پیام مریم رجوی و همیاری با سیمای دورویی و سانسور
مریم رجوی پیامی هم می دهد کهکشانی از زنان و مردان و جوانان در گلریزان همیاری با سیمای آزادی شرکت کردند در این رابطه کمک های مادی کردند. مردم ایران بیکار نشسته اند که فقط به شما جانیان کمک مادی بکنند! در پیام مریم رجوی آمده است جوانی که بعد از مدتها بیکاری اولین در آمد خود را هدیه می کند و همینطور پناهندگان بخشی از ماهانه خود را تقدیم می کنند و هموطنی که خانه مسکونی خودش را در طبق اخلاص می گذارد. لعنت بر آن پدر و مادرت مریم رجوی که یک روده راست در تمامیتت وجود ندارد همش دروغ پشت سر دروغ.
مجاهدین و جنایات هدایت شده
17 ژوئن 2003، روزی بود که مریم رجوی یکی از رهبران مجاهدین در پاریس دستگیر و روانه ی زندان شد. اما واقعیاتی تلخ در پشت چهره ی مهربان و سیمای خندان این زن فریبکار وجود داشت که همگان را بر جای خود میخکوب کرد و صحنه های تکان دهنده ای در پشت این وقایع تا آزادی مریم رخ داد. مریم رجوی چهره ی محبوب سازمان مجاهدین خلق که لقب رئیس جمهور برگزیده را یدک می کشد، به طرزی ناباورانه جنایاتی حیرت آور برای آزادی خودش انجام می دهد.
رقص رهایی، مسعود رجوی و زنان شورای باصطلاح رهبری فرقه
“رقص رهایی” که خانم سلطانی از آن اسم برده؛ برایم کلمه ای آشناست.مسعود رجوی در نشست سی نفره جمعبندی تیمهای عملیاتی گفت: بدانید که”رقص رهایی” را شهدا بربالای چوبه های دار سردادند و این خواهران شورای رهبری در پای خواهر مریم (اشاره به تعدادی از زنان که آنجا بودند مثل رقیه عباسی ,ژیلا دیهیم و زهره قائمی) و از ما خواست که قبل از هر عملیات و ماموریتی یگانه شویم و ریزترین مسائل جنسی ذهن و ضمیرمان را بازگو و بازنویس کنیم که شایسته دستور گرفتن از آن خواهران باشیم.
مجاهدین و فروغ آدم کشی
با پذیرش قطعنامه، رجوی ابله از آنجایی که در توهمات خودش غرق بود و می خواست یک لقمه گنده تر از دهانش بردارد بدون در نظر گرفتن نیروهای نظامی ایران و نداشتن پایگاه اجتماعی در ایران دست به عملی زد که هیچ احمقی چنین تصمیمی به ذهنش نمی زند: حمله نظامی بصورت ستونی!!! که هزاران نفر از اعضای خودش را به کشتن داد.
آیا خانواده ها طبق موازین و مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر حق دیدار با اعضا مجاهدین را ندارد؟
مسعود و مریم رجوی فریاد های مادرانی که در درب ورودی زندان و شکنجه گاه اشرف به آسمان روی کرده اند و فریاد های دادخواهی شان از یزدان پاک، اشک چشم فرشتگان زمینی پرنده گان و ستاره گان آسمانی را نیز جاری و ساری کرده اند آیا ذره ای دل سیاه و سنگلاخی شما را تکان نداده است مسعود و مریم رجوی دوران در تاریکی نگه داشتن افراد در زندان و اسارتگاه اشرف به پایان راه خویش نزدیک شده و بیش از این مسعود و مریم رجوی نمیتواند اعضای خود را در جهالت و تاریکی نگه دارند.
دلخوشی ها در درون فرقه رجوی
سازمان افرادی را پرورش داده است که معتاد به داستان گوش کردن هستند و این کار داستان گویی و داستان سرایی را همین رهبری برای آنها انجام میدهد. کسانی که مغزهایشان کوچک شده و قدرت تعقل ندارند و خط و همه چیز آنها را باید یک نفر دیگر مشخص کند. اما آیا در این بین حرف جدیدی هم بوده؟ من که ندیدم! سازمان به اعضا خود بجز انتظار کشیدن چیزی نمی آموزد آنهم به امید این و آن بودن.
مجاهدین برای امام حسین گریه میکنند و به راه یزید میروند
در کجای تاریخ دیده ایم که امام فتوای ترور داده باشد. در کجا دیده ایم امام فتوای دروغ داده باشد؟ کارهایی که در سازمان مثل آب خوردن توسط رهبری آن انجام میشود! در سازمان رسم برانگیزانیدن افراد بود تفاوت در نوع فکر فردی بود که مورد فشار تبلیغاتی سازمان قرار گرفته باشد. مثلا اگر فرد مذهبی بود وی را با این عناوین تحریک میکردند و کتابهایی از این قبیل را به وی میدادند که بخواند و روی اعتقادات فرد تاثیر گذاشته تا بتوانند وی را برای عملیات آماده کنند.
رجوی، خداوند اشرف
متأسفانه، به نام اسلام و به نام آزادی و دمکراسی، پس از نیمه دهه 80، اعضای مجاهدین به سرعت تبدیل به فدائیانی منزوی شدند. آن ها مجبور به ماندن در مجموعه ها و پادگان های مستقر در عراق شدند که بزرگ ترین آنها قرارگاه اشرف بود که هنوز بسیاری از اعضا در آن ساکن هستند و از دانستن آنچه در دنیا می گذرد باز داشته می شوند. رهبران مجاهدین مریم و مسعود رجوی به بت های آن ها می مانند.
فرار مریم رجوی با پرچم سرخ عاشورا گونه
اگر نمی پذیرفتی وارد انقلاب بشوی از سرنوشت خود بی اطلاع بودی و کسانی هم بودند که بطور شبانه معلوم نشد به کجا منتقل شدند و چه سرنوشتی در انتظارشان بود. خلاصه مدتی که در تشکیلات بودم هر چه زمان می گذشت اختناق و فشار بر روی نیروها تحت عنوان انقلاب ایدئولوژیک سخت تر و شدیدتر می شد. البته همه اینها علت خاصی داشت چون زمان بکلی به ضرر سازمان بود و باعث می شد خیلی از مسائل برای نیروها روشن و شفاف شود و بنوعی افراد به ماهیت دروغین سازمان و نفراتش پی می بردند و افراد در تشکیلات به انفعال کشیده می شدند و سازمان بهای این دروغگویی هایش را سنگین می داد لاجرم هر روز تحت نام بندهای انقلاب بحث های ایدئولوژیک می کردند تا هر چه بیشتر افراد را به بند اسارت ذهنی و روحی بکشانند
چرا مجاهدین خانواده ها را مزدور خطاب می کنند؟
رجوی صراحتا اعلام کرد که مجاهد با خانواده نداریم و نمی توانیم داشته باشیم. در پادگان حصار بسته اشرف فرد متعلق به رجوی است غیر از این باشد فرد، فرد عادی محسوب می شود. در شرایطی که سازمان در آن قرار دارد تخم کینه در افراد حاضر در اشرف را آبیاری می کند که بیشتر به خانواده های خود بتازند در واقع سازمان به دنبال همین خط است که آن را در افراد جاری کند.
سکوت مسعود رجوی در مقابل افشا شدن تجاوزات جنسی، ایدئولوژیکی وی علیه زنان
فرقه رجوی به هر عضو و سطح تشکیلاتی سازمان می تواند هر مارکی بزند اگر بخواهد به رده شورای رهبری اش هم مارک بزند معنی اش این است که ایدئولوژیک ضربه خورده است و تشکیلاتش سوراخ خواهد شد لذا مثل خر در گل مانده است تا با این مسئله چگونه برخورد کند بعد از جنگ آمریکا و عراق و سرنگون شدن صاحبخانه صدام حسین از نظر فرقه رجوی نیروهای زیادی از رده های مختلف از فرقه رجوی جدا شده اند اما تنها یکی از شورای رهبری تا کنون جدا شده است.
پیام اکثریت اعضای مجاهدین در اشرف: « جای ما خالی »
نقش شما در عدم حضور در کنار ما در تمام لحظات خطیر و حساس و خطرناک واقعا بی بدیل است و در هیچ انقلابی سابقه ندارد. واقعا رهبر یک جنبش بودن کار بسیار طاقت فرسا و کوه شکنی است!!! که فقط و فقط از عهده شما و برادر مسعود بر می آید. چه کسی جز شما می تواند شرایط خطرناک را بسرعت بو کشیده و با موفقیت از تمام آنها خود را خارج کند و در عین حال همیشه مدعی باشد که می خواسته در کنار نیروهایش باشد؟!!!