مجاهدین و فروغ آدم کشی
با پذیرش قطعنامه، رجوی ابله از آنجایی که در توهمات خودش غرق بود و می خواست یک لقمه گنده تر از دهانش بردارد بدون در نظر گرفتن نیروهای نظامی ایران و نداشتن پایگاه اجتماعی در ایران دست به عملی زد که هیچ احمقی چنین تصمیمی به ذهنش نمی زند: حمله نظامی بصورت ستونی!!! که هزاران نفر از اعضای خودش را به کشتن داد.
آیا خانواده ها طبق موازین و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر حق دیدار با اعضا مجاهدین را ندارد؟
مسعود و مریم رجوی فریاد های مادرانی که در درب ورودی زندان و شکنجه گاه اشرف به آسمان روی کرده اند و فریاد های دادخواهی شان از یزدان پاک، اشک چشم فرشتگان زمینی پرنده گان و ستاره گان آسمانی را نیز جاری و ساری کرده اند آیا ذره ای دل سیاه و سنگلاخی شما را تکان نداده است مسعود و مریم رجوی دوران در تاریکی نگه داشتن افراد در زندان و اسارتگاه اشرف به پایان راه خویش نزدیک شده و بیش از این مسعود و مریم رجوی نمیتواند اعضای خود را در جهالت و تاریکی نگه دارند.
دلخوشی ها در درون فرقه رجوی
سازمان افرادی را پرورش داده است که معتاد به داستان گوش کردن هستند و این کار داستان گویی و داستان سرایی را همین رهبری برای آنها انجام میدهد. کسانی که مغزهایشان کوچک شده و قدرت تعقل ندارند و خط و همه چیز آنها را باید یک نفر دیگر مشخص کند. اما آیا در این بین حرف جدیدی هم بوده؟ من که ندیدم! سازمان به اعضا خود بجز انتظار کشیدن چیزی نمی آموزد آنهم به امید این و آن بودن.
مجاهدین برای امام حسین گریه میکنند و به راه یزید میروند
در کجای تاریخ دیده ایم که امام فتوای ترور داده باشد. در کجا دیده ایم امام فتوای دروغ داده باشد؟ کارهایی که در سازمان مثل آب خوردن توسط رهبری آن انجام میشود! در سازمان رسم برانگیزانیدن افراد بود تفاوت در نوع فکر فردی بود که مورد فشار تبلیغاتی سازمان قرار گرفته باشد. مثلا اگر فرد مذهبی بود وی را با این عناوین تحریک میکردند و کتابهایی از این قبیل را به وی میدادند که بخواند و روی اعتقادات فرد تاثیر گذاشته تا بتوانند وی را برای عملیات آماده کنند.
سکوت مسعود رجوی در مقابل افشا شدن تجاوزات جنسی، ایدئولوژیکی وی علیه زنان
فرقه رجوی به هر عضو و سطح تشکیلاتی سازمان می تواند هر مارکی بزند اگر بخواهد به رده شورای رهبری اش هم مارک بزند معنی اش این است که ایدئولوژیک ضربه خورده است و تشکیلاتش سوراخ خواهد شد لذا مثل خر در گل مانده است تا با این مسئله چگونه برخورد کند بعد از جنگ آمریکا و عراق و سرنگون شدن صاحبخانه صدام حسین از نظر فرقه رجوی نیروهای زیادی از رده های مختلف از فرقه رجوی جدا شده اند اما تنها یکی از شورای رهبری تا کنون جدا شده است.
رجوی، خداوند اشرف
متأسفانه، به نام اسلام و به نام آزادی و دمکراسی، پس از نیمه دهه 80، اعضای مجاهدین به سرعت تبدیل به فدائیانی منزوی شدند. آن ها مجبور به ماندن در مجموعه ها و پادگان های مستقر در عراق شدند که بزرگ ترین آنها قرارگاه اشرف بود که هنوز بسیاری از اعضا در آن ساکن هستند و از دانستن آنچه در دنیا می گذرد باز داشته می شوند. رهبران مجاهدین مریم و مسعود رجوی به بت های آن ها می مانند.
فرار مریم رجوی با پرچم سرخ عاشورا گونه
اگر نمی پذیرفتی وارد انقلاب بشوی از سرنوشت خود بی اطلاع بودی و کسانی هم بودند که بطور شبانه معلوم نشد به کجا منتقل شدند و چه سرنوشتی در انتظارشان بود. خلاصه مدتی که در تشکیلات بودم هر چه زمان می گذشت اختناق و فشار بر روی نیروها تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک سخت تر و شدیدتر می شد. البته همه اینها علت خاصی داشت چون زمان بکلی به ضرر سازمان بود و باعث می شد خیلی از مسائل برای نیروها روشن و شفاف شود و بنوعی افراد به ماهیت دروغین سازمان و نفراتش پی می بردند و افراد در تشکیلات به انفعال کشیده می شدند و سازمان بهای این دروغگویی هایش را سنگین می داد لاجرم هر روز تحت نام بندهای انقلاب بحث های ایدئولوژیک می کردند تا هر چه بیشتر افراد را به بند اسارت ذهنی و روحی بکشانند
چرا مجاهدین خانواده ها را مزدور خطاب می کنند؟
رجوی صراحتا اعلام کرد که مجاهد با خانواده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم. در پادگان حصار بسته اشرف فرد متعلق به رجوی است غیر از این باشد فرد، فرد عادی محسوب می شود. در شرایطی که سازمان در آن قرار دارد تخم کینه در افراد حاضر در اشرف را آبیاری می کند که بیشتر به خانواده های خود بتازند در واقع سازمان به دنبال همین خط است که آن را در افراد جاری کند.
پیام اکثریت اعضای مجاهدین در اشرف: « جای ما خالی »
نقش شما در عدم حضور در کنار ما در تمام لحظات خطیر و حساس و خطرناک واقعا بی بدیل است و در هیچ انقلابی سابقه ندارد. واقعا رهبر یک جنبش بودن کار بسیار طاقت فرسا و کوه شکنی است!!! که فقط و فقط از عهده شما و برادر مسعود بر می آید. چه کسی جز شما می تواند شرایط خطرناک را بسرعت بو کشیده و با موفقیت از تمام آنها خود را خارج کند و در عین حال همیشه مدعی باشد که می خواسته در کنار نیروهایش باشد؟!!!
برگزاری نشست ماهواره ای رجوی به مناسبت سالگرد عملیات فروغ
رجوی در بخش دیگری از اظهارات اش در خصوص حضور جان بولتن در این تجمع یادآور شد، دولت آمریکا و مردم آن متقاعد شده اند که باید در ایران تغییرات روی دهد و این تغییر بدون توجه به آن روی سکه یعنی مجاهدین و برداشته شدن موانع آن از سوی آمریکا امکان پذیر نیست. رجوی دربخش های دیگری از اظهارات اش درباره اهمیت عملیات فروغ صحبت و تأکید کرد عملیات فروغ تضمین کننده حیات سازمان بوده و تا امروز هر اتفاقی افتاده در تأیید و درستی و ضرورت این عملیات بوده است.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت دوازدهم
بعد از اینکه در زمستان 1376 در جمع بزرگ شورای رهبری توسط مسعود و مریم رجوی در قرارگاه بدیع زادگان به من رده شورای رهبری ابلاغ شد یک سلسله نشستها برای این گروه که تازه شورای رهبری شده بودند شروع شد. در این میان مسئول برگزار کننده نشستهای به اصطلاح دیگ مهوش سپهری بود. از بین کسانی که این رده بهمان ابلاغ شده بود بجز تعدادی که در جریان این نشستها ok نشده و به اصطلاح از بحث رهبر عقیدتی و عشق تمام عیار به مسعود خوب عبور نکرده بودند ما را برای نشست مریم رجوی صدا کرد و گفتند که از کوران این مرحله عبور کرده ایم.
به بهانه حمله نظامی مشترک صدام – رجوی در مرداد ۶۷ – قسمت دوم
امروز 22 سال از سخنرانی ابلهانه سرکرده فرقه رجوی درپایگاه تروریستی درحال تخلیه اشرف می گذرد و لذا نگاهی دیگر به این سخنرانی می تواند پاسخ گوی هزاران سدوال بی جواب درمورد سلامت فکری سرکرده فراری ومخفی شده این گروه باشد _ مسعود رجوی یک جنایتکار وبیمار است که به ده ها بیماری فکری _ شخصیتی دچار است _ او از سال 60 تاکنون باعث مرگ دست کم دهها هزار ایرانی وعراقی شده است