“نه، برای جابجایی” حرف اول و آخر مجاهدین
اگر با معیارهای کلاسیک و روانشناختی امروز بخواهیم ساختار سیاسی و ایدئولوژی مجاهدین را تجزیه و تحلیل کرده و آنرا بشناسیم طبیعتا مجاهدین در کادر گروههای فرقه ای که من آنرا یک گروه فرقه ای سیاسی – مذهبی می نامم دسته بندی میشوند و آنچه که ما را بدور از هرگونه تعصبات شخصی و گروهی به این امر بدیهی میرساند ساختار تشکیلاتی و عملکرد رهبری مجاهدین با کلیه عوامل کنترلی اش طی سی سال گذشته است.
گفتگو با عین الله شعبانی از رها شده های اخیر فرقه رجوی – قسمت دوم
اندک اندک مسئله خروج مجاهدین از عراق پیش آمد که رجوی باز هم سعی داشت با فریبکاری این مسئله را طرح کند که چون از زمان صدام در آنجا بودیم پناهنده محسوب می شویم پس دولت مالکی که بعدا سرکار آمد نمی تواند مانع ما شود و ما را اخراج کند و همین امر باعث درگیری با نیروهای عراق در سال 88 شد که باعث کشته شدن چندین نفر از سازمان شد.البته در همان موقع رجوی برای مشخص کردن افراد مسئله دار نشستی با افراد گذاشت که در آن تریبون آزاد بود و گذاشت تا افراد خواسته و مسائل خود را آزادانه مطرح کنند.
نگاهی گذرا به مجموعه کاخهای رجوی در عراق – قسمت دوم
در کنار دریاچه حبانیه چند ویلای تفریحی مجلل بود که جزء محل های مخفی رجوی محسوب می شد و تعداد بسیار کمی از کادرها از وجود این ویلاها اطلاع داشتند. مریم و مسعود رجوی هر از چندگاهی برای تفریح و استراحت به آنجا می رفتند. آنها حتی تمام کادر حفاظت و دفتر خود را به همراه نمی بردند و با تعداد بسیار کمی که محرم اسرار بودند به این تفریحگاه می رفتند.
رهبر عقیدتی مجاهدین، کابوس یک استراتژی
رهبری مجاهدین همچنان امید واهی به پشتیبانی هژمونی حاکم بر امریکا و نظام سرمایه داری جهانی دارد. او و پیروانش برای سالها در عراق پس از سرنگونی صدام علیرغم آرمان بنیانگذاران مجاهدین خلق که جوهره و شاخص آن مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بود چکمه های سربازان امریکایی را پاک کردند و از افتخاراتشان این بود و است که سربازان امریکایی حفاظت آنان را بر عهده گیرند
شگردهای رجوی لو رفته است، در دام او نیفتید!
رجوی بدنبال خرید زمان است و حاضر است که هر کاری انجام دهد تا چند صباحی بیشتر اردوگاه اشرف را نگه دارد! چراکه اشرف بواقع شیشه عمر اوست! چراکه اشرف بمانند ظرفی است که او تشکیلات فرقه خود را در آن نگاه داشته است و با انحلال اشرف این ظرف شکسته میشود و چیزی از تشکیلات باقی نخواهد ماند! تمام دل خوشی رجوی به تشکیلاتش است که در اشرف خلاصه میشود. وگرنه او نه دلش برای خاک اشرف نه برای کسانی که بخاطر تحقق رویاهای پوچ و باطل او کشته شدند و درآن مکان بخاک سپرده شده اند و نه بخاطر حتی هزینه ای که برای ساختن این مکان کرده است میسوزد!
سنگ اندازیهای جدید مجاهدین در راه انتقال به لیبرتی
مجاهدین با یک چرخش 180 درجه ای در موضع شان دست به یک حرکت تاکتیکی زده و طرح توافق شده بین دولت عراق و سازمان ملل متحد و اعزام 400 نفر در مرحله اول به لیبرتی را پذیرفتند. اعلام پذیرش این طرح در اذهان خیلی از کسانی که مجاهدین را صرفا از طریق ارتباط با آنها در خارج کشور و تبلیغاتی که توسط خود مجاهدین شده و میشود شناخته اند و هیچ اطلاعی از ماهیت واقعی آنها ندارند این فکر را در ذهن آنها تداعی میکند که مجاهدین واقعا قصد حل مسالمت آمیز مسئله را دارند و این دولت عراق است که کار شکنی میکند.
مشکل اشرف در رجوی هاست نه در تمدید ضرب الاجل یا محل استقرار
واقعیت این است که رجوی ها نمی خواهند و نمی توانند اشرف را از دست بدهند چرا که بدون اشرف همه چیز این فرقه نابود می شود، تمام بافته های شان رشته شده و تشکیلاتی که مدعی فولادین بودن آن هستند با وزش اولین نسیمی که در آن بویی غیر از تعفن تشکیلات فرقه استشمام شود، به پودر مبدل خواهد شد. بنابراین آنها به هیچ روی به راحتی تن به انحلال اشرف نخواهند داد
نگاهی گذرا به مجموعه کاخهای رجوی در عراق – قسمت اول
رجوی اگر چه به ظاهر فرعون و امپراطور و پادشاه و امیر نبوده و نیست، اما همانند آنان زندگی می کند، خدمه و نوکر و کنیز و سلطان بانو و… دارد، شکنجه گر و زندان و زندانبان دارد، هیچ مخالفتی را علیه خود برنمی تابد و دست به قتل و تهدید مخالفان خود می زند و یا شخصیتشان را تخریب می کند. او همانند پادشاهان ظالم و قلدر نیز به عیش و نوش و قدرت خود می اندیشید و در خانه ها و کاخهای گرانقیمت روزگار می گذراند.
حقوق بشر باضافه ملاحضات سیاسی و ایضأ ایدئولوژیک در مورد مجاهدین
قبول دارم که کار حقوق بشری یک انگیزه خوب و یک نور امید برای اسیران و نیز یک فشار برای تغییر روش و سرخم کردن سازمان است , اما میپندارم که این کار حقوق بشری خاص با کمک به کودکان بی سرپرست و یا سیل زدگان و بیماران خاص متفاوت است ,اینجا گاه قربانی کمک ها را پس میزند , اینجا گاه برخی ناظرین بجای اینکه بگویند خدا خیرتان بدهد گاه سکوت میکنند و گاه فکر میکنند نیاز به این کارها نیست
از جان رجوی چه میخواهیم؟
وقتی تعداد کثیری که توانسته اند از اشرف فرار کنند همگی یک مطلب را میگویند و همگی بر بسیاری حقایق که در استانداردهای جهانی امروزی نقض فاحش اولیه ترین حقوق انسانی تعریف میگردد صحه میگذارند، باید پذیرفت که موضوع حداقل ارزش رسیدگی و دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری را دارد و نمیتوان صرفا آنرا به پارامتر های دیگر، از جمله مسائل سیاسی، مشروط کرده و از روی آن گذشت.
در پس این همه مقاومت برای جابجایی ساکنان اشرف چه چیزی نهفته است؟
امان از این یکدنگی رجوی که از قول سخنگویش باز عنوان میکند این نقل و انتقال باید تحت نظارت سربازان آمریکایی قرار گیرد. خواستهای را مطرح می کند که خودش میداند عملی نیست چرا که نیروهای آمریکایی رسما خاک عراق را ترک کردهاند و شرکت در این کار یعنی نقض آشکار تعهدی که به عراق سپردهاند، پس چطور رجوی خواستهای را مطرح میکند که میداند نشدنی است. آیا این همان صحبتی نیست که دوست دارد تعدادی مجددا خونشان ریخته شود. باز خودش را اثبات کند و بگوید نفرات تحت کنترل تمام عیار من قرار دارند
نامه سرگشاده خانم سلطانی به نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر
من باشناختی که از نوع تفکرات سران اینفرقه دارم مطمئن هستم آنها برای ایجاد اختلال درروند طرح سازمان ملل درخواست هایی را مطرح می کنند که هیچ گونه قرابتی با معیارها وقوانین پناهجویی ندارد بنابراین به شما هشدار می دهم هرگز درمقابل خواست سران اینفرقه کوتاه نیائید و طرح آزادسازی این اسیران و گروگان ها را به اجرا گذارید و به هیچ عنوان قبول نکنید که سازمان نماینده یا سخنگو معرفی کند