بسته بندی یک فرقه برای صدور
ابزار رهبری مجاهدین برای بسته بندی فرقه و انتقال هرچه دست نخورده تر آن عبارت است از سفت و سخت تر شدن نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و…حالا دیگر نشست ها در اشرف و مقر ترانزیت مجاهدین سخت تر و مصرانه تر اداره میشود ,محفل و صحبت های چند نفره غیر کاری و بدون حضور مسئول که همیشه ممنوع بوده امروز خطر به حساب میآید و مجاهدین برای جلوگیری از این خطر برای نشسست ها افراد را از یگانهای مختلف جمع میکنند تا بعد از نشست هرکدام به مقر خود رفته و همدیگر را نبینند
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و پنج
بچه ها به من گفتند فریب محدثین را خوردند به عنوان اینکه مهمان مادران یا پدرانشان هستند به عراق آمدند در حالی که سازمان قصد داشت برای همیشه ما در عراق بمانیم حتی در ارتش آزادیبخش هم اجازه نمی دهند تا هرگاه خواستیم مادر یا پدرمان را ببینیم حال به ما می گویند باید برای همیشه در عراق بمانید و حق خروج از قرارگاه را ندارید دیگر خارجه دوستی نداریم، زندگی طلبی نداریم و از این جور شعر و قصه ها برای ما تعریف می کنند!!؟
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت شانزدهم
این دسته نفرات فکر می کردند بعد از فرار و آزادی در خارج هرچه سازمان در آن کشورها از آنان خواسته بدون چون و چرا انجام داده اند ولی برعکس چه فکر می کردند و چه شد , بعد از مارک زدن های رجوی به اعضای باسابقه تازه سازمان به آنان فهماند که زمان حضور در خارجه وابسته به بورژوازی بوده و غرق در آن شده اند
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت پانزدهم
رجوی در ادامه اجرای انقلاب درون سازمانی ؛ بعد از مدتی بند”ه” را عنوان نمود. به گفته خود مسعود بند”ه” عبارت بود از اینکه مسئولین از زنها انتخاب شوند تا آببندی انقلاب مریم تحقق یابد. به زبان ساده رجوی برای ماندن در مناسبات شگرد تازه ای ایجاد نمود. او می خواست نفرات را غرق فساد کند. نفرات را در تنظیم رابطه تشکیلاتی با زنها به فساد سوق می داد و بعد مچ گیری می کرد
گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت چهاردهم
بند”ب” یعنی دیدن عنصر زن در حریم رهبری، عکس این هم به مردها صدق می کرد. در این مرحله هر کس، هر شخصی را چه ایرانی، چه خارجی، باید در حریم رهبری می دید و این اوج زیاده طلبی یا همان مسند نشینی مسعود را می رساند که می خواست از این طریق نقطه ضعفهای هر فرد را پیدا کند و سپس روی آن کار کند تا بتواند بر نیروهایش مسلط شود و تحت سیطره خود در آورد و اینجا با دادن و گرفتن رده تشکیلاتی تعادل فکری نفرات را از بین ببرد و از این طریق بتواند اهداف خودش را به نفرات تحمیل کند
گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول
ابتدا می خواستم از دید علمی صرف به بررسی آنچه که به عنوان رفع تضاد جنسی و تحت واژه انقلاب ایدئولوژیک رهبران مجاهدین راه انداخته اند، بپردازم اما دیدم فاجعه ای که در جریان است و آنچه بر سر انسانهایی که تحت هر عنوانی در این تشکل و گروه هستند بوجود آمده است چنان احساسات انسانی مرا برانگیخته است که نمی توانم فقط در قالب یک بحث و تحلیل علمی بدان بپردازم و سخن بگویم. ابتدا باید از عمیق ترین حس خود فریاد بزنم واعتراف کنم آنچه که رهبر مجاهدین آقای رجوی بر سر هموطنان من آورده است آنقدر بیرحمانه و فجیع بوده که اطلاق نام هموطن را بر وی ممنوع می کند
پدران و مادران در حسرت نگاهی
همه خانواده ها فقط آرزو داشتند از دور عزیز خود را ببینند اما” رجوی” از این هم دریغ می کرد و فقط خانواده ها را سنگسار می کردند! ای وای بر سنگین دلان، وای بر سیه دلان! پدران و مادران زیادی در حسرت دیدار عزیزان خود با چشمان باز و منتظر از دنیا رفتند، عده ای هم حسرت بدل، داغدار شدند و خبر کشته شدن عزیز خود را شنیدند،” آقای رجوی” لااقل اجازه بده کسانی که زنده ماندند و خود را با هزاران سختی به کنار اشرف رساندند، فقط گل خود را بو کنند، گل زیبای خود را از دور نگاه کنند
آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین
انتقال افراد از اشرف به کمپ موقت ترانزیت و از بین رفتن حصارهای تشکیلاتی که عناصر مجاهدین بیش از سه دهه تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار داشتند چه تاثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ تجربه ی تاریخی حاکی از این است که توتالیتاریسم در رویارویی با عقلانیت انتقادی و دنیای دموکراتیک محو و کمرنگ خواهد شد پس بزودی شاهد جدایی تعداد زیادی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین و بازگشت آنان به دنیای آزاد خواهیم بود.
احتمال فروش سازمان تروریستی مجاهدین
الان تقریبا ده سال است که مسعود ناپدید شده است. ده سال زمان کمی نیست. به هر حال مسعود یا مرده است یا رفته به یک جایی و مریم هم بعدا می رود پیش او. اینها خیلی هم پنهان کارند. یک امکان دیگر هم این است سازمان را فروخته باشند و بعید نیست مشتریانی هم داشته باشد چون به هر حال ابزاری است که هر کس بخرد می توان از از آن استفاده کند. من نمی دانم چه کسی خریده است. باید دید این سازمان به کار چه کسی می آید.
نگرش و تاملی بر انتقال دومین گروه از عناصر مجاهدین به کمپ ترانزیت
رهبر عقیدتی مجاهدین علیرغم تلقین ها، القائات و آگراندیسمان نادرستی که از خویش در ذهنیت عناصر مجاهدین در محدوده بسته و تنگ اشرف از خود به تصویر کشیده بود فردی ضعیف النفس، ترسو و بزدل و حال کاملا به لحاظ روانی در وضعیت تدافعی قرار دارد پس بزودی شاهد و نظاره گر فروپاشی دنیای تاریک و سیاه مجاهدین خواهیم بود. در زمانه ای که بسر می بریم”عصر انفجار اطلاعات و عقلانیت انتقادی” بر همگان و اندیشمندان دنیای مدرن به اثبات رسیده است مدینه ی فاضله ی مجاهدین توهمی بیش نبود و اتوپیای خیالی رهبر عقیدتی مجاهدین صرفا چیزی جز نمایش دردناک یک ذهن بیمار نیست.
همسر علی ابراهیمی از احساساتش می گوید
آقای رجوی سوال همسر علی این بود که چرا علی به ملاقات نیامد و چه چیز او را اینطور بی احساس کرده که عشقش و دوستش را ملاقات نکرد ولی آقای رجوی سوال من این است آیا ایدئولوژی شما اینطور انسانی به بار می آورد و همه را بی احساس می کند یا جبر و ترسی که شما در تشکیلات به وجود آورده اید؟ باید که جوابی برای همسر علی و علی های دیگر داشته باشید و جواب او را بدهید و او را از این رنجش آزاد کنید.
تعبیر خواب مریم رجوی از کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی)
این همان تعبیر خوابی است که مریم رجوی از رفتن به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) میکند چرا که حساب میکند اگر سری های بعد ساکنان اشرف به کمپ موقت ترانزیت (لیبرتی) بروند دیگر امکان اینکه بتوان نفرات توجیه شده و تحت فرمان کامل خودش را بفرستد نیست و اینکه در گروههای بعدی خیلی ها دنبال یک فرصت هستند که از این وضعیت خلاصی پیدا بکنند که البته اینطور خواهد شد و دیگر نشستهای طولانی مسعود رجوی و نشستهای تحقیر کننده مسولین در اشرف نمیتواند جلوی این واقعیت را بگیرد.