تلکس
پیام به دوستان در اشرف ۳
نگاه به گذشته و دوران اسارت در سازمان ضدبشری مجاهدین خلق ، همیشه دردناک و غم انگیز است. اما یاد کردن از دوستانی که زمانی هم بند و هم زنجیر بودند، باخاطرات شیرین و تلخ همراه است، من همیشه در خوشی ها و لذت و گردش و تفریح ، بیاد کسانی هستم که زندگی و […]
قصه پرغصه کاظم نعمت اللهی در قرارگاه مجاهدین خلق
کاظم نعمت الهی یکی از کسانی بود که بخاطر خونخواری رجوی به کام مرگ رفت. کاظم از جمله کسانی بود که از اردوگاه های اسرای جنگی عراق به مجاهدین خلق پیوسته بود. کاظم در دوران حضورش در تشکیلات مجاهدین عمدتاً به شغل رانندگی مشغول بود، به جز زمانی که دچار مریضی از ناحیه کلیه هایش […]
قربانیان سیاستهای ضدایرانی مسعود و مریم رجوی
اخیراً خبر درگذشت یکی از دوستان عزیزِ رهایی یافته از اسارتگاه رجوی را شنیدم و بسیار متأسف شدم. حسن شرقی که در ایام جوانی حین دفاع از کشورش به اسارت نیروهای صدام درآمده بود، پس از 9 سال اسارت، بدون کمترین شناختی از سازمان مجاهدین، در دامی که سران این تشکیلات پهن کرده بودند گرفتار […]
جشن تولد در تشکیلات مجاهدین ممنوع بود
امسال همسرم در شب تولدم نهم خرداد در جمعی از اعضای خانواده و دوستان جان برایم جشن تولد گرفت و در رستورانی از آنان پذیرایی کرد. متعاقبا با تدارک کیک تولد به توصیه خودشان نیمه شب به دفتر انجمن نجات رفتیم تا آنچه که در ذهن شان در نظر داشتند به اجرا بگذراند. در ادامه […]
رجوی به بهانه آزادی خلق، آزادی را از اعضایش سلب کرد – قسمت اول
سال 65 رجوی به عراق رفت و با تاسیس ارتش آزادی بخش عملا همکاری خود با صدام متجاوز به خاک کشورمان را اعلام و از هوادارانش در ایران و دیگر کشورها خواست تا به هر طریق برای پیوستن به ارتش او، خود را به عراق برسانند. البته تشکیلات سازمان نفراتی هم را بعنوان پیک نیرویی […]
خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت اول
برای اینکه وضعیت امروز سازمان مجاهدین خلق را روشن کنیم، لازم است ابتدا به گذشته نه چندان دور سر بزنیم تا ضمن مرور گذشته به جمع بندی برسیم که آیا سازمان پیشرفتی در کارش داشته یا خیر؟ سوال اساسیتر و پیش زمینه سوال قبلی این است که چرا این روزها سازمان هر بار، سر هر […]
از دهه شصت تا نسل Z گسست گفتمانی مجاهدین خلق با ایران مدرن
مقدمه بنا به شهادت تعداد زیادی از کادرهای تشکیلاتی مجاهدین خلق در رابطه با مناسبات درون تشکیلاتی و فرقه گرایانه، مسعود و مریم رجوی و سایر رهبران مجاهدین در فضای دهه 60 زندگی می کنند و به دلیل تعلقات دگماتیک و ایدئولوژیک و باورمندی به خوانش و تفسیر ستیزه جویانه و خشن به جای قرائت […]
چرا و چگونه به انجمن نجات پیوستم؟- قسمت پایانی
طبق توصیه های مژگان پارسایی در جریان ملاقات خانواده ها با وابستگان خود می بایست چهارنفر از اعضای وفادار به رجوی در پوش نفرات پذیرایی، روند ملاقات را کنترل می کردند و کلیه صحبت ها را شنود می کردند. به اعضا تاکید شده بود نباید با اعضای خانواده ها برخوردهای عاطفی و احساسی داشته باشند. […]
نگاهی به خاطرات ژینا حسیننژاد از درون مناسبات مجاهدین خلق
در ماههای اخیر، خاطرهنویسی برخی از “کودک سربازان” رهاشده از فرقه تروریستی مجاهدین خلق، ابعاد تازهای از جنایات این تشکیلات مافیایی را به نمایش گذاشته که خواندن آن برای نسل جوان بسیار باارزش و پندآموز است. امید است که مسئولین ذیربط و سازمانهای مردمنهاد که وظایف حقوقبشری و بازسازی روانی جامعه و نسل جوان را […]
سرنوشت مهدی افتخاری، کسی که رجوی را از تهران فرار داد
مهدی افتخاری که در تشکیلات مجاهدین خلق به او ناصر و فرمانده فتح الله هم می گفتند، تا قبل از آن که رجوی ترفند انقلاب طلاق (انقلاب ایدئولوژیک) را برای کنترل بر تشکیلات بکار بگیرد، یکی از بالاترین مسئولین مجاهدین خلق بود. او عضو دفتر سیاسی، از فرماندهان مهم و عضو ستاد فرماندهی به اصطلاح […]
ضد بشرترین و وحشی ترین شکنجه ها در سالن میله ای مجاهدین
سال 1380 ما را برای نشستی به مقر مخوف باقرزاده بردند. هیچ کس خبر نداشت که رجوی و دار و دسته اش چه خوابی برای ما تدارک دیدند! خبر نداشتیم چه روزهای سختی در انتظار ماست. در مقر باقرزاده مستقر شدیم و محل استراحت ما سوله هایی بود که محل زندگی کبوترها بود. سوله ها […]
از روزهای رهایی و باز گشتم به وطن
بعد از سالها اسارت و بندگی در تشکیلات رجوی، بالاخره در اردیبهشت 90 موفق شدم به همراه یکی از دوستانم از تشکیلات رجوی فرار کنم. بعد از آزادی، در هتل مهاجر بغداد مستقر شدم. برای اولین بار با خانواده ام در ایران تماس برقرار کردم. در کمال تعجب وقتی خانواده ام بعد از سالها صدایم […]