نامه عباس پورجاویدی به برادرش محمد رضا پورجاویدی در کمپ آلبانی
محمد رضا جان سلام. حالت چطور است؟ سالهاست که همدیگر را ندیده ایم. این سومین نامه ای است که برایت ارسال می کنم. نمی دانم می توانی نامه های مرا بخوانی یا خیر؟ کم و بیش از شرایط بسته ی درون کمپی که در آن زندگی می کنی خبر دارم. اما خب دسترسی دیگری که […]
درخواست خانواده یوسفعلی اکبری چیانه از مقامات دولت آلبانی
دولت محترم آلبانی با سلام و احترام همچنانکه مستحضرید،اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در کشور شما اسکان داده شده اند. من اعضای خانواده ی یکی از عضوها بنام یوسف اکبری می باشم. با توجه به اینکه سازمان موصوف به هیچ وجه اجازه ملاقات و تماس اعضای خود با خانواده هایشان را نمی دهد این موضوع […]
نامه حسین حسن زاده به برادرش ایرج حسن زاده در اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی
ایرج جان سلام برادر عزیزم حالت چطور است؟ زندگی را چگونه می گذرانی؟ سالهاست که در حسرت دیدارت هستیم. تو کوچکترین عضو خانواده هستی و عزیز همه ما. می دانی که پدرو مادرمان در حسرت دیدار تو و چشم به راهت از دنیا رفتند. نمی دانم تا چه زمانی عمرم به دنیا باشد اما بدان […]
نامه علی نجفی به برادرش محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
محمد جعفر جان سلام احوالت چطور است؟ امیدوارم که سلامت باشی. هر موقع یادی از تو می کنم تصمیم می گیرم نامه ای برایت ارسال کنم و به نوعی درد دل کنم. نمی دانم از کجا شروع کنم؟! از نبودن چندین ساله ات در کنار ما؟ تماس نگرفتنت با پدر و مادرت که کلی حق […]
نامه امیر محمد زارعی به عمویش یدالله زارعی در اردوگاه آلبانی مجاهدین خلق
من امیر محمد زارعی برادر زاده یدالله زارعی از اسیران اردوگاه مجاهدین خلق در آلبانی هستم. ما سالهاست که چشم به راه عموی عزیزمان هستیم. من واقعاً نمی دانم که این رهبران سازمان مجاهدین خلق چطور می توانند این قدر بی رحمانه افراد را از خانواده هایشان جدا کنند. چطور می توانند اعضای خانواده را […]
نامه محمد طاهر محمدزاده به برادر اسیرش سید ولی محمدزاده
با درگذشت مادر به سوگ نشسته ایم سید ولی جان ایام عید مادر در بیمارستان بستری بود و بشدت در انتظار تماس و دیدار تو. نه اینکه دلم می خواست سال نو را به تو تبریک و شادباش نگویم ولی دل و دماغش را نداشتم چون حال و روزگار مادر در بیمارستان وخیم بود و […]
نامه مجتبی نوری به برادرش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی
حمید رضا جان سلام دیروز داشتم به تو فکر می کردم و تصمیم گرفتم نامه ای برایت ارسال کنم . حمید رضا پدر خیلی دل تنگ شماست و مدام سراغت را می گیرد. تا حالا چندین نامه برایت ارسال کردیم. اما جوابی نگرفتیم. آیا زمان آن نرسیده که از زندان رجوی خود را رها کنی؟ […]
نامه بهمن هاشمی به برادرش فرزین هاشمی در کمپ مجاهدین خلق
فرزین جان برادر عزیزم سلام چشم به هم زدم چندین سال گذشت و صدای شما به گوشم نرسید انتظار داشتم وارد سال جدید شوم تماسی با من بگیری و حال مرا جویا شوی. افسوس که خبری از شما نشد. من دلخور نیستم به دلیل این که می دانم به شما اجازه تماس نمی دهند. برادر […]
تبریک نوروزی محمد زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی
رضا جان سلام با عرض هزاران تبریک به شما برادر گرامی امید است سال نو سالی خوب و سرشار از سلامتی برای شما باشد و سال رهایی و بازگشت شما به آغوش خانواده باشد. خانواده ای که سالها چشم انتظار شما هستند و از شما بی خبرند و نگران احوالات شما . برادر عزیزم رضا […]
نامه زهرا قلیزاده به برادر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق
سلام به داداشی قشنگم ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات در یک ماه روزه داری، یک ماه بندگی خدا، امیدوارم علی جان روح و جانمان در این ماه مهربانی از اطاعت و محبت خدا دو چندان شده باشد و همچنین نگاه و افکارمان نیز به دنیای پیرامونمان دچار تحول و دگرگونی ان شاالله. داداش مهربونم […]
نامه عیدانه هادی نوروزی به برادرش مهدی نوروزی در کمپ آلبانی مجاهدین
با سلام و تبریک سال نو مهدی جان. انشاالله که در سلامت باشی و بتوانی با ما تماس بگیری. مهدی جان هر ساله در لحظه تحویل سال نو انتظار دارم و گوش به زنگ هستم تماسی از تو داشته باشم تا شاید کمی از دلتنگی هایم کم شود. امسال هم مثل چند دهه قبل خبری […]
پیام نوروزی ابوالقاسم سعدالله به برادرش ابوالفضل در کمپ مجاهدین خلق در آلبانی
سلام برادر عزیزم، سال نو و بهار طبیعت بر شما مبارک باد. امیدوارم در این سال جدید سرشار از سلامت و تندرستی باشید. سالهاست که نوروز میگذرد و ما در سال نو در کنار سفره هفت سین جای خالی شما را نظاره میکنیم و با آه و افسوس از خداوند تبارک و تعالی میخواهیم که […]