مصاحبه تلویزیون پیوند با محمد حسین سبحانی – قسمت دوم
آقای سبحانی، شما از خاطراتتان از زندان ابوغریب گفتید. قبل از اینکه سؤال بعدی را مطرح کنم از همکاران می خواهم که فیلمی از جنایت های صدام حسین در زندان ابوغریب را نشان بدهند. این جنایت ها به دستور صدام حسین و با نظارت سازمان مجاهدین و گاهاً بر علیه اعضای جداشده از مجاهدین صورت می گرفته است. من بعضی از فیلم های موجود را که جهت پخش نگاه می کردم، به دلیل شدت جنایت هایی که در آن هست، نمی توان آنها را نشان داد. صحنه هایی از منفجر کردن افراد، بریدن دست، زدن گردن، بریدن زبان. تازه این بخشی از جنایت هاست که صدام حسین علیه مردم خودش انجام داده است. جنایاتی که بر علیه ایران داشت، حالا در مبارزه با جمهوری اسلامی به کنار، ولی استفاده از سلاح شیمیایی برای کردها و همچنین کشور کویت، از جنایت هایی است که ما الان می خواهیم یک به صد، و شاید یک به هزار آن را برای بینندگان نشان بدهیم.
دیدار هیئتی از انجمن ایران پیوند با خانم سناتور مارگریت هرمانس
روز شنبه سیزدهم ژانویه 2007 هیئتی ازطرف انجمن ایران پیوند با خانم مارگریت هرمانس نماینده سنای بلژیک دیدار و گفتگو کرد. در این ملاقات که به مدت 3 ساعت به طول کشید ابتدا آقای کریم حقی نماینده انجمن ایران پیوند با توضیحاتی به نقش و کارکرد سازمان مجاهدین در صحنه سیاسی ایران پرداختند.
اسمرالدا و هو چی هایش
نقص و ناکامی های جنسی و عضوی به هیچوجه نمی تواند ملامتگر مبتلایان باشد ولی در دنیای تمثیل می تواند اشارتی به حقایق گردد. مامور معلوم الحال رجوی ها که از زمان های دور، دو دوره حکومت های متضاد در ایران هم شاه و هم حکومت کنونی ایران، کارمند سفارت ایران بوده است و چون بخت مرادش نبود و از هر دو دور « اوت » گردید دست بدامان ژنده وپاره ی « اسمرالدا » ی عصر حاضر شد مگر رویای دیپلمات بودن! را دمی چند « کش » دهد. باری می توان طرف مربوطه را « گوژپشت » سیاسی خواند که پشتش از فرط سنگینی اعمال، بسیار خمیده و « گوژ» گشت.
خانم فرهودی و فحاشی هایش
چندی است که خانمی به نام شهره با ادبیاتی مستهجن و فحاشی از طرف سازمان مجاهدین مسئولیت نوشتن مقاله علیه جداشده ها را به عهده گرفته است , ابتدا علیه خانم هشترودی و اینبار علیه خانم میترا یوسفی قلم فرسایی نموده که گویی ایشان مسئولیت فحاشی علیه زنان جداشده از شورا و سازمان را دارد , و چه خوب کار در سازمان تخصصی شده است.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲
آقای قادر رحمانی از دو تا واژه استفاده کردند از واژه تجربه و نیز واژه تحمیل، ایشان معتقدند در رابطه با استقرارشان در قرارگاه اشرف و در طی سالیان دراز، نباید از کلمه تجربه استفاده کرد و آن لحظه ای که باعث جدایی قادر از سازمان شد برای او یک تجربه واقعی بود آقای سعید هم معتقدند که طول مدت استقرارش در قرارگاه اشرف برای وی یک تجربه بوده است. به نظر من در تعریف واژه ها باید اتفاق نظر داشته باشیم و اگر با واقع بینی نگاه کنیم در نقطه نظرات سعید و قادر یک نوع همخوانی به لحاظ مضمونی وجود دارد قادر مطرح می کند وقتی که من در محیط قرارگاه اشرف مدتها بسر بردم آن محیط مبتنی بر اراده آزاد من نبود یا انتخاب آگاهانه من در تعیین شکل و فرم زندگیم در اشرف دخیل نبود
نامه سرگشاده به خانم فریبا هشترودی
به هر حال من هم به همان دلایلی که حتما برای شما خیلی ملموس است تحصیل را نیمه کاره گذاشته و راهی را در پیش گرفتم که به سازمان مجاهدین و عراق ختم شد. این زمان گذشت تا اینکه شما به شورای ملی مقاومت پیوستید، در آن زمان خیلی خوشحالش شدم و خیلی دوست داشتم که موقعیتی دست دهد تا از نزدیک با شما در رابطه با پدر گرامیتان از نزدیک به صحبت بنشینم ولی این فرصت بدست نیامد تا اینکه در پایان سال 1375 شما برا ی اجلاس شورا به عراق آمدید و منهم به دلیل مسئولیتی که داشتم از نزدیک توانستم شما را ببینم و در لابی هتل السدیر بغداد (محل اقامت اعضای شورا) با شما به صحبت کوتاهی در رابطه با پروفسور محسن هشترودی بنشینم ولی چشمتان روز بد نبیند که بعد از آن مدتها پاسخ گوی همان سخن کوتاه با شما بودم که چرا با شما به تنهایی به صحبت نشسته ام.
فرقه ی خطرناک
سایت”اخبار روز” مقالهای با عنوان”هم دربارهی مجاهدین و هم دربارهی رأی دادگاههای اروپا و امریکا” بهقلم آقای”احمد باران” منتشر کرده که نظر به اهمیت طرح مباحث علمی دربارهی رفتار فرقهگرایانه و بهطریق اولی تشریح ماهیت فرقهای مجاهدین، قسمت عمدهای از مطلب یادشده که تا کنون دو قسمت از آن انتشار یافته است در پی میآید. مقالاتی از این دست میتواند پاسخ آن دسته از هوادارانی باشد که مغالطهی مجاهدین دربارهی اینکه ارتباطات گستردهی سیاسی آنان، دلیلی بر فرقه نبودن آنان است را بی هیچ تفکری تکرار میکنند:
نقش رجوی در تبدیل سازمان به یک فرقه
جناب آقای مسعود بنی صدر نامه مفصل شما رویت شد. اهتمام شما بیش از هر چیز نشان از جدیت و احساس مسئولیت وافر در قبال معضل فرقه و رهایی از آن است. تلاش من بیش از هر چیز معطوف به این مهم است تا با این پدیده صرفنظر از هر واکنشی که مشخصا سازمان مجاهدین درباره آنها دارد به نتیجه گیری و در نهایت نجات افراد از این گونه انقیاد و و ابستگی فرقهای و شبه فرقهای شود. پیش از پرداختن به ادامه بحث لازم می دانم درباره نکته ظریفی که در ابتدای نامه تان اشاره کرده بودید به اختصار توضیح بدهم. شما نوشته بودید:
ما از فرقه جدا شده ایم آیا فرقه هم از ما جدا شده است
هادی عزیز سلام امیدوارم حالت خوب باشد. از تو خواهشی داشتم که ممنون می شوم که در صورت امکان پاسخ دهی،، زیرا واقعاً برای پیشبرد هدفی که در زیر توضیح داده ام به کمک های فکری و قلمی تو دوست عزیز نیاز است. احتمالاً از قسمت بالای سایت قلم متوجه شده ای که این سایت برای تقویت فرهنگ مدارا، و استراتژی”پرهیز خشونت” و همچنین ایجاد شرایط برای نقد سالم و دور از هیاهو در مورد” استراتژی مبارزه مسلحانه” و فرهنگ ناشی از آن هر هفته یک شعار محوری را در بالای سایت خود قرار می دهد تا از این طریق پرسش ها یی را در اذهان ایجاد کند. هدف این است که در این مسیر فرهنگ مبارزات صلح جویانه و دور از خشونت تقویت شود.
مصاحبه تلویزیون پیوند با محمد حسین سبحانی ـ قسمت اول
برنامه تلویزیونی پیوند در تاریخ 12.01.2007 مصاحبه ای را با محمد حسین سبحانی در مورد مسائل روز انجام داده که از شبکه ماهواره ای تلویزیون رنگارنگ پخش شده است. سایت قلم به جهت اهمیت مطالب طرح شده در این مصاحبه اقدام به انتشار این گفتگو به صورت نوشتاری کرده است. تلاش می کنیم که این مصاحبه را در 4 یا 5 قسمت به اطلاع خوانندگان عزیز برسانیم که در زیر قسمت اول این گفتگو را ملاحظه خواهید کرد.همچنین به سهم خود از تلاش مسئولین تلویزیون پیوند تشکر، و برای این دوستان آرزوی موفقیت می کنیم.
جایگاه سلاح و خشونت در فرهنگ ایرانی
احتمالاً از قسمت بالای سایت قلم متوجه شده ای که این سایت برای تقویت فرهنگ مدارا، و استراتژی”پرهیز خشونت” و همچنین ایجاد شرایط برای نقد سالم و دور از هیاهو در مورد” استراتژی مبارزه مسلحانه” و فرهنگ ناشی از آن هر هفته یک شعار محوری را در بالای سایت خود قرار می دهد تا از این طریق پرسش ها یی را در اذهان ایجاد کند. هدف این است که در این مسیر فرهنگ مبارزات صلح جویانه و دور از خشونت تقویت شود.
پاسخی از ابراهیم خدابنده
قبل از هر چیز از بابت نامه تان متشکرم. از قرار معلوم شما نمیخواهید وارد محتوای نوشته های این مدت من شده و آنها را بصورت استدلالی رد نمائید. بسیار خوب اشکالی ندارد. من تلاش میکنم که پاسخ به همین نامه شما را تا جایی که در عهده ام باشد بدهم. ابتدا لازم به ذکر است که من از سال 1359 با سازمان مجاهدین خلق کار میکردم و از سال 1364 به عضویت سازمان در آمدم. آشنایی من با سازمان و فعالیتم طی این مدت تماما در خارج از ایران و کارم عمدتا در امور تبلیغی و سیاسی بوده است. طی این سالیان بطور تمام وقت و بی وقفه و با بذل هرآنچه که داشته ام در خصوص” ظلم و جنایت صاحب خانه فعلی در حق مردم ایران” در کشور های متعدد و به اشکال مختلف تبلیغ کرده ام.