تلکس
مسعود رجوی در خانه های مجلل شهرک های اطراف تل آویو!؟
وبلاگ نویسان ساکن شهرکهای یهودی نشین اسرائیل نشان می دهند مسعود رجوی تحت نظارت دولت آمریکا در سرزمین های اشغالی و در حمایت سران رژیم اسرائیل دشمن شماره یک ملت ایران زندگی می کند! این وبلاگ ها ادعا می کنند شخصی را در خانه های مجلل شهرک های اطراف تل آویو دیده اند که شبیه مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق است.
اظهارات «تام ریج و هواردین» در حمایت از فرقه رجوی، با مشتی دلار
گذشته از این که آیا این دو نفر هم مثل خیلیهای دیگر برای شرکت در مراسم فرقه رجوی چقدر پول گرفتهاند، باید بدانند که گرفتاری کنونی سازمان در درجه اول زندان لیبرتی است. اگر سازمان، از قدرتهای دولتی، منطقهای و یا جهانی از جمله خود آمریکا دوست و متحدی واقعی داشت خیلی وقتها پیش از این محل به یک کشور سوم رفته بود و یا حداقل به اشرف بازگردانده میشد و اینگونه در مخمصه و تنگنا در تهدید موشکباران در زندانی تنگ بنام لیبرتی قرار نمیگرفت.
نامه 130 پارلمانتر امریکایی و سکوت معنی دار فرقه رجوی
فرقه تروریستی رجوی که تا قبل از این، صدور هر بیانیه از طرف هر نماینده امریکایی که میشد را با آب و تاب درسیمای اختناق خود بازتاب می داد درچند روز اخیرکاملا خفقان پیشه کرده است. سرکردگان فرقه رجوی طی هفته های اخیر و بخصوص بعد از تو دهنی محکمی که از مردم در جریان انتخابات دریافت کردند درهمگامی با نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و دیگر جناحهای جنگ طلب اروپایی چنین وانمود کنند که روند انتخابات در ایران تاثیری در روند تغییر اوضاع نخواهد داشت
عبور از تنگه ترفند رجویها برای فرار از تنگنای فروپاشی
مریم و مسعود با همان لبخند همیشگی و اینکه گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است وارد سالن اجتماعات اشرف شدند. رجوی مستقیم به سمت تابلو رفت و نوشت” تنگه و توحید” همه مات و مبهوت به یکدیگر نگاه می کردند. رجوی زیاد اعضا را منتظر نگذاشت و نوشت علت شکست درعملیات فروغ نه نظامی بلکه ایدئولوژیک بود.
پیامدهای خیانت و مزدوری مجاهدین
حالا بعد از گذشت سالها سقوط حکومت صدام و بـدار آویختـن وی، معلوم شد این خوشحالی و خوش خدمتی مسعود رجوی هـم مـانند تمامی چاپلوسی های دیگر وی برای سران امپریالیسـم نتوانست زیاد دوام بیاورد و کار به جایی رسیده که دادستان جنایی عراق در خواست محاکمه سران سازمان مجاهدین را در کنار جنایتکاران رژیم بعث میکند و ایـن مسعود و مریم رجوی هستند که باید جواب خونهای به ناحق ریخته شده مردم عراق را بدهند
از خطرناکترین فرقه های جهان فرقه رجوی است
خودکشی با فتوایی که رجوی صادر کرده بود اگر برای رسیدن فرقه به اهدافش باشد نه تنها حرام و ضد ارزش نیست بلکه یک اقدام مقدس محسوب شده که دارای اجر عظیم نزد پروردگار خواهد بود! یعنی معیار تمامی حرام و حلالها در فرقه ها و خصوصا در فرقه رجوی اینست که آیا آن کار در راستای رسیدن فرقه به اهدافش است یا خیر و اگر چنین باشد هیچ منع قانونی و حتی شرعی ندارد!
قتل عام تمام کارکنان و مجروحان یک بیمارستان توسط مجاهدین
یکی از تلخترین صحنهها این بود که مجاهدین بعد از گرفتن شهر اسلام آباد غرب، به بیمارستان امام خمینی(ره) حمله کردند و تمام کارکنان، مجروحان نظامی و شخصی را کشتند و بعد پیکرهایشان را به داخل حیاط بیمارستان بردند و آتش زدند. بعد این حملات وحشیانه، مجاهدین به تنگه مرصاد رسیدند و گردان مستقر تیپ انصار همدان آماده رزم با این نیروها شدند؛ عملیات تأخیری انجام شد؛ بعد هم نیروهای کمکی به منطقه رسیدند و به حول و قوه الهی، مجاهدین را شکست دادیم.
واکنش مجاهدین خلق (فرقه رجوی) به اتهامات و انتقادات
این موج انتقاد از درون و مسئولان شورا بالاتر گرفت. آقای اسماعیل یغمایی شاعر رسمی مجاهدین هم به این موج پیوست. مجاهدین به صراحت و رسما به آقای یغمایی تاختند او را زیر فحش و تهمت گرفتند، اما باز موج بالاتر گرفت، آقای کریم قصیم مسئول کمیسیون محیط زیست شورا و یار وفادار رجوی و آقای محمد رضا روحانی مسئول کمیسیون ملیتهای شورای ملی مقاومت نیز پشت رجوی را خالی کردند
نگاهی به برنامه”همیاری” مجاهدین
این مراسم های ضیافت شام در ماه رمضان هزینه هایش از کجا تامین میشد؟ هزینههای مراسم عید فطر را از کجا آوردید که جشن گرفتید. اصلاً شما چه ربطی دارید به اعراب که این همه برایشان میهمانی های آنچنانی ترتیب میدهید و آنها را به محل اقامت خودتان با هزینههای خودتان می اورید و بر میگردانید؟ براستی این همه هزینههای کلان را از کجا می آورید؟
چرا رجوی به خواسته مشروع و قانونی من و خانواده ام پاسخ نمی دهد؟
برادرم رشید واقعا یک قربانی است و متاسفانه رهبری مجاهدین آقای رجوی یک فرد سنگدل و بیرحم. سوالات زیادی در ذهنم در این چند سال نقش بسته است آیا رجوی و مجاهدین با چنین رویه ای که در پیش گرفته اند امکان موفقیت دارند؟ وقتی آقای رجوی به بدیهی ترین و طبیعی ترین نیاز انسانها که همان احساسات و علائق خانوادگی است این چنین بی اهمیت است چگونه می تواند از آزادی ملت ایران و برقراری دموکراسی سخن بگوید؟
معصومه بی گناه کشته شد
ما با هم دوست بودیم و بارها با من میگفت که چرا اینقدر به من می گویند که روسری ات را بکش جلو خفه شدم از دستشان. بارها به من درد دل می کرد که دلش برای بچه اش تنگ شده است و من هم می گفتم که دلم برای بچه هایم تنگ شده است و خدا کنه که دوام بیاوریم ولی گفتیم سکوت کنیم و تحمل کنیم و به فکر آزادی مردم باشیم به زودی تمام می شود و می رویم ایران ولی سازمان هر روز بیشتر و بیشتر به ما سخت می گرفت
گفتگوی خانم معینی و انجمن زنان – قسمت سوم
به ما گفتند که سلاحها را تحویل بدهیم و همگی برای افطار به سالن برویم و به هما گفتند که بماند محل را تمیز کند، من دلم می خواست می ماندم و با خودم گفتم تنها نباشد و دوست داشتم با او حرف بزنم دلم می سوخت که چقدر ناامید است اما مسئولم گفت برو او بعدش می آید و من فرمان را باید اجرا می کردم و ما همگی به سالن رفتیم، داشتیم افطار میکردیم که دیدیم همه دارند می دوند سمت همان محل و گفتند که جائی آتش گرفته است، محل تنظیف سلاح وقتی رفتیم جلوی سالن آتش زیادی بود