حال چرا مرا رها کردی؟
پروانه جان سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ مگر من چه بدی در حق تو کردم؟ زمانی که پیش من بودی در ناز و نعمت تو را بزرگ کردم. به خودم اجازه نمی دادم که تو کوچکترین ناراحتی را داشته باشی و به هر لحاظ تو را تامین می کردم. من […]
دلتنگی های مادر پروانه ربیعی عباسی
زمانی که تشکیلات رجوی در عراق مستقر بود خانم حبیبی چندین بار با تمام مشکلاتی که داشت به عراق سفر کرد و در کنار پادگان اشرف فعالیت و تلاش زیادی داشت تا با فرزندش دیداری داشته باشد ولی متاسفانه سران رجوی به فرزندش پروانه اجازه ملاقات ندادند. ناگفته نماند بعد از جنگ و دورانی که […]
پروانه جانم تا کی چشم انتظارت بمانم؟!
پروانه سلام خوبی مادر؟ سلامتی؟ چرا تماسی با من نمی گیری احوالی از مادرت بگیری؟ من مادرتم چرا مرا فراموش کردی؟ من به لحاظ جسمی وضعیت خوبی ندارم دلم می خواهد هر چه زودتر تو را در آغوش بگیرم. من تو را فراموش نخواهم کرد زمانی که در عراق بودی تلاش زیادی کردم با تو […]
عیادت اعضای انجمن نجات اراک از مادر پروانه ربیعی
مهین حبیبی، مادر چشم انتظار پروانه ربیعی از اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی هفته گذشته به دلیل کسالت در بیمارستان بستری شد. اعضای انجمن نجات اراک با آگاهی از این موضوع، برای دلجویی از این مادر رنج دیده به عیادت ایشان در بیمارستان رفتند. غم دوری فرزند، روز به روز این مادر چشم انتظار را […]
پروانه جان سالهاست چشم به راهت هستم
دختر عزیزم پروانه سلام . امیدوارم که حالت خوب باشد. دخترم وقتی جواب نامه مرا نمی دهی بیشتر در فکر فرو می روم چون از وضعیت جسمی ات اطلاعی ندارم. پروانه جان چرا جواب مادرت را نمی دهی؟ چه بدی از مادرت دیدی غیر از این که عمرم را به پای تو گذاشتم؟! زمانی که […]
عمه جان مادر بزرگ منتظر شماست
عمه جان سلام امیدوارم خوب باشی. عمه جان ای کاش با مادر بزرگ تماس می گرفتید. آیا خبر داری که مادرت در بیمارستان است و مریض احوال است؟! یادت می آید که چند سال پیش که من دوازده سالم بود شما با مادر تماس گرفتید و گوشی را به من دادند. به من گفتید که […]
نامه خانم حبیبی به دخترش پروانه ربیعی در کمپ آلبانی
دخترم سلام. پروانه جان دخترم امیدوارم که خوب باشی. کجایی مادر؟ چرا تماسی با مادرت نمی گیری؟ من هم نگرانتم و هم دل تنگ. اگر از اوضاع و احوال من بخواهی حالم خوب نیست و خیلی دلم می خواهد تا زمانی که در قید حیات هستم تو را در آغوشم بگیرم. پروانه جان دخترم چرا […]
نامه مهین حبیبی به دخترش پروانه ربیعی در کمپ آلبانی
دخترم پروانه سلام . امیدوارم حالت خوب باشد. اگر احوال مادرت را بخواهی، حال خوبی ندارم. از دوری تو و حسرت دیدارت به این روز افتاده ام. هر شب دعا می کنم خداوند صدای مرا بشنود و جگرگوشه ام را به من برگرداند. دخترم پروانه تا در قید حیات هستم دلم می خواهد تو را […]
پیام تبریک نوروزی مادر پروانه ربیعی در آستانه سال 1403
دختر عزیزم پروانه سلام چند روز دیگر وارد سال جدید می شویم. سال نو بر شما مبارک باشه. دختر عزیزم من به خاطر تو و به عشق اینکه یک روزی ببینمت ، بیماری هایم را تحمل می کنم. همزمان با شروع سال جدید، دعا می کنم خدا احوال تو را دگرگون کند تا بتوانی تصمیم […]
دلنوشته مادر پروانه ربیعی عباسی اسیر در فرقه رجوی
دردم را به چه کسی بگویم؟ چندین نامه برای سازمان های حقوق بشری ارسال کردم، اما جوابی نگرفتم. اگر حقوق بشری وجود داشت جواب یکی از نامه های مرا می دادند. جای ظالم با مظلوم عوض شده است. ما خانواده های اعضای گرفتار در تشکیلات رجوی خیلی مظلوم هستیم. جگرگوشه هایمان اسیر دست ظالمی هستند […]
دیدار اعضای انجمن نجات اراک با مادر پروانه ربیعی
پنج شنبه 28 دیماه 1402 اعضای انجمن نجات استان مرکزی با مهین حبیبی مادر پروانه ربیعی از اعضای دربند تشکیلات رجوی دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار که در منزل ایشان انجام شد، خبر جدایی علی محمد رحیمی به اطلاع ایشان رسید. همچنین مسئول انجمن نجات خبرهای مربوط به کمپ مجاهدین در آلبانی را […]
چرا مجاهدین خلق با من و مادرهای دیگر دشمنی دارند
دختر عزیزم پروانه سلام امیدوارم حالت خوب باشد با وجودیکه چندین سال از من دور هستی، ولی من قلبم با توست و منتظر روزی هستم که نزد من برگردی. یادت می آید روزی که تنهایی به ملاقاتت آمدم و یک شب در کنارت بودم؟ اگر می دانستم دیگر نمی توانم تو را ببینم هر جور […]