مریم رجوی در استونی، اپوزسیون در پراگ
سایر اپوزسیون البته مجاهدین خلق را بر سر سفره وابستگی و دریافت کمک مالی راه ندادند و ترجیح دادند کنفرانسشان را بدون این سازمان برگزار کنند , سازمانی که بدنامی آن از وابستگی به بیگانه و فعل پذیری آنان بسیار بیشتر است. آنها در پراگ گرد هم آمدند البته بیشتر در قالب اشخاص و نه سازمان و حزب و گروه که به تائید برگزار کنندگان در قالب شخص و نفر لااقل برای یکی دوروز میشود گرد هم آمد اما در قالب حزب و گروه خیر.
سیلی تاریخ به مجاهدین و سرنوشت محتوم
درحقیقت این دست تکامل است که در ادامه ی سیلی های تاریخ، رجوی را وجه المصالحه کرده و صدام آنها را در سرفصل آتش بس به ایران راند و هل داد تا از شر آنها خلاص شود و در نهایت تتمه ی آنها سوخته و در اشرف تبدیل به فسیل شوند. این سریال سیلی های مکرر تاریخ دیگر برای رجوی عبرت و نقطه عطف نداشت تا سرفصل اشغال عراق و خلع سلاح وشکست استراتژی جنگ آزادیبخش که مستمسک به قدرت صدام بود و اکنون هم اخراج از اشرف و عراق و متلاشی شدن.
در لیبرتی چه می گذرد
مسئولین که خیلی دوست دارند کمپ لیبرتی هم تبدیل به اشرف شود.اما دیگر تمام شد باید گفت از عرش به پائین آمدید.از آن دژ مستحکم و نقطه تحریک آدمها بیرون رانده شدید و همه چیزتان گرفته شد سنگری که بتوانید افراد را وادار به اطاعت کور کورانه کنید و زیر فشار قرار بدهید فرو ریخت.
روزهای آینده برای مجاهدین
استفاده از ابزارهای شبکه اجتماعی برای ایجاد توهم های غیرواقعی آشوب و فتنه سازی نیز دردی از دردهای سازمان را دوا نخواهد کرد. نبود پایگاه اجتماعی و اشراف نسبی مردم و علی الخصوص قشر دانشجو و جوان مطمئنا امکان هر سرمایه گذاری و بهره برداری سیاسی و تروریستی را برای سازمان صفر نموده است بطوریکه با رجوع به سایت سازمان رویکرد فرقه این روزها فقط در گریز به اخبار نصف کاره شورشیان سوریه خلاصه شده و چندمقاله مربوط به چندماه گذشته نیز با گرد و خاک و تارعنکبوت های آویخته شده اش خودنمایی می کند. ولی هرچه هست دور نیست آن زمانیکه بمب ملاقات خانواده ها با نظارت سازمان ملل ضربه سهمگین خود را بر تشکیلات مجاهدین برای همیشه وارد نماید.
رودررویی های آلترناتیوی رهبری مجاهدین
سازمان دو سوم توان سیاسی خود را در لاینحل شدن موضوع کمپ ترانزیت، آبروریزی های مستمر فرار اعضای قدیمی و افشاگری آنان و بی توجهی آگاهانه عموم مردم از دست داده است. بعبارتی هجمه توده ای شدن اقداماتش بی حاصل شده و تشکیلات را با بی هدفی به اصطلاح مبارزاتی مواجه ساخته است. امید بستن برای سرنگونی دولت سوریه و حمایت از اشرار شورشی سوریه حتما مسئله خوشایندی برای سرنوشت مجاهدین نخواهد بود.
شورای ملی مقاومت منسوب به مجاهدین خلق؛ غیر دمکراتیک – وابسته – سرسپرده به بیگانگان
آمریکا شاید بتواند با خروج مجاهدین از لیست گروههای تروریستی روحی تازه بر کالبد مرده این جریان خشونت طلب و ضد ملی بدمد ولی هرگز نمیتواند شعور سیاسی مردم ایران که طی این سالها بسیار پخته و با تجربه شده است را نادیده و به سخره بگیرد. مردم ایران نظر تاریخی خود را در رابطه با هر نوع خشونت و خون ریزی برای تغییر در ایران پیشاپیش مشخص کرده ا ند و سابقه تاریخی این نوع نگرش در سالهای 1376 و 1388 تجربه شده است.
لیاقت رجوی و نیروهایش آوارگی در بیاباهای عراق است!
این روزها که به وضعیت اسفناک فرقه تروریستی رجوی نگاه میکنیم بخوبی آثار به انتها رسیدن و تمام شدن یک کابوس وحشتناک و بسته شدن پرونده سراسر خیانت و نکبتشان را میتوان ملاحظه کرد! از عربده کشی های رجوی و فریادهای سرنگونی سرنگونی کردنش در قرارگاه اشرف که البته با پشت گرمی صدام بود تا با خفت از اشرف بیرون انداخته شدن و در بیابانهای عراق بقول خودشان محتاج ابتدایی ترین امکانات شدن!
خیالپردازی کسب و کار رجوی (مجاهدین خلق) است
اینکه تحلیل های رجوی در مورد انتخابات آمریکا باز هم غلط از آب درآمد چیز جدیدی نیست و سالهاست که رجوی به این بیماری مزمن خیالبافی و خیالپردازی بجای پرداختن به واقعیت های سرسخت روز دچار شده و فاصله ای به اندازه سالهای نوری بین آنچه که رجوی خوشش می آید و دوست دارد اتفاق بیفتد با آنچه که واقعیت محض خوانده میشود وجود دارد.
پایان تلخ خیانت
سوختن گرد چراغ برق های بی احساس خیابان مصداق حقیقی این طیف از انسانهایی است که فریب ترفند های رجوی ها را خورده اند اما قضیه ی اعتماد و خیانت رهبر و مریدان دردو سرطیف بسا کشنده تر است چون رجوی این اعتمادها را به بستری برای جنایات خود تبدیل و این دسته از آدمها را به وادی و ورطه ی دشمنی و جنگ با واقعیت های موجود و دنیای پیرامون سوق داده است که در حقیقت فرجام و پایان تلخ این خیانت در چشم انداز است.
اولتیماتوم ۷ روزە بغداد برای بستن لانه مجاهدین
الدباغ با تاکید بر تصمیم دولت عراق مبنی بر تخلیە کامل اردوگاە اشرف طی هفتە آیندە،تصریح کرد: اولتیماتوم دولت عراق بە سازمان مجاهدین خلق هفتە آیندە بە پایان میرسد و ۱۰۰ نفر از اعضای این سازمان باید تا پایان هفتە آیندە اردوگاە را بە طور کامل تخلیە کنند و بە کمپ لیبرتی منتقل شوند.تخلیه اردوگاه اشرف و انتقال کامل مجاهدین به اردوگاهی در بغداد نخستین گام در راستای خارج کردن آنها از خاک عراق است که توافقنامه آن در اوایل سال 2011 میان دولت عراق و سازمان ملل به امضا رسید.
فرار کادرهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، طرح یک پرسش
واقعیت این است که کادرهای تشکیلاتی مجاهدین علیرغم شسشتوی مغزی سیستماتیک و شبانه روزی در بیش از دو دهه به محض شنیدن پیام اعضای خانواده یا ایجاد منفذ و روزنه ای هر چند اندک به فضای بیرون از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین، میل و کشش غریبی برای فرار از حصارهای ذهنی، روانی و فیزیکی فرقه رجوی و مواجه شدن و تنفس با دنیای آزاد و مدرن دارند.
نحوست بی همتای رجوی ها گریبان رامنی جنگ طلب را هم گرفت
در انتخابات ریاست جمهوری اخیر آمریکا رجوی های دیو صفت به خیال خام روی کار آمدن او و حمله نظامی وی به ایران از او حمایت کرده و در دستگاه تبلیغاتی خود اخباری که به نفع او بود را درج نمودند. اما رامنی هم از نحوست رجوی ها در امان نماند و در حالی که تمام نظرسنجی ها تا روز آخر نشان از رقابت نزدیک او با اوباما داشت، در همان ساعات اولیه شمارش آرا مشخص شد که با اختلاف 100 رای در آرای الکترال بازنده انتخابات شده است.