تلکس
پوشاندن شکست در انتخابات به بهانه افشای سایت هسته ای جدید
سران فرقه برای اینکه باز هم از قافله عقب نمانند و شکست تحلیل های رجوی در انتخابات را پیروزی نشان دهند، باز هم با کمک سازمانهای اطلاعاتی صهیونستی فیلی هوا کرده به این مضمون که” در زیر کوههای دماوند چند تونل ساختند و قرار است در این محل ها فعالیت های هسته ای انجام شود” و مدعی می شود که این اطلاعات توسط نیروهای مقاومت داخل کشور!! تهیه شده است.
مجاهدین و عملیات مرصاد (فروغ جاویدان)
اما رجوی بعد از عملیات مرصاد (فروغ) چه کرد موضوع دیگری است. ابتدا موضوع شکست «رسیدن به تهران» را به تدریج به عهده خود نیروها انداخت. یعنی تا آن موقع که همه افراد سازمان مقصر را خود مسعود رجوی و تصمیمگیریش میدانستند باید به این فکر میافتادند که خودشان چه مشکل درونی داشتهاند که در صحنه خوب نجنگیدهاند. بحث معروف «تنگه و توحید» اوج این مسئله بود.
منصور شهریاری در تلاش برای آزادی برادرش از فرقه رجوی
یادم می آید در سال 82 آقای منصور شهریاری به من مراجعه کرد و گفت من باید برادرم و دیگراسیران اشرف را نجات دهم چرا که این یک عمل انسانی است و در تمام طول این 10 سال با ارتباط مستمر با انجمن و همراهی با خانواده ها از هیچ تلاشی فروگذار نکرد.ایشان با گذشت این سالها، ذره ای از اعتقاد و ایمانش به بیرون آوردن بچه ها از حصار فیزیکی و فکری فرقه رجوی کم نشده و کماکان بر همان عزم انسانی خود باقی مانده است.
شهردار سن دیگو پولهای مجاهدین را برمیگرداند
فیلنر در متن بیانیه خود تصریح کرد: من متوجه شدم که اظهارات سازمان OIAC مبنی بر غیرانتفاعی بودن آن صحیح نبوده است.وی با بیان این مطلب افزود که به همین خاطر تمام هزینههایی که این سازمان برای شرکت او در تجمع مجاهدین در ویلپنت پاریس پرداخت کرده که حدود ۱۰ هزار دلار بوده را به آنها پس خواهد.
نامه اقای حسین نژاد به دکتر ولید صالح و پاسخ وی
اینجانب از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق هستم که اخیرا بعد از سی سال از این سازمان بیرون آمدم زیرا دیدم دیگر یک سازمان سیاسی اسلامی انقلابی نیست بلکه به یک فرقۀ مدهبی خاصی تبدیل شده که ربطی به اسلام ندارد و در خدمت امپریالیستها به رهبری آمریکا و صهیونیستها قرار گرفته بطوریکه این سازمان آنها را به حمله به ایران و راه انداختن یک جنگ ویرانگر دیگری در منطقه تشویق می کند جنگی بسا بدتر و ویرانگرتر از جنگ پیشین در عراق.
پیرامون یک خبر؛ حراج باند رجوی در واشنگتن
اظهارات آقای پو در راستای اصلی ترین سیاست مجاهدین یعنی نزدیکی به آمریکا و جلب حمایت این کشور ایراد شده است و واجد دو مؤلفه اساسی است؛ اولاً تلاش دارد تا ماهیت استالینیستی و غیردمکراتیک تشکیلات مجاهدین (یعنی وجه منفی این گروه) را با ادعای این که آنان خشونت را کنار گذاشتند بپوشاند و دوماً می کوشد استعداد آنها برای جاسوسی علیه ایران، به سبب ایجاد جذابیت برای دولتمردان آمریکا جهت استفاده از این گروه را مطرح نماید.
لیبرتی پایان دفتر مجاهدین
آقای رجوی ناقوس فروپاشی و در هم شکستن استخوانهای پوسیده تشکیلات تو به گوش می رسد و این همان ناقوس و فرجام ذلت بار توست. قرار بود لیبرتی سکوی پرواز برای شما باشد ولی ظاهرا نقطه دفن شما خواهد بود با این تفاوت که تو جان خود را در سوراخ موشی حفظ کرده ای و همسرت هم در خارج به خوشگذرانی خودش مشغول است و این وسط می ماند یک مشت ادمی که اسیر در دست تو هستند.
ماجرای کشف تونل هسته ای اتمی رجوی
اکنون هم می گوید زیر کوهی در نزدیکی تهران چند تونل هسته ای اتمی به طول صدها متر کشف کرده و این کار رئیس جمهور جدید یعنی آقای روحانی است.رجوی ها در قدم بعد بدون شک می گویند این تونل ها توسط شخص روحانی و یک تنه لابد با الزامات انفرادی مثل بیل و کلنگ کنده شده تا هرچه بیشتر پیاز داغ جاسوسی و پاچه خواری خود را برای غرب بیشتر کنند.
بمباران خانوادهها
امروز از قول برادر (رجوی) برایتان میخواهم بگویم این است که برادر گفته آمدن خانوادهها از بمباران آمریکا خطرناکتر خواهد بود، اگر تک تک شما از این بحث خوب عبور نکنید و در ادامه آمدن خانوادهها به اشرف، اسمش را گذاشت «بمباران خانوادهها» (از این که رجوی آمدن اولین گروه از خانوادهها که بعد از سقوط صدام انجام شد را «بمباران سازمان توسط خانوادهها» نامید ما تعجب کرده بودیم. اما قلباً خوشحال بودیم)
مرصاد شکست مفتضحانه گروه مجاهدین – قسمت دوم
بعد از عقب نشینی به قرارگاه به اسیران پیوستی گفتند که خارجی در کار نیست و باید یا اینجا بمانید و یا به ایران برگردید و یا تحویل عراقیها خواهند داد که ما تازه فهمیدیم که آنها به این سبک می خواستند ما را در پیش خودشان نگه دارند و مستمر خودشان را تبلیغ می کردند که از همانجا فهمیدیم که چه کلاهی بر سر ما رفته است
مناسبات فرقه نمادی از برنامه 10 ماده ای واقعی رجوی ها – قسمت پایانی
اگر رجوی بیشتر از این جنایت نکرد تنها تنها به این علت است که از دستش بر نیامد والا اگر رجوی می توانست بمب شیمیایی و بمب اتمی دست به کشتار می زد. انبوه جدا شدگان شاهد هستند که او باره در نشست ها می گفت « وقتی رفتیم ایران و حکومت را گرفتیم، در کوههای البرز سنگرهای زیر زمینی می سازیم و با آمریکا جنگ می کنیم و آمریکا هر چقدر می خواهد بمباران کند، در سنگر ها هیچ اتفاقی نمی افتد ».
سرنوشت لیبرتی و مجاهدین پس از کوبلر
نتیجه ای که می شود از موضوع گرفت، تعارض خواسته های رجوی با خواسته های دولت عراق و سازمان ملل و ارگانهای ذیربط آن می باشد. دولت عراق که موضع آن کاملا مشخص است، بارها و بارها خواستار خروج آنها از کشورشان شده اند و حتی در درگیریهایی که بوجود آمده افراد زیادی نیز کشته شده اند. اما سازمان ملل هم که وظیفه آن انتقال افراد تشکیلات به خارج از عراق است، نیز در تعارض مستقیم با مجاهدین قرار دارد.