فرقه گرایی مجاهدین

نگاهی به ماجرای 17 ژوئن و دستگیری مریم رجوی در فرانسه – قسمت سوم

ماجرای دستگیری مریم و پیامدهای آن
بعد از آزادی مریم در نشست های عمومی که در اشرف برگزار شد مسئولین سازمان گفتند: ما فرانسه را مجبور به عقب نشینی کردیم و باعث شدیم مریم را آزاد کنند. سازمان از مسئولین شورای رهبری و مسئول کل اشرف قدردانی فراوان کرد به این بهانه که عملکرد های آنها درحمایت از کلیه عملیات برای آزادسازی مریم قابل ستودنی بود. این موضوع نشان می داد سران سازمان تحت رهبری متمرکز و کاملاً کنترل شده تمامی اهداف اعتراضی از جمله خود سوزی ها، اعتراض ها، مواضع و تبلیغات سیاسی، اجتماعی را هدایت کردند و هیچ یک از اعضاء خودسرانه دست به عملی نزدند تا مریم آزاد شود در نتیجه خودسوزی افراد امری برنامه ریزی شده و به دستور رهبری سازمان بود.
در عین حال رویکرد دستگیری مریم باعث شد در همه ی سطوح و لایه های سازمان ریزش ذهنی بیشتری صورت بگیرد ضدیت های زیادی با تشکیلات، ایدئولوژی و اصول سازمانی روی دهد چرا که اغلب کادرها و نیروها نسبت به اهداف و نیات رهبری سازمان مسئله دار شدند. به طوری که حاصل این اتفاق به بروز مشکلات درون تشکیلاتی عمده ای از جمله: 1- عدم تشکیلات پذیری 2- عدم اجرای دستور مسئول 3- عدم اجرای کار و کار به عنوان یک عمل تشکیلاتی. 4- برخوردهای فیزیکی و زد و خورد با مسئولین منجر گردید. اتفاقاتی نظیر عدم اجرای دستور، محفل های گسترده ی درون تشکیلاتی، تناقضات اساسی و ریشه دار نفرات و به طور کلی از هم پاشیدگی مناسبات داخلی و درون سازمانی از پیامدهای مشخص و روشن اعمال نفرت انگیز خودسوزی افراد و قربانی شدن آنان برای نجات مریم از بازداشت چند روزه بود. نگرشی ژرف و همه جانبه به روند خودسوزی هدایت شده
مسئولین اشرف و مسئولین فرمانده یگان ها مخصوصاً فرمانده خودم خیلی انتظار داشتند من داوطلبانه نامه ی خودسوزی و درخواست خودسوزی را به فرماندهان سازمان بنویسم و اعلام کنم برای انجام این عمل نفرت انگیز آماده ام. اما از آنجایی که در مورد عمل خودسوزی معتقد بودم رفتاری ضد انسانی و ضد مبانی و رهنمودهای رحمانی دین است ضمنا خودم نیز بر این باور بودم قربانی شدن برای دیگری یک عمل زشت، ناپسند و کاری غیر عقلانی ست و هرگز برای آزادی هیچ کسی از قید و بند، نبایستی دست به خودسوزی زد و مهمتر از همه نسبت به فرار مریم و سایر مسئولین رده بالا در دوران جنگ و تنها گذاشتن نیروها را نوعی خیانت به کادرهای تشکیلاتی سازمان می دانستم و در باره این مورد خاص بشدت دچار تناقض شده بودم و آزارم می داد، بنابراین عمل خودسوزی برای آزادی مریم از نظر من کاملا حماقت آمیز بود چرا که مریم نباید از اشرف خارج می شد، نباید به فرانسه می رفت تا پلیس او را دستگیرکند.
به خودم می گفتم تاوان دستگیری مریم را من نباید بدهم زیرا هر کس مسئول انجام کارهای خویش است وگناه دیگری را نباید به گردن دیگران گذاشت. اما واقعیت این است در سازمان مجاهدین رهبری مسئول انجام همه کارها و گناهان دیگران است. مسعود خود در بحث های ایدئولوژیک می گفت: " همه به دنبال من بیائید من مسئول همه گناهان و کرده های شما هستم "
با استناد به حرف های مسعود باید نتیجه گرفت که مسئول دستگیری مریم در واقع مسعود است و او می بایست خود در مقر پلیس فرانسه دست به خودسوزی میزد. نشست شرم
نشست مهمی تحت عنوان " شرم " هشت ماه پس از آزادی مریم در اشرف ترتیب داده شد. این نشست هشت روز مانده به عید نوروز سال 83 برگزار شد. موضوع نشست این بود، چرا نفرات در موقع دستگیری مریم شرم نکردند؟!! نشست شرم یکی از افتضاحات تاریخی سازمان بود که در کلیه ی سطوح برگزار شد. ولی آنقدر مفتضح و خنده دار بود که من به دیوانگی خیلی از نفرات سازمان پی بردم.
مسئولین سازمان می گفتند: شما اعضای سازمان باید از اینکه مریم دستگیر و بازداشت شد، شرم می کردید. واقعا ادعای مسئولین سازمان مضحک بود حال اینکه: مریم را شوهرش مسعود به فرانسه فرستاد پس بایـد او یعنی مسعود شـرم می کرد ما اعضای بی خبر سازمان که مریم را به فرانسه نفرستاده بودیم تا شرمنده اش بشویم.
ضمنا مریم بی آنکه کادرهای تشکیلاتی سازمان را مطلع کند به فرانسه فرار می کند، پلیس او را دستگیر کرده و این موضوع چه ربطی به نیروهای سازمان داشت. مریم اگر به فرانسه نمی رفت بازداشت هم نمی شد.
اما موردی که باید به آن اشاره کنم اینکه شرم در تعریف برای حالتی بکار می رود که عمل زشتی انجام پذیرد و در قبال پشیمانی از عمل نادرستی که شخص انجام داده است اظهار ندامت و پشیمانی کند و از عمل خویش شرم کند. مصداق این کلمه یعنی شرم براستی مریم بود که عمل زشتی را انجام داده و در شرایط سخت و بحرانی نیروهای سازمان و تحت رهبریش را تنها گذاشته و فرار کرده است مریم باید شرم می کرد زیرا در بحبوحه ی جنگ و بمباران نیروهایش از سوی امریکائیها در عراق به خاطر ترس از مردن و برای نجات جانش با میلیونها دلار که ثمره ی تلاش چندین هزار نفر از افراد سازمان بود با تغییر چهره به صورت یـک زن فاحشه از مرز سوریه خارج و وارد فرانسه می شود و در طی مسیر با آن همه پول در بهترین هتل ها و مکان ها اقامت می کند تا به فرانسه برسد. واقعا مریم در فرانسه با آن پول ها می خواهد چه کاری برای خلق قهرمان انجام دهد؟ مریم باید شرمنده وجدان خویش، شرمنده خلق قهرمان و شرمنده ی تمام اعمال خودش و دیگرانی باشد که کورکورانه از او اطاعت کردند از یک زن بزدل و ترسویی که در شرایط سخت و بحرانی نیروهایش را تنها می گذارد و فرار می کند. مریم باید شرمنده 3500 نفری که اکنون تحت اسارت در عراق به خاطر امیال پلید وی و شوهرش عذاب می کشند، باشد.
پایان
ناصر سید بابایی عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی (اسم مستعار در اشرف نادر)
تنظیم از آرش رضایی

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا