گفتگوی بهزاد علیشاهی با آقای مجید یار حسینی جداشده از فرقه مجاهدین
من با سازمان مخالفم این سازمان یک سازمان ضد دین و ضد انسان است و من جداشدم که جلوگیری کنم از سوأستفاده آنها از بقیه آدمهایی که مثل من گرفتارش شده اند , من ازشما فقط خواستم که مطالبم را منتشر کنید تا بگوش همه برسد و اگر خبری هم شد همه بدانند , اینجا به پلیس مراجعه کرده ام و هم مدارک را ارائه کردم و گفتم که با سازمان بودم و الان جانم در خطر است والبته فکر نمیکنم دیگر سازمان با این همه بحث در باره من در سایتها جرأت کند به سراغ من بیاید چون همه دیگر میدانند که کار آنهاست حتی پلیس هامبورگ , همین بهترین کمک شما به من بوده و متشکر هستم.
هشدار نسبت به کشته سازی در اشرف
نفرات باقی مانده در اشرف در دو دیدگاه می باشند. دسته اول مخالفین فرقه گری و دسته دوم گروه فشار رجوی، که دسته دوم می خواهند نفرات مخالف را قبل از خروج در اشرف دفن کنند و مریم رجوی هم برای آنها در فرانسه مراسم بگیرد تا از این طریق عناصر ناراضی که در فکر جدا شدن از مجاهدین هستند حذف شوند و تمامی اطلاعات پنهان باقی مانده به عنوان نمونه می توان به از بین بردن فرمانده فتح اله و ترابی در فرقه رجوی اشاره نمود که یکی را دق مرگ و دیگری را در زیر شکنجه کشتند
رجوی در پادگان اشرف خدایی می کرد
پادگان اشرف پادگان ظلم و برده کشی رجوی بود. در پادگان اشرف ریز کارهای تشکیلاتی و کارهای یومیه مستقیما روی میز رجوی می رفت و جمع بندی توسط او صورت می گرفت بعد از مدتی جمع بندی را جمع می زد و در نشست های عمومی روی سر ما خراب می کرد. در پادگان اشرف رجوی به مثابه خدا بود عکس های او در همه جا در پادگان بود حتی در نماز خانه وقتی رو به قبله نماز می خواندیم با عکس او مواجه می شدیم در واقع رجوی را بایستی پرستش می کردیم.
افزایش تهدید، شکنجه و حذف فیزیکی مجاهدین ناراضی در ترانزیت (لیبرتی)
یکی از جداشده های مجاهدین، سخت گیری سرکردگان این گروه در کمپ لیبرتی را بسیار شدیدتر از زمان حضور در پادگان اشرف توصیف کرد و گفت: زمانی که در اشرف بودیم تناقض با سازمان و انتقاد از سرکردگان، با زندان انفرادی و شکنجه همراه بود اما ابراز مخالفت در لیبرتی مساوی با مرگ است!وی ادامه داد: از آنجا که سرکردگان فرقه قصد دارند به سازمان های بین المللی نشان دهند که اعضای این گروه موافق تشکیلات مجاهدین هستند و به اختیار خود در این گروه باقی مانده اند
پای درد دل مادران و خانواده های دردمند متحصن در مقابل اشرف
دراین حال بودم که یکی ازمادران مستقردرکمپ محل استقرارخانواده ها را دیدم که با حالت غمگین وافسرده ای سردرگریبان فرو برده،دلسوزانه به طرفش رفتم و جویای حالش شدم. پرسیدم، مادرچرا تنها نشسته ای؟ سئوالم اورا متوجه حضورم کرد وسرش را بالا گرفت وبه من چشم دوخت. چشمانش از شدت گریه سرخ و متورم شده بود. علت را جویا شدم. با لحن غم انگیز و گرفته ای گفت: فکرمیکردم این بار پسرم را بعد از26سال خواهم دید. واورا درآغوش می کشم. ولی می ترسم همچون همسرم اجل به من فرصت دیدار جگر گوشه ام را ندهد و حسرت به دل از دنیا بروم. و دیدارمان به قیامت بیفتد……مادر دردمند این را گفت و دوباره بغضش ترکید. من نیزطاقت نیاوردم و اشکم بی اختیار سرازیر شد.
پایان دوران” برده داری” در اشرف!
جداشدگان از فرقه عملاً فاقد الگویی برای تصمیم گیری هستند و در خصوص فقدان دانش زندگی در بیرون فرقه رنج می برند! تعداد زیادی از اعضای فرقه در درون فرقه رجوی تجربه زندانهای انفرادی از چند روزه تا چند ساله را دارند و صدمات روانی شدیدی را تجربه کردند و اغلب از بازگو کردن خاطرات دوران بردگی خود در اشرف رنج می بریم و سختمان است. درست است که دوران بردگی در اشرف در شرف بپایان رسیدن است و جای صدها تبریک دارد اما باید بفکر فردای این بریدگان از رجوی بود.
خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است
خانم هاجر یعقوبی از جمله کسانی است که بدون زمینه سیاسی و هواداری توسط همسرش به مناسبات فرقه در عراق کشانده شد و گرفتار این فرقه گردید.در پیرش بعد از سالها چشم انتظاری و امید به تماس دخترش، چشم از جهان فرو بست و شکایت نزد داور بزرگ برده است و خانواده و برادرش در تلاش برای رهائی او در سالهای اخیر بارها و بارها به عراق رفته تا بتوانند ملاقاتی با او داشته باشند ولی تاکنون رجوی پاسخ مثبتی به آنها نداده است. با جمعی از بچه های بازگشتی استان به منزل آقای سید محمد یعقوبی در شهر نکا رفتیم. نامبرده که از تشرف به مکه بازگشته بود در حضور جمع و خانواده اش اظهار داشت خدا لعنت کند رجوی را که زندگی ما را تحت شعاع پلیدیهای خود قرار داده است همه جا در فکر خواهرم هاجر هستم.
تاملی بر فرار کادرهای تشکیلاتی مجاهدین از کمپ موقت ترانزیت
رهبر عقیدتی مجاهدین و سایر سران مجاهدین با تامل و تعمق درباره فرار چند تن از اعضای مجاهدین در چند روز اخیر باید به نکته ی مهمی پی ببرند، اینکه ترتیب دادن نشست هایی با صرف ساعت های طولانی در اشرف و شست و شوی سیستماتیک مغزی اعضای مجاهدین قبل از انتقال شان به کمپ موقت ترانزیت، نتیجه ای برای سران مجاهدین نداشته است.
روز جهانی کارگر و دسیسه مجاهدین
شاید تکان دهنده باشد که بگوییم تاکنون 1192 مورد ترورهای نظامی سازمان در ایران و بعد از 30 خرداد از قشر همین زحمتکشان بوده است. یا فرمان تیراندازی و قتل سه کارگر شرکت نیشکر هفت تپه مگر از یادمان می رود که مانع عبور تیم خمپاره زنی مجاهدین شده و نهایتا مهوش سپهری (نسرین) در تعیین تکلیف موضوع از پشت بیسیم فرمان قتل این سه کارگر را صادر می کند!؟. و نهایتا مگر فراموش کرده ایم 3400 تن از اعضا قبل از سقوط دیکتاتور عراق شبانه روزی و همچون برده های رومی و بغایت با کیفیتی بیشتر از آنان در گرمای عراق برای اجرای سیاست دنبال نخود سیاه رفتن! میبایست کار می کردند تا مجال فکر کردن نداشته باشند
استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه در دستگاه رجوی های دیکتاتور
با نگاهی به کارکرد رجوی های ملعون می توان دریافت از نظر آنها چه چیزهایی بعنوان «استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه» محسوب می شود، مواردی همچون:عدم دستیابی به وسایل ارتباط جمعی و بی اطلاعی مطلق، نداشتن ارتباط با دنیای بیرون از فرقه و بی خبری کامل، حرام بودن خانواده، نفی عاطفه و داشتن روحیه خشونت طلب، جدا کردن فرزند از پدر و مادر و نداشتن هیچ گونه علاقه خانوادگی و…
یاد گذشته تلخ و نچندان دور در پادگان اشرف
چه کسی باور می کند که در پادگان اشرف رادیو فردی داشتن جرم محسوب می شود چه کسی باور می کند در پادگان اشرف از کمترین آزادی بهره مند نبودیم و… باور کردن این موارد سخت است ولی واقعیتی است که وجود دارد. اُردوگاه اشرف در بیگاری کشیدن بی نظیر است روزهایی بود شب تا صبح از ما کار می کشیدن و تازه طلبکار ما هم بودند که کار نکرده زیاد دارید و یا در نشست های من در آوردی رهبر فرقه زیر ضرب می رفتیم. مثل برده از ما کار می کشیدند.
نامه سرگشاده همایون کهزادی به ریئس جمهوری آمریکا
درنگ در به محاکمه کشاندن سران فرقه مجاهدین جایز نیست زیرا این فرقه برای کشورهای اروپایی خطری بس بالاتر از انفجار یک بمب اتم است واز شما میخواهم که نگذارید این فرقه فعالیتهای تروریستی خودش را در کشور شما و همچنین کشورهای اروپایی گسترش دهد. آیا ساکت ماندن در برابریک فرقه تروریست و آدم کُش که به هیچیک از قوانین جهانی پای بند نیست،عملی انسانی است؟