دیدار صمیمی اعضای بازگشتی خوزستانی در دفتر انجمن نجات – قسمت اول

روز جمعه 19/ آبانماه /91 دردفترانجمن نجات خوزستان اعضای بازگشتی استان درملاقاتی صمیمی گرد هم آمدند تا ضمن اینکه دیدارها تازه گردد آخرین رویدادها و تحولات فرقه را مورد بحث و بررسی قراردهند. دراین ملاقات کسانی که روزگاری را درتشکیلات فرقه به سربرده بودند اکنون بدور ازچشم وتسلط سران فرقه، و بدون اجازه تشکیلاتی با تعدادی از دوستان بازگشتی خود، کسانی که درفرقه رجوی مجاز نبودند حتی دو نفره با یکدیگرگفتگو کنند الان آزاد دورهم جمع شده بودند وبه اصطلاح محفل زده و گذشته های تلخی که در فرقه رجوی داشتند را برای یکدیگر تعریف می کردند. دراین ملاقات مسئول انجمن نجات خوزستان ضمن تشکر وقدردانی ازاعضای بازگشتی بخاطر حضور دراین دعوت، آخرین تحولات ورویدادهای فرقه را مورد بررسی قراردادند و دراین خصوص سئوالاتی طرح شد که توجه شما را به شرح مختصری ازسئوال و جوابهای آن جلب می نماییم.

مجری: باتشکر وقدردانی ازحضور برادران جداشده استان، همانطورکه میدانید، در ابتدای امسال و همزمان با خروج اولین گروه اعضای فرقه از پادگان لیبرتی به کمپ موقت ترانزیت رجوی درنشستی که با اعضای دربند داشته اعلام کرده که بایستی ازفاز نظامی به فازسیاسی تغییر فاز بدهیم به نظرشما علت این عقب گرد فرقه در چیست؟
علی سرخیان: به نظرمن با توجه به ماهیت نان به نرخ روز خوردن رجوی،این تغییرفازهم برایش کاری ندارد و قبح آن برایش ریخته است. تغییر استراتژی از نبرد مسلحانه به فازسیاسی هم مثل خیلی از رنگ عوض کردن های رجوی در دهه های اخیر است و متناسب با اوضاع و شرایط و البته با خواری و ذلت و برای سفید سازی آن هم یک لعاب ایدئولوژیکی به آن می زند و به خورد افراد ازهمه جا بی خبرش میدهد.وبرای توجیه آن هم مثل گذشته که با شیادی به ما میگفت که مثلا یک کوهنورد برای رسیدن به قله همیشه روبه بالا نمیرود بلکه جاهایی لازم است که روبه پایین حرکت کند تا مسیرش را روبه بالا آسانترکند.اما هدف قله است.اینبارهم حتما برای توجیه این خواری و بن بست استراتژیک توجیهات آبکی برای نیروهایش آورده است.تا به خیال خود آنان را خام کند وچند صباحی درچنگال تشکیلات مخوف خود نگه دارد.
هادی نگراوی: منهم ضمن تایید صحبتهای آقای سرخیان باید اضافه کنم که اصلا رجوی به لحاظ شخصیتی فرد فرصت طلبی است.اپورتونیسم به معنای تمام کلمه است.وهرجا که مصالح فردی اش اقتضا کند حاضراست که همه ارزشهای نداشته قبلی اش را فدا کند. یادم می آید روزی که آمریکا عراق را اشغال کرد و درمیان بهت وحیرت نیروهایش به همه نیروها دستورداد که روی تانکهایشان پرچم سفید به علامت تسلیم نصب کنند وبعد سلاحهایی که آن را به مثابه ناموس هرمجاهد می دانست را تحویل آمریکاییها داد، درحالی که این مغایربا شعروشعارهای او درمبارزه با امپریالیزم جهانخوار بود. این عقب گرد خفت بار را اینطور به خورد ما داد که من صاحب سلاح را میخواهم نه خود سلاح را.خلاصه رجوی نان به نرخ روز خور هرجا که منافعش ایجاب کند حاضراست که ازناموسش هم کوتاه بیاید.
مجری: آیا خروج ازلیست ناشی از تغییر ماهیت فرقه است یا موضوع دیگری هم دخیل است؟
حسن حمادی: به نظر من رجوی و فرقه منحطش هیچگاه نمی تواند ازماهیت تروریستی اش فاصله بگیرد. ترور و خشونت اساس و شالوده این فرقه را تشکیل میدهد. همانطور که تا همین چند روز پیش در سیمای مجاهدین شاهد بودیم که چطور رجوی هنوزهم دم از ارتش به اصطلاح آزادیبخش و یگانهای آن میزد. وتاکنون درهیچ جایی اعلام نکرده که ما دست از ترور و سلاح و خشونت برداشته ایم و اعمال تروریستی را نفی می کنیم. به نظر من هرگاه رجوی و فرقه اش سلاح و تروررا درماهیت کناربگذارد این یعنی مرگ واضمحلال فرقه. بنابراین خروج ازلیست فقط یک زدوبند سیاسی واستفاده ابزاری آسان ازاین فرقه است.
کاظم پورخفاجیان: من هم فکرمیکنم که رجوی که اساس کارش را روی ارتش به اصطلاح آزادیبخش بنیانگذاری کرده وازآن به عنوان ابزار ترور و خونریزی و خشونت استفاده کرده نمی تواند که یک شبه سلاحش را کناربگذارد یا رنگ عوض کند.خروج ازلیست سیاه آمریکا هم هیچ دردی از دردهای بی شمار رجوی را درمان نمیکند. وفقط یک زد وبند سیاسی کثیف بیش نیست.همین خروج ازلیست باعث فروپاشی این فرقه خواهد شد. وآینده این را نشان خواهد داد.
مجری: حالا به نظرشما چرا فرقه اصراردارد که سازمان ملل کمپ موقت لیبرتی را کمپ پناهندگی اعلام کند؟
یوسف جرفی: به نظرمن تمام تلاشهای رجوی برای تبدیل کردن کمپ لیبرتی به یک کمپ پناهندگی این است که آنجا را به اسارتگاهی همچون اشرف تبدیل کند. و باز بساط سیستم مغزشویی وضدانسانی تشکیلات خودش را برپاکند. و باز با شلاق تشکیلات جهنمی و مناسبات خفقان آورش اسیران را شلاق کش کند. ضمنا ترس از رهایی اسیران از کمپ لیبرتی و قدم گذاشتن به دنیای آزاد هم عامل ترس بزرگی برای رجوی است. زیرا که رهاشدگان از زندان رجوی به سرعت که پایشان به دنیای آزاد برسد شروع به افشاگری علیه مناسبات غیرانسانی وسیستم مغزشویی فرقه میکنند.فرار اعضای ناراضی درهفته ها وماههای اخیرشاهد خوبی براین مدعاست.تصورش را بکنید درچنین شرایط و اوضاع و احوالی که سازمان ملل و دولت عراق و ارگانهای حقوق بشری همه به دنبال این هستند که قربانیان فرقه رجوی را نجات بدهند وبه نوعی آنان را ازجهنم رجوی خلاص نمایند، سران فرقه رجوی در یک اقدام خنده داربخواهند کمپ موقت لیبرتی را به یک کمپ پناهندگی تبدیل کنند، تا بدینوسیله بتوانند دست دولت عراق را ازکمپ کوتاه کنند وتحت نظر کلاه آبیهای سازمان ملل قراربگیرند. وباز روز از نو وروزی از نو.
سید جمال: فرقه رجوی میخواهد که کمپ لیبرتی را مثل اشرف تبدیل به زندان کند. زیرا دیگر دستش برای کنترل کوتاه شده واعمال قوانین تشکیلات برایش سخت شده ونمی تواند مثل سالهایی که دراشرف بودند نیروها را به صلابه بکشند وریزاعمال وکارهایشان وتفکراتشان را کنترل کنند. الان نیروها نسبت به گذشته آزادترند ومیتوانند با نیروهای عراقی ویا سازمان ملل ویا کمیساریا ملاقات کنند.البته تا کنون همه نیروهای اسیر با کمیساریای عالی پناهندگان مورد مصاحبه قرارگرفته اند وانشاالله بزودی شاهد این باشیم که به کشورعزیزمان ایران بیایند یا به هرکشوردیگری که خواستند بروند وزندگی جدیدی راآغازکنند.
حسن حمادی: امیدوارم که نتوانند آنجارا به کمپ پناهندگی تبدیل کنند.وهرچه سریعتر گورشان را ازعراق گم کنند.واسیران بتوانند نفس راحتی بکشند. وخودشان را ازشراین فرقه رها کنند.
ادامه دارد….

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.