خانواده زمانی: مناسبات رجوی ها مثل پل پوت است
روز گذشته برادر یکی از اسرای اشرف خانم رخساره زمانی طی ملاقاتی با تعدادی از بازگشته ها از جمله بازگشته جدید آقای محمد رضا گلی اسکاردی ضمن دریافت آخرین وضعیت نفرات در اشرف و لیبرتی آرزوی رها شدن هر چه زودتر خواهرش از چنگال رجوی دیکتاتور شد.آقای رضا زمانی در این ملاقات اظهار داشت رجوی مثل پل پوت است و افکار او مبتنی بر هیچ و پایه و اساس علمی و واقعی نیست و هیچ کس افکار رجوی را قبول ندارد.
خاطرات سفر به اشرف از زبان خانم جلیلیان
گفتم، یک رهبرزمانی ارزش آنرا دارد گوش به فرمانش باشید و برایش فداکاری کنید که پیروان و نیروهایش را به طرف راستی و درستی، به طرف فرهنگ متعالی و انسانی راهنمایی و رهبری نماید نه کسی مثل رجوی که شما رابه غیراخلاقی ترین کارها وادار کرده شما را در مقابل خانواده ها و پدر و مادرهای پیرتان قرار بگیرید
شیادی و نیرنگ های رهبری مجاهدین خلق برای خونریزی بیشتر
اری این همان حیله وتاکتیکهای سران فرقه مجاهدین است که اینبار با علم کردن چرندیات و زیرعلامت سوال بردن دولت عراق ونسبت دادن اقای مالکی به ایران میخواهد همان حرف مسعود رجوی را به کرسی بنشانند وطوری وانمود کنند که افراد با رضایت خود در اشرف یا لیبرتی همان کمپ موقت مانده ونمیخواهند جدا شوند این در حالی است که بجز تعداد انگشت شماری که انهم دست در خون مردم عراق وجوانان ایران دارند هیچکس حاضر نیست که در ان جهنم ساخته رجوی برای یک لحظه بماند. رهبری این فرقه طوری وانمود میکنند که گویی این حرف اسیران است خیر این حرف سران وقاتلان و تروریستهای این فرقه است.
آفرین بر همت و عزم شما خانواده های اسیران در بند فرقه رجوی
سازمان میخواست که خانواده های بی خبر در ایران و خارج از کشور را با حیله های مختلف سرکیسه کند و از آنها پول بگیرد که هم عملا آنها رابه نفع خود وارد معرکه کرده باشد وهم دستش برای پولشویی باز باشد , این پروژه نیز قبل از حضور شما شروع شده بود و تحلیل سازمان این بود که هرکس به خاطر نجات فرزندش پول خواهد داد و وقتی پول بدهد با خطری که برایش ایجاد میشود و مخفی کاریهایی که لازم است بکند عملا عضو فرقه خواهد شد , حضور شما این خط را با شکست مواجه کرد و اخبار حضور شما باعث شد که همه خانواده های اسیران در تمام دنیا حقیقت را بدانند.
نامه سرگشاده انجمن یاران به رئیس دفتر سازمان ملل متحد در فرانسه
از شما می خواهیم به عنوان یک سازمان حقوق بشری، با محکوم کردن رهبران این سازمان علیه هزاران تن از افراد ساکن اشرف، آنان را تحت فشار قرار دهید تا به خواسته های بین المللی و خانواده های ساکنان اشرف و دولت عراق پاسخ داده و هرچه زودتر کمک کنند تا پروسۀ نقل و انتقال این افراد به محل مناسبی که به طور مستقیم با ارگانهای ذیربط بین المللی تماس داشته باشند فراهم شود. ما اعضای پیشین این فرقۀ مخوف، که طی همین سالهای اخیر خود را به شیوه های مختلف از اشرف رها کرده ایم، در صورت نیاز می توانیم ترفندهای مختلف این فرقه را جهت هرچه طولانی تر کردن این پروسه افشا نماییم
مجاهدین از انقلاب ایدئولوژیکی تا کمپ ترانزیت
شما که این همه سنگ این انقلاب را به سینه می زدید و مدعی بودید که حتی همه زنان و مردان جهان را تحت تاثیر این خیمه شب بازی قرار داده اید و همواره می گفتید که بزرگترین سرمایه تان اینست و همه ناراضیان را سرکوب می کردید و کسی جرات مخالفت با این به اصطلاح انقلاب مریم را نداشت و همه اش مریم خانم می گفت انقلاب انسان را زیبا می کند. پس چی شد که این انقلاب نه تنها کسی را زیبا نکرد و نه تنها در این لحظه نابودی بدردتان نخورد بلکه بیشتر چهره کریه شما را نمایان کرد و دروغهای شما را آشکار نمود
اعتراف رجوی های دیکتاتور به سانسور و خفقان حاکم بر اسیران در اشرف
علاوه بر دستگاه های ارتباط تلفنی می توان به دستگاه ها و تجهیزات صوتی و تصویری نیز اشاره نمود. در اشرف تلویزیون تنها در سالن های غذاخوری و یا اتاق فرماندهان فرقه یافت می شد و بقیه افراد از داشتن آن محروم بودند و وجود آن در بقیه اماکن ممنوع بود. تلویزیون های سالن های عمومی، مدار بسته بوده و فقط در هنگام ناهار یا شام، اخبار و برنامه های مشخص شده از طرف پرسنلی کل قرارگاه اشرف را پخش می کرد. استفاده دیگری که از تلویزیون در اشرف می شد، پخش نوارِ نشست های مغزشویی رجوی ها بود.
گفتگوی بهزاد علیشاهی با آقای مجید یار حسینی جداشده از فرقه مجاهدین
من با سازمان مخالفم این سازمان یک سازمان ضد دین و ضد انسان است و من جداشدم که جلوگیری کنم از سوأستفاده آنها از بقیه آدمهایی که مثل من گرفتارش شده اند , من ازشما فقط خواستم که مطالبم را منتشر کنید تا بگوش همه برسد و اگر خبری هم شد همه بدانند , اینجا به پلیس مراجعه کرده ام و هم مدارک را ارائه کردم و گفتم که با سازمان بودم و الان جانم در خطر است والبته فکر نمیکنم دیگر سازمان با این همه بحث در باره من در سایتها جرأت کند به سراغ من بیاید چون همه دیگر میدانند که کار آنهاست حتی پلیس هامبورگ , همین بهترین کمک شما به من بوده و متشکر هستم.
هشدار نسبت به کشته سازی در اشرف
نفرات باقی مانده در اشرف در دو دیدگاه می باشند. دسته اول مخالفین فرقه گری و دسته دوم گروه فشار رجوی، که دسته دوم می خواهند نفرات مخالف را قبل از خروج در اشرف دفن کنند و مریم رجوی هم برای آنها در فرانسه مراسم بگیرد تا از این طریق عناصر ناراضی که در فکر جدا شدن از مجاهدین هستند حذف شوند و تمامی اطلاعات پنهان باقی مانده به عنوان نمونه می توان به از بین بردن فرمانده فتح اله و ترابی در فرقه رجوی اشاره نمود که یکی را دق مرگ و دیگری را در زیر شکنجه کشتند
رجوی در پادگان اشرف خدایی می کرد
پادگان اشرف پادگان ظلم و برده کشی رجوی بود. در پادگان اشرف ریز کارهای تشکیلاتی و کارهای یومیه مستقیما روی میز رجوی می رفت و جمع بندی توسط او صورت می گرفت بعد از مدتی جمع بندی را جمع می زد و در نشست های عمومی روی سر ما خراب می کرد. در پادگان اشرف رجوی به مثابه خدا بود عکس های او در همه جا در پادگان بود حتی در نماز خانه وقتی رو به قبله نماز می خواندیم با عکس او مواجه می شدیم در واقع رجوی را بایستی پرستش می کردیم.
افزایش تهدید، شکنجه و حذف فیزیکی مجاهدین ناراضی در ترانزیت (لیبرتی)
یکی از جداشده های مجاهدین، سخت گیری سرکردگان این گروه در کمپ لیبرتی را بسیار شدیدتر از زمان حضور در پادگان اشرف توصیف کرد و گفت: زمانی که در اشرف بودیم تناقض با سازمان و انتقاد از سرکردگان، با زندان انفرادی و شکنجه همراه بود اما ابراز مخالفت در لیبرتی مساوی با مرگ است!وی ادامه داد: از آنجا که سرکردگان فرقه قصد دارند به سازمان های بین المللی نشان دهند که اعضای این گروه موافق تشکیلات مجاهدین هستند و به اختیار خود در این گروه باقی مانده اند
پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف
دراین حال بودم که یکی ازمادران مستقردرکمپ محل استقرارخانواده ها را دیدم که با حالت غمگین وافسرده ای سردرگریبان فرو برده،دلسوزانه به طرفش رفتم و جویای حالش شدم. پرسیدم، مادرچرا تنها نشسته ای؟ سئوالم اورا متوجه حضورم کرد وسرش را بالا گرفت وبه من چشم دوخت. چشمانش از شدت گریه سرخ و متورم شده بود. علت را جویا شدم. با لحن غم انگیز و گرفته ای گفت: فکرمیکردم این بار پسرم را بعد از26سال خواهم دید. واورا درآغوش می کشم. ولی می ترسم همچون همسرم اجل به من فرصت دیدار جگر گوشه ام را ندهد و حسرت به دل از دنیا بروم. و دیدارمان به قیامت بیفتد……مادر دردمند این را گفت و دوباره بغضش ترکید. من نیزطاقت نیاوردم و اشکم بی اختیار سرازیر شد.