مریم رجوی

مجاهدین و جنایات هدایت شده

17 ژوئن 2003، روزی بود که مریم رجوی یکی از رهبران مجاهدین در پاریس دستگیر و روانه ی زندان شد. اما واقعیاتی تلخ در پشت چهره ی مهربان و سیمای خندان این زن فریبکار وجود داشت که همگان را بر جای خود میخکوب کرد و صحنه های تکان دهنده ای در پشت این وقایع تا آزادی مریم رخ داد.
مریم رجوی چهره ی محبوب سازمان مجاهدین خلق که لقب رئیس جمهور برگزیده را یدک می کشد، به طرزی ناباورانه جنایاتی حیرت آور برای آزادی خودش انجام می دهد.
– بلافاصله بعد از دستگیری مریم، مسئولین بلندپایه ی سازمان توسط تلفن با مریم در تماس دائم هستند تا مریم به آنها بگوید چه کاری انجام دهند. شورای ویِژه ای برای آزادی مریم در اشرف و شورایی نیز در فرانسه تشکیل می شود. اعضای شورا همگی از کادرهای رهبری سازمان هستند. وقتی شورا به این نتیجه می رسد که راه حل قانونی برای آزادی مریم وجود ندارد و فقط اتفاقات خاص و تکان دهنده می تواند تاثیری در آزادی وی داشته باشد به طور همه جانبه و بی سابقه از طریق لابی های صهیونیستی و عناصر میلیتاریست و ضد ایرانی اتحادیه اروپا، مقامـات قضـائی فرانسه را زیر فشـار می گذارند. همچنین سازمان اغلب نیروهای خود را بصورت کمیته ای جهت آزادی مریم بکار می گیرد.
در قرارگاه 12 در کمپ اشرف 24 ساعت بعد از بازداشت مریم به وسیله مامورین ضد تروریست فرانسه خبر دستگیری او اعلام می شود. خانم مهناز فرمانده قرارگاه 12 اشرف بعد از اعلام دستگیری مریم و واکنش نفرات صریحاً اعلام می کند که:
" هیچ کس کاری انجام ندهد هر کاری می خواهید انجام دهید، بنویسید و به مسئولتان بدهید ما تصمیم می گیریم چه کاری انجام بشود و چه کاری انجام نشود. هیچ کس حق انجام عمل خود سرانه ندارد. فقط دستور سازمان است که باید اجرا بشود. "
(‌ مواضع و سخنان مهناز نشان می داد هر عملیاتی که از سوی نیروهای سازمان انجام گردد تحت مدیریت و رهبری سازمان خواهد بود) مریم با شورای رهبری توسط تلفن همراه در تماس بود و چگونگی انجام مراحل کار برای آزادی اش را دستور می داد. شورای رهبری که اعضایش همگی زن بودند تمامی کارها و اعمالشان چه شخصی و چه کـاری همـگی به دستور مریم انجـام می شد و چون برده برای مریم کار می کردند. صدیقه مجاوری عضو شورای رهبری و از کادرهای بالای سازمان از اولین نفراتی بود که خود سوزی کرد.
قبل از خودسوزی – موبایل – سوئیچ ماشین – وسایل شخصی و مربوط به امور کاری – سفارشات – ضوابط و مسئولیت های محوله ی خود را به نفر همراهش می سپارد. در حالی که انگیزه ای برای خودسوزی نداشت. او همچون نفرات دیگر سازمان به شکلی جدی یک کار اداری را انجام می داد. نفر همراه وی که تحت مسئولیت صدیقه بود دو ماه بعد از خود سوزی وی در نشستی در اشرف به ما گفت: بعد از تلفنی که به صدیقه شد او به اروپا رفت و دست به خودکشی زد در حالی که به هیچوجه قصد چنین کاری را نداشت. یعنی پشت این تماس تلفنی (یا شورای رهبری بود و یا اینکه شخص مریم که دستور خود سوزی را به وی اعلام می کنند.) – از طرف دیگر چند نفر از کادرهای سازمان مشغول فریب دادن دخترکی بنام ندا حسنی می شوند. دخترکی که آرزوهای زیادی در خیال خویش برای زندگی داشت ولی با فشارهای روحی و روانی سیستماتیک که مسئولین سازمان بر وی وارد آوردند سرانجام موفق شدند او را به خودسوزی وادار کنند. ابتدا او را به عراق آوردند پیراهـن مـریم را به او پوشاندند تا در تظاهـراتی در اروپا شرکت کند با ترفند خاصی نیز به خانـواده اش گفتند که می خواهند او را با خانم مریم بیشتر آشنا کنند در حالی که دروغ بود. ندا را برای عمل خودسوزی تحت فشار روانی و ذهنی قرار دادند. جهت خود سوزی، بنزین 4 لیتری را یکی از اعضای سازمان به ندا تحویل می دهد تا خود را فدای آزادی مریم به خاطر چند روز بازداشت کند. یکی از نفرات سازمان نیز سوئیچ ماشینش را می دهد که از صندوق عقب ماشین دبه ی4 لیتری بنزین را بردارد و خودسوزی کند. بعد از این حرکت وحشتناک خانواده اش بلافاصله خبردار شده و در نهایت متوجه غفلت فرزندشان می شوند ولی کار از کار گذشته بود. خانواده ی ندا برای نشان دادن اعتراضشان مسئولین سازمان و کسانی که برای دیدن آنها آمده بودند را از خانه شان به بیرون می رانند. آنها را از خود طرد می کنند و اجازه ی ملاقات و گفتن تسلیت را به آنها نمی دهند. دردناک است مریم این زن سنگدل هرگز حاضر به عذر خواهی از خانواده ی ندا نشد و بعد از آزادی اش صحبتی نکرد. براستی مریم چه بی رحم، چه سنگدل و چه خود پرست است که به خاطر آزادی اش دیگران را فدا می کند. کسی که بداند امروز چه کسی برایش خواهد مرد و فردا چه کسی برایش جان خواهد سپرد این رفتار چقدر بی رحمی ست.
وقتی مریم از زندان آزاد شد در پاسخ به سوال خبرنگار که از وی پرسید چه احساسی در موقع آزاد شدن داری؟ سکوت کرد و گفت هیچ احساسی ندارم. این پاسخ عمق بیرحمی مریم نسبت به هوادارانش، نسبت به اعضاء و کادرهایش، نسبت به 3500 نفری بود که برایش شب و روز در اشرف وقت و بی وقت دست به اعتراض برای آزادی او زدند. مریم با واکنش بیرحمانه اش آب خنکی بر همه ی تلاش های افراد ریخت و آنها را از خود مایوس کرد زیرا که از شوهرش مسعود به خوبی آموخته بود دیگران را فدای خود کند. بعد از آزادی مریم در اشرف نشستی برگزار کردند اعضای شورای رهبری و کادرهایی که برای آزادی مریم جمع شده بودند و تمامی امورات را از رهبری و از مریم به طور مستقیم دستور می گرفتند از مریم تشکر و قدردانی کردند!! به کارهایی که کرده بودند، نفراتی را که پای مرگ فرستاده بودند افتخار می کردند!! اینکه چگونه عامل جنایات بودند!! و راهشان درست بود؟ روشن است ساختار تفکر فاشیستی و ایدئولوژیک فرقه ی مجاهدین هرگز با تحولات و معیارهای سیاسی و اخلاقی دنیای امروز مطابقت ندارد و سرانجام سران بیرحم مجاهدین مورد قضاوت و سرزنش تاریخ قرار خواهند گرفت. ناصر سید بابایی
عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین خلق
تنظیم از آرش رضایی

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا