اعتراف رجوی های دیکتاتور به سانسور و خفقان حاکم بر اسیران در اشرف

فرقه در حال متلاشی شدن رجوی روزهای پایانی عمر خود را سپری می کند و از این رو رجوی های پلید در منتهای ذلت و درماندگی به گریه افتاده اند. آنها در اطلاعیه ای که در تاریخ اول اردیبهشت منتشر نمودند خواهان آن شدند که اموال و دارایی های فرقه که میزان آنرا 500 میلیارد دلار اعلام کرده اند تعیین تکلیف گردد!
بگذریم از اینکه مریم قجر بعد از مدتی خفقان گرفتن درباره اخراج از اشرف، مدعی پیروزی و تکثیر شده بود روزی نیست که اطلاعیه ای بیرون نداده و با خفت و خواری به گریه و زاری و آه و فغان و دراز کردن دست گدائی به سوی این یا آن، درباره وضعیت فرقه نپردازند.
اما نکته ای که در این اطلاعیه به چشم می خورد اعتراف ناخواسته رجوی ها به خفقان و سانسور حاکم بر تشکیلات فرقه در اشرف بود. خفقانی که اعضای جدا شده سالیان شاهد آن بوده و آن را برای مردم افشا کردند اما رجوی های شیاد در اوج وقاحت این موارد را تکذیب می کردند، اما زمستان گذشت و روسیاهی به رجوی ها ماند و حالا با زبان خودشان به خفقانی که بر اشرف حاکم کرده بودند اذعان می کنند.
آنها در این اطلاعیه فوق الذکر، لیستی از اقلام با ارزش خود را انتشار دادند که شامل دستگاه های صوت و تصویری و تجهیزات ارتباط تلفنی نیز می شود. نگاهی به آمار این دو قلم نشان می دهد که رجوی ها چه شرایطی را بر اعضای اسیر تحمیل کرده و اعضا را از هرگونه ارتباط با جهان بیرون منع می کردند. به قسمت آمار مربوط به این دستگاه ها توجه فرمائید:
« دستگاهها و تجهیزات صوت و تصویر (۳۰۰۰ قطعه و دستگاه)
دستگاهها و تجهیزات ارتباطات تلفنی (۲۰۰ فقره)»
راستی چرا در قرن بیست و یکم که عصر ارتباطات نام گرفته است در قرارگاه اشرف فقط 200 دستگاه و تجهیزات ارتباط تلفنی وجود دارد؟ این در حالی است که امروزه در ایران تقریبا در دست هر نوجوانی حداقل یک دستگاه موبایل می توان یافت. چرا در اشرف افراد از داشتن تجهیزات ارتباط تلفنی محروم شده بودند؟ چرا ایجاد ارتباط با جهان خارج از فرقه ممنوع و جرم است؟
چرا سال ها ما را از داشتن ارتباط با خانواده های مان محروم کردند؟ از چه چیزی می ترسیدند و هنوز هم می ترسند؟
چرا رجوی های پلید، حسین مشعوف (یکی از افراد اسیر در فرقه) را فقط به این دلیل که اتاق تلفن که از اعضا مخفی می کردند را پیدا کرده، پنهانی وارد آن شده و به برادرش در آلمان زنگ زد را در قرارگاه بدیع و در یک نشستی عمومی به محاکمه کشیدند؟ در کجای دنیا بجز در تشکیلات فرقه ای اشرف، تماس با خانواده آن هم بعد از چندین و چند سال جرم بوده و فرد باید تهدید به اعدام شود؟
رجوی جنایتکار برای زهر چشم گرفتن از بقیه، در حضور همه، حسین مشعوف را چندین روز تحت فشار جسمی و روانی قرار داد تا او را وادار کند در جلوی جمع بگوید که مشکل جنسی دارد و وقتی دید که او به خواسته اش تن نداد او را محکوم به تحویل دادن به زندان ابوغریب کرد. اما خوشبختانه چون برادر وی در آلمان به سراغ صلیب سرخ رفته بود رجوی نتوانست او را سر به نیست کند.
علاوه بر دستگاه های ارتباط تلفنی می توان به دستگاه ها و تجهیزات صوتی و تصویری نیز اشاره نمود. در اشرف تلویزیون تنها در سالن های غذاخوری و یا اتاق فرماندهان فرقه یافت می شد و بقیه افراد از داشتن آن محروم بودند و وجود آن در بقیه اماکن ممنوع بود. تلویزیون های سالن های عمومی، مدار بسته بوده و فقط در هنگام ناهار یا شام، اخبار و برنامه های مشخص شده از طرف پرسنلی کل قرارگاه اشرف را پخش می کرد. استفاده دیگری که از تلویزیون در اشرف می شد، پخش نوارِ نشست های مغزشویی رجوی ها بود.
سوال دیگری که رجوی ها باید به آن پاسخ بدهند این است که چرا در اشرف رادیو وجود نداشت و استفاده از آن جرم بود؟ چرا در اشرف دسترسی افراد به ماهواره ممنوع و جرم بود؟
چرا افراد مجبور بودن برای دستیابی به یک خبر بی طرفانه، بصورت قاچاقی هنگامی که خودرویی مثل جیپ را برای سرویس می بردند، با استفاده از رادیوی آن به اخبار رادیو آمریکا، رادیو ایران و…گوش کنند (البته اگر رادیوی آن خودرو قبلا خراب نشده بود)؟
چرا نورالله زاهد که در آن مقطع نسبت به سازمان موضع داشت و نورالله های دیگر مجبور بودند بصورت قاچاق یک رادیو کوچک تهیه کرده و اخبار آن را با هزار ترس و لرز گوش کرده و فقط به افرادی که مطمئن بودند خبرها را بدهند تا مبادا لو رفته و گرفتار غضب رجوی و فرمانده هانش گردند؟ چرا بدلیل داشتن رادیو با افراد برخورد می شد، مانند فردی با نام مستعار کمال که به همین دلیل با او برخورد شدید تشکیلاتی شد؟
البته این لو دادن ها از نتایج سحر است. مطمئنا روزی که اشرف بطور کامل جمع شود و افراد اسیر در آن در محیطی آزاد قرار بگیرند حقایق بسیار زیادی افشا خواهد شد. آن چنان که رجوی های جنایتکار و تشکیلات فرقه ای آنها را به عبرت روزگاران تبدیل خواهد نمود.
با امید به آن روز که دور هم نیست ایرج صالحی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.