مریم قجر، دجال گری و عوامفریبی بس است
خانم مریم قجر با دجالیت آموخته از رجوی در تلاش است تا ضمن تجزیه طلبی خواندن مقاومت مردم غزه کمک به آن را کمک به جنگ افروزی و تقویت بنیاد گرایی در منطقه قلمداد کند و در واقع به نوعی این اقدام بین المللی را غیر ضروری جلوه دهد و این کمک ها را ضربه به آرمان فلسطین قلمداد کند.
انقلاب درونی سال ۶۴ مجاهدین
معتقدم اگر در جریان حمله آمریکا به عراق،مسعود ومریم سینه سپر می کردند، شاید می تواستند ادعا کنید رهبری عقیدتی به حرف هایی که می زند اعتقاد دارد اما تمامی حرفها و حدیث های بقول مجاهدین،” اضداد” در این جریان جنگ عراق نمود یافت و ذات اصلی مسعود ومریم مجدداً آشکار گشت،انقلابی ایدئولوژیکی که نتوانست به مریم یعنی نفر اول آن بفهماند که نباید اشرف و عراق را به مقصد فرانسه ترک کند و نفرات سازمان را زیر بمبارنهای آمریکا تنها بگذارد چطور باید به من نوعی می فهماند که مسعود و سازمان را برحق بدانم و ایستادگی پیشه کنم؟
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم
اعتراض افراد به دادگاههای فرمایشی در واقع نوعی خود زنی و خودکشی بود. چه اعتراضی بین جمع هتاک؟ کسی جرئت اعتراض یا دفاع نداشت. در نهایت روی فرد مسئله دار تف می انداختند این رفتارها واقعا مختص رهبران سازمان بود. شما فکر کنید بعد از این وضعیت افراد به چه حالت روحی می افتادند عاطفه، نمیدونم عشق و علائق انسانی واقعا در این افراد نابود می شد مگر در آن شرایط افراد می توانستند به این مسائل فکر کنند؟
اعضاء مجاهدین گوشت دم توپ
هر کجا ببینید همین کار را با ما و شما کرده اند پس حالا چرا برای مصاحبه های ساختگی میآیید. ماجرای اعتصاب ها یادتان هست تا به حال به کدام خواست رسیده اید؟ تا بوده سازمان همه را مصرف کرده و جز راحتی برای رهبری بر هیچکس دیگر روا نبوده. آب و هوای خوب اروپا برای رهبری و مگس و پشه و گنداب عراق برای اعضا! این رسم کسانی است که خود را رهبر انقلابی میدانند. چرا این سر همیشه از بدنه جداست؟ این سئوالیست که همه اعضا باید از او بپرسند.
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم
بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد
رهبر عقیدتی مجاهدین و ضرورت تصمیم گیری معقول
حال سران فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین در شرایط سخت و تنگنای خفه کننده ای بسر می برند چرا که هرگز تسلیم واقعیت ها نشدند و فروتنانه در برابر مسائل و رویدادهای مهم جامعه خویش قرار نگرفتند. غرور کاذب و مضحک رهبر عقیدتی مجاهدین موجب گردید تا مجاهدین سالیان دراز با توجیه های غیر منطقی به رفتارها و مواضعی متوسل شوند که بیزاری مردم ایران را از آنان موجب گردد.
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت سوم
رهبران سازمان باید نیروهایشان را از اشرف و عراق خارج کنند. اینکه چرا اصرار دارند در اشرف بمانند جای سوال دارد؟ قبل از سرنگونی صدام اگر یادتان باشد در نشستی لوح بزرگی را مسعود رجوی نشانمان داد و گفت این سند اشرف است. سند مالکیت اشرف بود به عنوان اینکه آنها از سوی رژیم صدام به رسمیت شناخته شده اند شاید یادتان باشد؟ آن موقع در زمان صدام این سند موجود بود ولی وقتی رژیم صدام سرنگون شد حکومت تغییر کرد خب این سند اعتبار خودش را از دست داد
بازی رجوی دجال با جان دیگران از روی افلاس و درماندگی
هر چند ادعاها و تبلیغات گوبلزی مجاهدین خود بخود نشان میدهد که رجوی جنایتکار در چه بن بستی گیر کرده است اما آخرین حربه او که از قضا یکی از پلید ترین چهرهای او را نمایان کرد نشان از افلاس و فلاکت مطلق رجوی خائن دارد.او در چند روز گذاشته از قول افرادی که آنها را زندانی سیاسی می نامد پیام هایی را در سایت های خود درج کرده است که در این پیام ها این افراد علیه جمهوری اسلامی موضع گرفته اند.
خانواده ها: رجوی سقط نمی شود تا این بچه ها از دستش رها شوند – قسمت دوم
آقای محمد علی نیکزاد: در سال 83 وقتی بعد از چندین سال بی خبری و عدم تماس از طریق انجمن به ملاقات برادرمان رفتیم چندین نفر مراقب ما بودند و نمی گذاشتند که بین ما ارتباط عاطفی بر قرار شود و به بهانه های مختلف وسط حرف می آمدند تا وقت ملاقات ما تمام شود.کاملا معلوم بود که برادرم از ترس مراقبین نمی تواند حرف دلش را بزند و هرگز هم تا آخر ملاقات نگذاشتند با او خلوت کرده و با او درد و دل کنم
مصاحبه با سید یوسف جرفی از اعضای جدا شده فرقه رجوی
آقای جرفی دراین مصاحبه آخرین تحولات پادگان اشرف، یاس وسرخوردگی نیروهای مستقر در پادگان وموج فرار نیروها اشاره کرد. آقای جرفی گفت سازمانی که در خارج از کشور خود را دمکراتیک ترین سازمان در جهان می داند چرا سالهاست از پاسخ گویی به عادی ترین خواسته من که همانا در خواست حق خروج از سازمان بود جواب مثبت نمی دادند وی در بخش دیگری از مصاحبه اش گفت فضای حاکم بر نیروهای پادگان اشرف یک فضای پاسیو توام با احساس عجز و بن بست است
اختلاف پنهان درون باند رجوی
براساس اظهارات یکی از افراد نزدیک به گروه تروریستی مجاهدین در انگلستان، اخیراً برخی اعضای به اصطلاح غیرمجاهد شورا، در مورد حضور خانواده ها در مقابل اردوگاه مجاهدین در عراق انتقاداتی را مطرح کردند که از طرفی نشانگر بالاگرفتن افتضاحی است که گشتاپوی مجاهدین در عراق به راه انداخته است و ملاقات اعضاء با خانواده هایشان را ممنوع کرده و از دیگر سو نشانه ای از اختلاف نظر آنان با رجوی است.
راه حل مورد علاقهی رجوی
واضح است که رجوی برای خلاص شدن از وضعیتی که به شدت باعث بی آبرویی وی شده و ابعاد حیرت آوری از اعتقادات ضدانسانی فرقه اش را به نمایش گذاشته است، تاکتیک فرار به جلو را انتخاب کرده و چنین پیشنهادی را ارائه میکند و گرنه چه کسی است که نداند به صف کردن افرادی که خانواده هایشان تقاضای ملاقات آنها را کرده و اجبار آنان به انجام مصاحبه های تلویزیونی و فحاشی علیه خانوادهشان چه معنایی دارد؟