تلکس
از زبان پدران و مادران به قلم مصطفی محمدی
من مصطفی محمدی زبان و قلم پدران و مادرانی هستم که با تهمت و افترا و توهین از انان استقبال کردند و سیاست از عشق چیزی سرش نمی شود و این گرگان خون خوار عزیزان مان را طعمه ای برای مقاصد شومشان قرار داده و در این راه به هر حیله ای متوسل شده اند تا این عزیزان را دور از واقعیت ها و حقایق نگه دارند و خانواده ها بزرگ ترین و خطرناک ترین دشمن این خودباخته گان مزدور محسوب میشوند چرا که عزیزان شان به خوبی پدران و مادران و خواهر و برادرانشان را میشناسند و می دانند که پدر و مادر و خانواده هیچ گاه دشمن نبوده و نیستند
تقاضای دیدار مادر”نقشه”ای علیه مجاهدین خلق؟
واما بی بوته هایی که خانواده را نقض و پدران و مادران را دشمن نامیده و خائن و مزدور خوانده اند نه تنها جایگاهی در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا نداشته و نخواهند داشت زندان مجاهدین را خائن هایی زندان بانند که خون پدران و مادران را مباح دانسته و تنها پدران و مادران مرده را خانواده ی خویش دانسته که این خون آشامان تاریخ این زمان نه چند رنگ که هزار رنگ و هزار تویند که دم از میهن و خاک و خلق و خدا میزنند که خداوند در دل های پدران و مادران پشت دروازه های بسته ی لیبرتی ست
دادگاه پاریس مهدی ابریشمچی را به دلیل اتهامات تروریستی محاکمه کرد ـ گزارش دوم
شرکت کنندگان در آکسیون در گفتگوهای مستقیم با شهروندان فرانسوی، خطر وجود فرقه تروریستی مجاهدین خلق را در پاریس خاطرنشان کردند و این پرسش را مطرح می نمودند که چه تفاوتی بین مسعود رجوی و ابوبکر البغدادی هست؟ آیا سازمان مجاهدین خلق و داعش هردو از یک جنس و ماهیت نیستند؟
مهدی ابریشمچی در دادگاه پاریس به اتهام فعالیت های تروریستی محاکمه شد
گروهی از فعالین حقوق بشر به نمایندگی از انجمن های یاران، زنان، آوا، پیوند رهایی، فریاد آزادی، فانوس و قلم در یک آکسیون روشنگرانه در میدان سن میشل پاریس گرد هم آمده و خبر بازجویی و محاکمه مهدی ابریشمچی را در دادگاه برملا کردند.خبری که سازمان مجاهدین در طول چند ماه گذشته اعضای سازمان مخفی کرده بود، چرا که مفهوم سیاسی و حقوقی محاکمه مهدی ابریشمچی چیزی جز محاکمه خود مسعود و مریم رجوی نیست.مهدی ابریشمچی که یکی از شرکای اصلی مسعود رجوی در شکل دادن یک فرقه تروریستی می باشد، تاکنون بارها در چند ماه گذشته مورد بازجویی و محاکمه در دادگاه پاریس قرار گرفته است.
آخرین وضعیت سازمان مجاهدین و جداشدگان از این فرقه در آلبانی
مجاهدین می خواستند که با پیش آوردن این بحث بار دیگر نیروهایی که در اثر شرایط منطقه ای و محقق نشدن وعده های پوچ آقای رجوی نا امید و سرخورده تر شده بودند رو مشغول کنند اما در پس این موضوع این نیت هم وجود داشت که مجاهدین می خواستند از هر موقعیتی استفاده کنند که بتونند جایگزینی برای اشرفی که از دست رفته ایجاد کنند، نیروها به لیبرتی آورده شدند و خب شرایط لیبرتی به گونه ای نبود که مجاهدین بتونند فعالیتی داشته باشند
نامه فواد بصری به مریم نقدی اسیر در کمپ لیبرتی
تازگی پسرت مسعود موفق شده است که از آلبانی پناهندگی آمریکا را بگیرد و به آمریکا سفر کند. و اما شما تا کی می خواهید عمر خودتان را در لیبرتی فدای قدرت طلبی رجوی و دارودسته اش بکنید دنیا در زندان لیبرتی خلاصه نمی شود بیرون از مناسبات جهل و فریب رجوی زندگی شیرین است رجوی دیکتاتور زندگی غار نشینی برای شما در زندان لیبرتی درست کرده رجوی در فریبکاری و شیادی استاد است دست شیطان را از پشت بسته است واقعیت این است که رجوی به شما اجازه نمی دهد با واقعیت های بیرون از خودتان آشنا شوید چون به آن پشت پا می زنید.
نامه ای به دخترم شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی
در دام کسانی افتاده ای که حتی به تو اجازه نمی دهند برای خودت تصمیم بگیری آنقدر شما را شستشوی مغزی داده اند عواطف در شما خشک شده است شما را تبدیل کرده اند به چوب خشک. خدا لعنت کند کسانی که شما را به اسارت گرفته اند و ما پدر و مادران را داغ دار کردند شما از زندانی هم بد تر هستید زندانی حق و حقوقی برای خودش دارد حق تماس دارد حق مرخصی دارد و… شما در دام کسانی افتاده اید که شما را از انسانیت بدور کرده اند و برای منافع خودشان فقط از شما سوء استفاده می کنند امیدوارم روزی این را فهم کنی که بهترین دوران زندگی خودت را برای هیچ و پوچ به باد دادی یک مقدار به خودت بیا و چشمانت را باز کن ببین در چه دامی خودت را اسیر کردی
آنگاه که سرکرده تروریست ها، دلسوز معلمان می شود؟!
باید از مریم قجر پرسید که شما که بطور مستمر داد و فغان سر می دهید در ایران جو اختناق و سرکوب قرار دارد وهیچ کس اجازه کمترین فعالیت و اعتراضی را ندارد ولی باز در اطلاعیه های دیگرتان به طور واضح بیان می کنید که اقشاری در ایران اعتراض کردند. کدام را باید باور کرد آن اظهارات شما که بیان می کنید دولت در ایران مانع هرگونه اعتراضی می شود و یا این اظهارات شما که بیان می کنید در ایران تظاهرات اعتراضی برپا شده است.
ابر فرقه – قسمت سیزدهم
با این تلقینات واقعا هم کم کم باین باور می رسیدیم که ما این طرز زندگی را خود انتخاب کردیم و اگر کسی از بیرون می گفت: که شما بازسازی فکری و مغز شویی شدید. در جواب، قاطعانه می گفتیم که: نه، نه، من داوطلبانه انتخاب کردم. و فرقه نیز برای جا انداختن این” افسانه داوطلب بودن” تلاش زیادی کرده و اصرار مکرر دارند که هیچ عضوی بر خلاف میل خود در فرقه نگاه داشته نشده است و متأسفانه این حرف درست بود. اما، هیچ یک از ما، هیچ گاه، فرصت انتخاب مجددی به دور از شرایط فرقه نداشتیم.
در وجود رجوی ها عاطفه انسانی اصلا وجود ندارد
وی که از خانواده های فعال استان می باشد مطرح نمود که اکنون بعد از چند سال آیا امکان ملاقات آنان در لیبرتی فراهم شده است و اگر این مسئله حل شود مطمئنا کار سران فرقه تمام شده باید فرض کرد. به او توضیح داده شد که با کارشکنی سران فرقه کار انتقال افراد به کشور ثالث هم به سختی انجام می گیرد و اگر این شرایط فراهم شود او اولین نفری خواهد بود که برای ملاقات با برادر اسیرش خواهد رفت.
چرا رجوی فریبکار از ما خانواده ها می ترسد؟
سال 82 برادر دیگرم به ملاقات مصطفی به اشرف رفت و چیزهایی که تعریف می کرد برایم قابل قبول نبود که بعد از سالیان وقتی برادرش را دیده چند نفر همراه او بودند که مبادا رابطه عاطفی بین آنها برقرار شود و او هم ترس داشت که بعد از رفتنش او را در تشکیلات زیر ضرب برده که چرا در برخورد با برادرت آنگونه که ما گفتیم رعایت نکرده است.
قبل از شنیدن دروغ بزرگ شما، آنها کد حقیقی داعش را میدانستند!
دراین مناسبات غیر انسانی رجوی ها، نباید تحلیل کرد وتنها بلی قربان و” حاضر حاضر” گفت وبدین ترتیب است که دشمنی عمیق با روشنفکران در نوشته های اعضای این باند باروشنی تمام بنمایش گذاشته میشود! بلی نباید بسراغ تحلیل داعش رفت که اگر روشنفکران چنین کنند و درتحلیل خود باین نتیجه برسند که معجونی از سلطه گران جهانی، اسرائیل، بعثی های عراق و سازمان مجاهدین خلق در رشد ونمو داعش ذینفع اند وگرنه انک روشنفکری بدانها زده میشود!