گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت هفتم
نشست های موسوم به انقلاب ایدئولوژیک دقیقا برای این طرحی شده بود تا افراد را وادار کنند مطیع کامل رهبران سازمان باشند. و در عملیات تروریستی بدون کوچکترین سوال و یا ذهنیتی و یا تناقضی دست به کشتار شهروندان ایرانی بزنند. نشست انقلاب ابتکار شخص رجوی بود او می خواست افراد را مبدل به رباط هایی بیرحم کند که قدرت تفکر نداشته باشند.
قدیسه های شورای رهبری مجاهدین
الان من فکر می کنم یکی از دلایلی که علیرغم همه صحبت هایی که من با رسانه های خارجی کردم یا فعالیت هایی که در بنیاد خانواده سحر دارم، اگر توجه کنید، می بینید که سازمان هیچ موضع گیری سر من نمی کند. این کار را برای چه نمی کند؟ در حالی که برایش خیلی راحت و ساده است که جعل سند کند یا هر اتهامی را ببندد و بگوید ولی هیچ موضع گیری نمی کند، چرا؟ به خاطر اینکه نمی خواهد این موضوع دامن زده شود و در داخل خودش افراد متوجه بشوند که از این قدیسه ها و افرادی که تا این میزان در ذهنشان اینها را مقدس کرده اند یک نفر فرار کرده است.
تهدید به مرگ از زندانهای اشرف تا دنیای آزاد اروپا
که این آرزوی همیشۀ مریم قجر عضدانلو با انقلابش بود تا ما را به صفر به هیچ و هیچ چیز و هیچ کس تنزل بدهد. صفر به این خاطر که ما را از گذشته از خاطراتمان از دوستانمان از بستگانمان و از کسانی که عاشقشان بودیم گسستند. صفر به این خاطر که هویتمان را فردیتمان را دوست داشتنهایمان را تنفرهایمان را پر نسیبهایمان و باورهایمان را از دست داده ایم. صفر به این خاطر که احساس می کنیم هیچ چیز نمی دانیم و همه آن چیز را که یک وقتی می دانستیم نیز با علامت سئوال بزرگی روبرو است و باز هم صفر به این خاطر که از همه آن چه که داشتیم فیزیکی و روانی اکنون چیزی بر جا نمانده جوانی و سلامتی مان را از دست نهاده ایم
خــُـل هستند، ولی تروریست نیستند!
آقای وزیر خارجه مجاهدین تلاش داشته تا خبرنگار اکسپرسن را راضی نماید که تروریست نیستند، اما خبرنگار زیرک در انتهای مطلب خود نوشته است که: نمی توان به مجاهدین اعتماد کرد، دیپلماتی که از پاریس آمده بود، نتوانست تاثیرات یک فرقه سیاسی را از ذهنم پاک کند – او عضو سازمانی است که خـُل (غیر متعارف) می باشند و کورکورانه همسر مسعود رجوی را ستایش می کنند و به ناراضیان خود تعرض می نمایند
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت پنجم
بعد که آن نفر روی حرف خودش مجدداً تکیه کرد که نفر من همین الان دو پا در یک کفش کرده که می خواهم بروم من چطور او را تا سه سال دیگر نگه دارم. رهبری یک دفعه چهره اش عوض شد. به قسمت جلوی سن آمد. [ رجوی ] آستینش را بالا برد وگفت: قرارگاه اشرف کاملاً مستقل است همان طور که نوشابه سازی، نانوایی و بیمارستان دارید. سردخانه و قبرستان هم داریم. حذف فیزیکی می کنیم
داستان کشته شدن یاسر اکبری نسب
خانم مریم قجر عضدانلو واقعیت را بگویید یاسر را به قتل رساندید و جسدش را سوزاندید آن هم در ساعت ورزش که همه مشغول ورزش کردن بودند و این بهترین سناریو بود. می دانم اگر بگید یاسر را به قتل رساندید باید جواب گوی قتل نفرات دیگر باشید. خانم مریم قجر عضدانلو خوب خودتان میدانید که کسی بخواهد خودکشی کند در سنگری که هیچ کس در آن نیست نمی رود. مطمئن باشید یاسر می آمد داخل سالن یا یک جمعی که همه ببینند و اعتراض خودش را نشان میداد.
مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند
سازمان خیلی حواس جمع کار می کند. یعنی یک چیزی که بحث سیاسی در آن باشد و از طرفی هم قیمتی هم برایش نداشته باشد از طرفی هم فرد با خانواده اش تماس پیدا نکند یعنی سازمان همه جانبه روی این موضوعات انرژی مکفی می گذارد که یک وقت فرد نتواند هوای جامعه عادی به ذهن اش بزند. یا در اصطلاح دیگر تشکیلاتی شان متوجه این هستند که فرد لب پر نخورد.
فرقه مخرب رجوی ها، از زبان سرویس اطلاعاتی آلمان
رهبری مجاهدین، خواهان اطاعت و سرسپردن و آمادگی برای عمل در تمام دنیا از طرف هوادارانش می باشد، این روش دیکتاتوری همسر رجوی هم می باشد.در تبلیغات شورای ملی مقاومت مطالبی به عنوان شاخصه های دمکراتیک به بیرون ارائه می شود که به هیچ وجه در درون مناسبات، اجرایی نمی گردد.در یک دایره بسته، با یک شیوه رهبری فرقه گونه، جبر تشکیلاتی و رهبری استالینیستی مسعود و مریم رجوی و همچنین شکنجه های روحی و روانی که به اعضاء ناراضی اعمال می گردد، جاری است.
منافع فرقه یا پر کردن جیب خدای فرقه
خالق فرقه خود در ناز و نعمت مالی و رفاهی است و خرجهای چنین و چنانش برای جشن ها و مهمانی هایش که البته برای گسترش و حمایت از فرقه است و چشم هر حاتم بخشی را خیره می کند و از آنطرف هم خرجهای میلیونی برای سیر کردن شکم عراقیان که بلکه بتواند به بهانه فسنجان و قیمه آنها را به اشرف بکشاند برای کسی پوشیده نیست و این در حالی است که خود قربانیان اشرف از این بذل و بخشش ها محرومند.
قصه شهر رباط ها
رباط های انسان نمای درون پادگان اشرف وحتی پادگان مریم درقلب دمکراسی اروپا هرروزشان شبیه روزگذشته است. درساعت مشخصی که صبح بسیار زود است، ازخواب بیدار می شوند، درمکان و ساعت مشخصی غذا می خورند، کارهای تکراری ومشخصی انجام می دهند که می توانند درآب دادن به یک باغچه، یاتمیزکردن یک تانک نفربر باشد درساعت مشخصی خاموشی اعلام می شود و همه مجبور هستند به خواب روند…
گزارش روزنامه آمریکایی از ساکنان اردوگاه اشرف
روزنامه کانزاس سیتی استار روز شنبه با روایت داستان زندگی چند تن از کسانی که اکنون در این کمپ کوچک زندگی می کنند مجاهدین را یک گروه مارکسیست توصیف کرد که همان اندازه که یک حزب سیاسی مخالف ایران به حساب می آید یک فرقه نیز محسوب می شود. روزنامه مذکور با اشاره به اینکه مجاهدین از زمان سقوط صدام حسین تحت حمایت نیروهای آمریکایی قرار گرفته اند و مایحتاج خود را از بغداد تهیه می کنند نوشت: از آغاز سال جدید آمریکا حمایت خود را قطع کرده و دولت عراق کنترل این اردوگاه را به عهده خواهد گرفت.
طعمه – قسمت دوم
چه بازی دردناکی با سرنوشت ما کرده اند و چطور ما را به خاک نیستی کشانده اند آیا آنهایی که ما را به بند اسارت خودمان کشیده بودند خودشان هم فاکت هایی به ما ارائه می دادند تا ما هم تعدادی از جنایت این جانیان آزادی را می دیدیم تا ما هم می دیدم و برای لحظه ای به خود می آمدیم که وای بر ما، ما چه کرده ایم با خودمان، با خانواده هایمان و با زندگی وجوانی مان. آیا اگر آنها هم به ما فاکت ارائه می دادند ما به این نقطه می رسیدیم یا نه؟