تلکس
اعضای سازمان تروریستی مجاهدین خلق در دیگ
در سازمان مجاهدین خلق؛ به مرحله ای از نشستهای انقلاب ایدئولوژیک، اصطلاحاً «دیگ» گفته میشد، به این معنی که شرکت کردن در آن ها همانند نشستن در دیگی پر از روغن جوشان، سوزاننده و دردناک بود. در نقطه شروع، اعضا منظور مریم از به کارگیری این کلمه را نفهمیده و آن را جدی نمیگرفتند، اما […]
حمله تشکیلات تروریستی رجوی به جداشدگان در پوشش “پروندهسازی”
اخیرا، تشکیلات تروریستی رجوی در یکی از لجن نامه هایش موسوم به افشاگر که از رسانه های رسمی تشکیلات تروریستی رجوی است، در حرکتی نخنما و تکراری، با راهاندازی بخشی تحت عنوان پرونده تلاش کرد بار دیگر به تخریب و ترور شخصیتی اعضای جداشده بپردازد؛ کسانی که سالها از نزدیک با مناسبات درونتشکیلاتی اش آشنا […]
تناقض بنیادین در شعارهای آزادیخواهانه و واقعیت سرکوب درون تشکیلاتی فرقه مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق در سالهای اخیر تلاش کرده است چهرهای دموکراتیک از خود به نمایش بگذارد که اوج آن در طرح به اصطلاح ده مادهای مریم رجوی متبلور شده است. ده مادهای که با شعارهایی چون جدایی دین از دولت، آزادی احزاب، آزادی بیان، لغو مجازات اعدام، برابری زن و مرد، و خودمختاری اقوام و […]
پیام محمود آسمان پناه به دوستان قدیمی در کمپ مانز مجاهدین خلق
سلام به دوستان قدیمی نمیدانم تا کی می خواهید به دروغهای این مسئولین مزدور و فریب کار و وطن فروش گوش دهید؟ بهتر نیست کمی تأمل کنید و به خودتان بیایید! بعد از این همه شعار سرنگونی دادن الکی و یا اینکه این بار رژیم ایران توسط آمریکا و اسرائیل ضعیف می شود و مردم […]
مجاهدین؛از دست نشاندگی برای صدام تا سرسپردگی به موساد و سیا – قسمت دوم
به درستی ولادیمیر لنین، رهبر نظریه پرداز انقلاب اکتبر شوروی به یک قاعده مشخص و اصل مبارزه علمی تآکید داشت که “نهایت چپ روی ، راست روی ست و سرانجام راست روی ، چپ روی”. حال اگر مقامات آمریکایی به هر دلیلی دست به اعتراف زده و تاکید دارند که موساد و طراحان امنیتی و […]
قطعنامه ۵۹۸ و عزاداری ملکه ترور برای مادران
گذار از 37 سال پیش در سالروز آتشبس جنگ بین ایران و عراق قرار داریم، روز دوشنبه 27 تیرماه 1367، مسعود رجوی با خبر ناگواری مواجه شد که سرنوشت مجاهدین را برای همیشه تغییر میداد. کمتر از یکماه پیش از آن، مجاهدین با کمک آتشباری گسترده صدام، خطوط مرزی را شکستند و شهر مهران را […]
برشی از زندگی و سرنوشت من
از دوران جوانی در سنین حدودا 20 سالگی با شعر زیر آشنا شدم و برایم بسیار جذاب بود. طوری که از همان سال در همه سرفصلها و همه فراز و نشیب های زندگی آنرا بعنوان الگوی رفتاری و سرمشق زندگی در برخورد با شرایط سخت و حوادث و ناملایمات برگزیده ام . خسته ای می […]
مسعود رجوی حکایت همان مردی است که منتظر تخم طلا بود
روز و روزگاری چوپانی هر روز گوسفندانش را به چرا می برد. وقتی از کوچه ای عبور می کرد می دید مردی در بیرون از خانه خود نشسته و تابه ای که قدری روغن در آن ریخته رو به آسمان دارد. بار اول چیزی نگفت و به راهش ادامه داد و حتی به مدت یک […]
مجاهدین و دوران ” واو ” شدن های مستمر!
در تشکیلات رجوی اصطلاحاتی رایج است که برای افراد عادی جامعه بسیار عجیب و بعضا شگفت آور است ، از جمله آنها واژۀ ” واو شدن” است! ” واو ” شدن به معنی ” وا رفتن ” یا همان ” وارفتگی ” است. این عبارت چه زمانی بکار میرود؟ مواقعی که عمدتاً در اخبار سیاسی […]
نامه خواهران ملکی به برادرشان علی اشرف ملکی در کمپ آلبانی مجاهدین
برادر عزیز علی اشرف جان ما خواهرانت دو قلب مهربان خود را فدای سلامتی ات می کنیم و آرزوی تندرستی برایت داریم. هرچند نمی دانیم اکنون در آن وادی غریبه و بی مهر برادرمان در چه وضعیت جسمی و روحی می باشد و نمی دانیم با آن کمبود رسیدگی اعم از پزشکی و امکاناتی برای […]
اعتراف رجوی: برای سرنگونی دامن هم میپوشم
یادمه یه بار تو یکی از اون نشستهای فصلی تو قرارگاه اشرف، همهمون با خستگی و نگاههای بیروح نشسته بودیم. سالن داغ بود، نفس نمیکشید. مسعود رجوی اومد روی سن، بلندگوها رو تنظیم کردن و نشست شروع شد. مثل همیشه، کلی شعار، کلی حرف تکراری. اما یه جملهاش هنوز تو گوشمه. گفت: «من برای سرنگونی […]
در زندان های اسکان مجاهدین در عراق، چگونه یادداشت به یکدیگر می دادیم؟
آبان ماه 1376 بیش از یکماه بود که در سلول انفرادی زندان اسکان، واقع در ضلع جنوب شرقی پادگان اشرف، در بدترین وضعیت ممکن زندانی بودم و شکنجه های مستمر روحی و جسمی را متحمل می شدم، بطوریکه مسئولین زندان یک شب که در شرف مرگ بودم، دکتر یحیی را بالای سرم آوردند و مداوایم […]