرند، اینکه ترتیب دادن نشست هایی با صرف ساعت های طولانی در اشرف و شست و شوی سیستماتیک مغزی اعضای مجاهدین قبل از انتقال شان به کمپ موقت ترانزیت، نتیجه ای برای سران مجاهدین نداشته است.
روز جهانی کارگر و دسیسه مجاهدین
شاید تکان دهنده باشد که بگوییم تاکنون 1192 مورد ترورهای نظامی سازمان در ایران و بعد از 30 خرداد از قشر همین زحمتکشان بوده است. یا فرمان تیراندازی و قتل سه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه مگر از یادمان می رود که مانع عبور تیم خمپاره زنی مجاهدین شده و نهایتا مهوش سپهری (نسرین) در تعیین تکلیف موضوع از پشت بیسیم فرمان قتل این سه کارگر را صادر می کند!؟. و نهایتا مگر فراموش کرده ایم 3400 تن از اعضا قبل از سقوط دیکتاتور عراق شبانه روزی و همچون برده های رومی و بغایت با کیفیتی بیشتر از آنان در گرمای عراق برای اجرای سیاست دنبال نخود سیاه رفتن! میبایست کار می کردند تا مجال فکر کردن نداشته باشند
استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه در دستگاه رجوی های دیکتاتور
با نگاهی به کارکرد رجوی های ملعون می توان دریافت از نظر آنها چه چیزهایی بعنوان «استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه» محسوب می شود، مواردی همچون:عدم دستیابی به وسایل ارتباط جمعی و بی اطلاعی مطلق، نداشتن ارتباط با دنیای بیرون از فرقه و بی خبری کامل، حرام بودن خانواده، نفی عاطفه و داشتن روحیه خشونت طلب، جدا کردن فرزند از پدر و مادر و نداشتن هیچ گونه علاقه خانوادگی و…
یاد گذشته تلخ و نچندان دور در پادگان اشرف
چه کسی باور می کند که در پادگان اشرف رادیو فردی داشتن جرم محسوب می شود چه کسی باور می کند در پادگان اشرف از کمترین آزادی بهره مند نبودیم و… باور کردن این موارد سخت است ولی واقعیتی است که وجود دارد. اُردوگاه اشرف در بیگاری کشیدن بی نظیر است روزهایی بود شب تا صبح از ما کار می کشیدن و تازه طلبکار ما هم بودند که کار نکرده زیاد دارید و یا در نشست های من در آوردی رهبر فرقه زیر ضرب می رفتیم. مثل برده از ما کار می کشیدند.
نامه سرگشاده همایون کهزادی به ریئس جمهوری آمریکا
درنگ در به محاکمه کشاندن سران فرقه مجاهدین جایز نیست زیرا این فرقه برای کشورهای اروپایی خطری بس بالاتر از انفجار یک بمب اتم است واز شما میخواهم که نگذارید این فرقه فعالیتهای تروریستی خودش را در کشور شما و همچنین کشورهای اروپایی گسترش دهد. آیا ساکت ماندن در برابریک فرقه تروریست و آدم کُش که به هیچیک از قوانین جهانی پای بند نیست،عملی انسانی است؟
عقب نشینی به میان توده ها یا خزیدن زیر قبای بورژوازی
سران فریب کار فرقه در نشست های طعمه در سال 80 در اشرف می گفتند”که اساسا رفتن به خارج و بورژوازی نداریم و اگر هم کسی نکشید و برید بعد از عبور از هفت خان رستم تشکیلات برود با هفتاد میلیون ایرانی و لاغیر.”حال چه شده که بعد از سقوط صدام و آمدن عمو سام، پل پیروزی تشکیلات سازمان بورژوازی شده است و سازمان برای پذیرفتنش از طرف غرب دست به هر خیانتی می زند و برای رفتن به خیابان آکسارای استانبول و شانزلیزه پاریس لحظه شماری می کنند و در این راه حتی با نیروهای عراقی هم درگیر می شود.
بی خانمان شدن یا از دست دادن ظرف فرقه گرائی؟
همچنین ایشان در ادامه اراجیفشان سنگ بیماران و زنان را در این قلعه به سینه زدند در حالی که همگان می دانند بدترین رفتار را در این سازمان بدستور شخص رجوی با بیماران می کردند وسران فرقه همواره به گفته رجوی که گفته بود مجاهد بیمار نداریم اتکا می کردند و لذا کسی جرات نمی کرد که بگوید مریض هست چون اورا به تمارض زدن متهم می کردند و بعدش در نشستهای عملیات جاری مورد ناسزا و اذیت و آزار قرار می دادند.
گزارش رادیو بی بی سی درباره فرقه مجاهدین خلق
مناسبات اجتماعی داخل گروه مجاهدین خلق که بر اساس آموزه های فرقه ای تنظیم شده است از دیگر موضوعات مورد توجه جونز است. وی با اشاره به بحث طلاق اجباری به عنوان نمونه ای از مناسبات اجتماعی مجاهدین خلق می گوید” برای مثال این سازمان از اعضا می خواست که از هم طلاق بگیرند. چرا؟ زیرا عشق تمرکز آنان را از مبارزه علیه ایران منحرف می کرد و مشکل این بود که اعضا فرزندانشان را نیز دوست داشتند.به همین دلیل رهبران سازمان از اعضا خواستند که فرزندانشان را به کشورهای خارجی نزد خانواده هایی در اروپا بفرستند
رجوی دیکتاتور بیش از دو دهه فرزندان مردم را در اشرف اسیر خود کرده است
متاسفانه در طول دو سال گذشته اقدام خاصی برای انجام ملاقات صورت نگرفت و فقط هر از گاهی با مسئولین فرقه در اشرف ملاقات می کردند و وقتی از جلوی ما رد می شدند حتی توجه زیادی به تحصن پدر و مادران پیر دم درب نداشتند.آنها به ما وعده داده بودند که در صورت هرگونه جابجایی زمینه را برای ملاقات شما خانواده ها آماده می کنیم تا در صورت تمایل با افرادمان ملاقات کنیم ولی تاکنون هیچ اقدامی صورت نگرفت کم کم تمدید مجدد اولتیماتوم عراق هم در حال به پایان رسیدن است ولی حتی همه بچه ها هم به بغداد منتقل نشدند.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق مجاهدین – قسمت شانزدهم
طی 20 روز، بیست سوژه با سناریوهای مختلف پیاده کردند. فرماندهان سازمان واقعا افرادی غیر قابل کنترل هستند و از نظر روانی نرمال نبودند. در نشست های باقرزاده دقیقا فرماندهان زن عضو شورای رهبری و سایر افراد رده بالای سازمان حالات روحی آنرمال خود را به نمایش گذاشتند. فردی به نام اردشیر که از ناحیه پا فلج و ساکن یکی از کشورهای اروپایی بود و سالها در اشرف بسر می برد چنان تحت فشارش قرار دادند که هر انسان آزاد اندیشی را ناراحت می کرد