پنجشنبه, ۵ شهریور , ۱۴۰۵
رهائی زن به سبک فرقه رجوی 09 فروردین 1391

رهائی زن به سبک فرقه رجوی

فی الواقع اگر کسی در داخل تشکیلات رجوی نباشد و دو رویی رهبران این فرقه مجاهدین را ندیده باشد چنین می پندارد کهً این گروه برای آزادی زن و کسب حقوق تساوی آنان با مردان احترام گزارده وبرای آن تلاش می نماید. درحالیکه مجاهدین و در راس آن مریم عضدانلو چند صد زن شوهرمرده عملیاتی سازمان ودیگر زنان حاضر در سازمان و اشرف را با همان نام(آزادی زن) به بدترین وجه ضدانسانی به استثمارکشیده

لحظات سال تحویل در زندان مخوف ابوغریب 07 فروردین 1391

لحظات سال تحویل در زندان مخوف ابوغریب

دی 80 عادل و فهیمه اروانی به سلول مراجعه و یک شلوار و یک کاپشن به من دادند.صبح یک لندکروز به محل اسکان آمد و نفر رابط استخبارات عراق ما را تحویل گرفت وحرکت کردیم. ابتدا فکرکردم میخواهند مرا به مرز ترکیه با ایران ببرند. ولی به ناگاه خودم را جلوی درب زندان ابوغریب دیدم.حدس زدم که افسرعراقی کار اداری دارد به همین خاطر از لندکروز پیاده نشدم.تا اینکه صدای افسرعراقی مرا به خود اورد گفت بیا پایین. وارد زندان شدم.

نوروز درزندان رجویها – قسمت اول 06 فروردین 1391

نوروز درزندان رجویها – قسمت اول

ما همچنان در سلول انفرادی و در ترس و اظطراب از اعدام یا زندان ابوغریب به سر می بردیم.شب تحویل سال نو فرا رسید. به دلیل تعداد زیاد نفرات و کمبود دستشویی تمام لحظات سال تحویل را درصف طویل انتظار دستشویی به سر بردیم. درصف انتظار ایستاده بودم و به گذشته خود، اینکه چه شد که سرنوشتم به فرقه رجوی کشیده شد فکر می کردم. به لحظات سال تحویل درسالهای قبل که در کنارخانواده برسرسفره هفت سین نشسته ودر انتظار اعلام سال نو بودیم.

بسته بندی یک فرقه برای صدور 28 اسفند 1390

بسته بندی یک فرقه برای صدور

ابزار رهبری مجاهدین برای بسته بندی فرقه و انتقال هرچه دست نخورده تر آن عبارت است از سفت و سخت تر شدن نشست های عملیات جاری و غسل هفتگی و…حالا دیگر نشست ها در اشرف و مقر ترانزیت مجاهدین سخت تر و مصرانه تر اداره میشود ,محفل و صحبت های چند نفره غیر کاری و بدون حضور مسئول که همیشه ممنوع بوده امروز خطر به حساب میآید و مجاهدین برای جلوگیری از این خطر برای نشسست ها افراد را از یگانهای مختلف جمع میکنند تا بعد از نشست هرکدام به مقر خود رفته و همدیگر را نبینند

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و پنج 28 اسفند 1390

میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و پنج

بچه ها به من گفتند فریب محدثین را خوردند به عنوان اینکه مهمان مادران یا پدرانشان هستند به عراق آمدند در حالی که سازمان قصد داشت برای همیشه ما در عراق بمانیم حتی در ارتش آزادیبخش هم اجازه نمی دهند تا هرگاه خواستیم مادر یا پدرمان را ببینیم حال به ما می گویند باید برای همیشه در عراق بمانید و حق خروج از قرارگاه را ندارید دیگر خارجه دوستی نداریم، زندگی طلبی نداریم و از این جور شعر و قصه ها برای ما تعریف می کنند!!؟

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت شانزدهم 28 اسفند 1390

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت شانزدهم

این دسته نفرات فکر می کردند بعد از فرار و آزادی در خارج هرچه سازمان در آن کشورها از آنان خواسته بدون چون و چرا انجام داده اند ولی برعکس چه فکر می کردند و چه شد , بعد از مارک زدن های رجوی به اعضای باسابقه تازه سازمان به آنان فهماند که زمان حضور در خارجه وابسته به بورژوازی بوده و غرق در آن شده اند

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت پانزدهم 27 اسفند 1390

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت پانزدهم

رجوی در ادامه اجرای انقلاب درون سازمانی ؛ بعد از مدتی بند”ه” را عنوان نمود. به گفته خود مسعود بند”ه” عبارت بود از اینکه مسئولین از زنها انتخاب شوند تا آببندی انقلاب مریم تحقق یابد. به زبان ساده رجوی برای ماندن در مناسبات شگرد تازه ای ایجاد نمود. او می خواست نفرات را غرق فساد کند. نفرات را در تنظیم رابطه تشکیلاتی با زنها به فساد سوق می داد و بعد مچ گیری می کرد

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت چهاردهم 26 اسفند 1390

گفتگو با آقای سیروس غضنفری در باره سازمان مجاهدین – قسمت چهاردهم

بند”ب” یعنی دیدن عنصر زن در حریم رهبری، عکس این هم به مردها صدق می کرد. در این مرحله هر کس، هر شخصی را چه ایرانی، چه خارجی، باید در حریم رهبری می دید و این اوج زیاده طلبی یا همان مسند نشینی مسعود را می رساند که می خواست از این طریق نقطه ضعفهای هر فرد را پیدا کند و سپس روی آن کار کند تا بتواند بر نیروهایش مسلط شود و تحت سیطره خود در آورد و اینجا با دادن و گرفتن رده تشکیلاتی تعادل فکری نفرات را از بین ببرد و از این طریق بتواند اهداف خودش را به نفرات تحمیل کند

گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول 25 اسفند 1390

گفتگو در باره طلاق های اجباری و سرکوب امیال جنسی در مناسبات مجاهدین ـ قسمت اول

ابتدا می خواستم از دید علمی صرف به بررسی آنچه که به عنوان رفع تضاد جنسی و تحت واژه انقلاب ایدئولوژیک رهبران مجاهدین راه انداخته اند، بپردازم اما دیدم فاجعه ای که در جریان است و آنچه بر سر انسانهایی که تحت هر عنوانی در این تشکل و گروه هستند بوجود آمده است چنان احساسات انسانی مرا برانگیخته است که نمی توانم فقط در قالب یک بحث و تحلیل علمی بدان بپردازم و سخن بگویم. ابتدا باید از عمیق ترین حس خود فریاد بزنم واعتراف کنم آنچه که رهبر مجاهدین آقای رجوی بر سر هموطنان من آورده است آنقدر بیرحمانه و فجیع بوده که اطلاق نام هموطن را بر وی ممنوع می کند

پدران و مادران در حسرت نگاهی 25 اسفند 1390

پدران و مادران در حسرت نگاهی

همه خانواده ها فقط آرزو داشتند از دور عزیز خود را ببینند اما” رجوی” از این هم دریغ می کرد و فقط خانواده ها را سنگسار می کردند! ای وای بر سنگین دلان، وای بر سیه دلان! پدران و مادران زیادی در حسرت دیدار عزیزان خود با چشمان باز و منتظر از دنیا رفتند، عده ای هم حسرت بدل، داغدار شدند و خبر کشته شدن عزیز خود را شنیدند،” آقای رجوی” لااقل اجازه بده کسانی که زنده ماندند و خود را با هزاران سختی به کنار اشرف رساندند، فقط گل خود را بو کنند، گل زیبای خود را از دور نگاه کنند

آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین 23 اسفند 1390

آغاز و پایان توتالیتاریسم مجاهدین

انتقال افراد از اشرف به کمپ موقت ترانزیت و از بین رفتن حصارهای تشکیلاتی که عناصر مجاهدین بیش از سه دهه تحت شستشوی مغزی سیستماتیک قرار داشتند چه تاثیر و پیامدهایی خواهد داشت؟ تجربه ی تاریخی حاکی از این است که توتالیتاریسم در رویارویی با عقلانیت انتقادی و دنیای دموکراتیک محو و کمرنگ خواهد شد پس بزودی شاهد جدایی تعداد زیادی از عناصر و کادرهای تشکیلاتی مجاهدین و بازگشت آنان به دنیای آزاد خواهیم بود.

احتمال فروش سازمان تروریستی مجاهدین 21 اسفند 1390

احتمال فروش سازمان تروریستی مجاهدین

الان تقریبا ده سال است که مسعود ناپدید شده است. ده سال زمان کمی نیست. به هر حال مسعود یا مرده است یا رفته به یک جایی و مریم هم بعدا می رود پیش او. اینها خیلی هم پنهان کارند. یک امکان دیگر هم این است سازمان را فروخته باشند و بعید نیست مشتریانی هم داشته باشد چون به هر حال ابزاری است که هر کس بخرد می توان از از آن استفاده کند. من نمی دانم چه کسی خریده است. باید دید این سازمان به کار چه کسی می آید.

blank
blank
blank