پایان دوران ” برده داری” در اشرف!

و چشم انداز فردا….
خرّم آن روز کزین منزل زیبا! بروم (ویران)!
راحت جان طلبم وز پی جانان بروم….
در دوران برده داری و قرون وسطایی یک برده تنها با مرگ بود که از بردگی خلاصی می یافت و آزاد می شد.
در برده داری جدید به سبک فرقه ها نیز چیز زیادی فرق نکرده است. اغلب ما افراد رهایی یافته از فرقه رجوی، فقط توانستیم جسم های خشک و سرد خود را از فرقه فراری بدهیم، اغلب در برقراری روابط اجتماعی موقتاً مشکل داریم. هستند کسانی که علیرغم اینکه بدترین چیزها را در فرقه شنیده و دیده و تجربه کردند اما همچنان " بهترین " باقی می مانند.
عشق ورزیدن، کمک و حمایت از بریدگان فرقه، مسئولیت اصلی دیگران از همه جداشدگان است ؛ موضوعی که کمتر بآن پرداخته می شود فرد جداشده از فرقه یک فرد معمولی جامعه نیست که مثل همه با او برخورد شود اگر معضلی اجتماعی گریبانگیر اکثر اعضای عادی جامعه است این امر نباید شامل بریدگان از فرقه بشود، اعضای سابق فرقه باندازه کافی و شاید زیادتر از " کافی " درد و رنج کشیدند و نیاز به بازسازی مجدد دارند، مسئولیت کسانی که کمک به تلاشی فرقه ها می کنند سنگین تر است و ماهیان فرقه را از آبی که در آن بودند خارج می کنند نباید آنها را روی خشکی ول کنند بلکه بایستی مجدداً آنها را وارد آب کنند اما آب سالم.
جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود. محمدرضا مبین

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.