تلکس
نامه سرگشاده ادوارد ترمادو به پاپ بندیک
اینجانب یکی از مسیحیان ایرانی هستم که بیست و یک سال از زندگی و جوانی خود را در بیابان های عراق تلف کردم. نه سال در اسارت نیروهای صدام حسین بوده ام و دوازده سال هم در اسارتگاه فرقه مجاهدین اسارت بدتر از قبل را تحمل کرده ام. این فرقه سازمان نما برای رسیدن به قدرت دست به عملیات تروریستی فراوانی زده و سابقه تروریستی آنان به دروران تآسیس سازمان مجاهدین در دوران شاه بر می گردد همان دورانی که در تهران ژنرال های آمریکائی را ترور می کردند و به عمل ننگین خود تا قبل از سقوط صدام حسین افتخار می کردند و برای اعمال شنیع خود نیز سرود می خواندند.
دادگاه اروپا و گاف بزرگ مجاهدین
دادگاه در قضاوت نهائی خودش که در پنج بند منتشر کرد، در بند یک، صراحتاً اعلام کرد که درخواست مجاهدین برای ابطال تصمیم ۴۴۵ را مردود میشمارد، و دلایل آنها را برای چنین درخواستی بیپایه و اساس ارزیابی میکند. خوب حالا شما این را با ترجمۀ مجاهدین از این بند مقایسه کنید. درست ۱۸۰ درجه آن را چرخاندهاند. بر اساس متن خودساختۀ مجاهدین، دادگاه تصمیم ۴۴۵ شورای اروپا را ابطال کرده است! به این میگویند عوامفریبی از نوع فرقهای آن.
محبوب بودن یا توهم محبوبیت؟
خانم مریم عضدانلو. بنده به عنوان یک کرد بایستی به عرض شما برسانم توهم محبوبیت شما در بین ملت کرد تنها افکار شما و باند شماست. ما سالها پیش زمانی که شما و اعضای شما مشغول روبوسی با صدام حسین بودید و برای خراب کردن خانه ملت کرد در بخش کردستان عراق کمر همت بسته بودید.. آموختیم که (دوست دشمن ما. از دشمن ما. پلید تر و درنده تر است)
مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت سوم
من خیلی انگیزه داشتم که در این مسیر کمکی کرده باشم چون می دیدم در سازمان هنوز که هنوز است به چه شیوه هایی حتی با فریب کاری و سوء استفاده از روابط عاطفی، جوانان این مملکت را به دام می اندازند و می برند ناخواسته راه ها و پل های پشت سرشان را خراب می کنند و اگر کسی هم بخواهد از اینها جدا بشود، آینده سوزش می کنند که آینده ای نداشته باشد و این فرد مجبور بشود تا آخر عمرش را در سازمان بماند.
سریترین شگرد مغز شویی در فرقه رجوی
“رجوی” رهبر سادیست فرقهی قرون وسطایی مجاهدین، مانند تمامی رهبران فرقهها، بهمنظور تخلیه و کنترل نیروها، از تمامی ابزار و روشهای روانشناسانه و پزشکی (فیزیکی و متافیزیکی) بهره جسته است که بسیاری از آنها بهتدریج کشف و افشاء میگردد.در تاریخ فرقهها میخوانیم که بسیاری از آنان، مصرف مواد توهمزا بههنگام جلسات ِ سخنرانی قطب فرقه را تجویز میکرده و یا ساعات خاصی از شبانهروز را برای تلقین به افراد انتخاب مینمودند.
مصاحبه با هادی شبانی – قسمت یازدهم
بعد از مرحله طلاق اجباری در تشکیلات همه نفرات متاهل و حتی مجرد در مناسبات مسئله دار شده و بعضا اعلام جدایی کردند و بطوریکه در طی سال 69 حدود هزار نفر از آنان جدا شدند که در این صورت رجوی هیچ توجیه ای برای کار در پیش گرفته اش نداشت به همین دلیل برای جمع و جور کردن تشکیلات انقلاب طلاق را برای کنترل بیشتر افراد چند مرحله ای کرد.ابتدا با اعلام” بند الف” که به سه طلاقه کردن زن و شوهر بود، تا هیچ فردی حق رجوع مجدد به همسرش را نداشته باشد.
پارادوکس فلسفه سیاسی خانم مریم عضدانلو – قسمت اول
خانم مریم عضدانلو، این یک واقعیت مسلم است که همسر شما و فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین چون در میان ملت ایران بدنه و پایگاه اجتماعی ندارند، سعی دارند از بیگانگان برای رسیدن به امیال قدرت طلبانه و بیمارگونه ی خویش کمک بطلبند و در گذشته نیز مورد بهره برداری تمام عیارمنفورترین و خشن ترین رژیم جهان معاصر یعنی حکومت صدام قرار گرفتند که جز ننگ و نفرین ملت ایران حاصلی برای آنان نداشت. اما هم اکنون از شما می پرسم آیا معقول و منطقی ست به جای پند آموزی و عبرت گیری از گذشته ی سیاه و تاریک خویش دوباره دست به دامان کسانی بشویم که جز به اهداف نامقدس و شوم خویش پایبند نیستند…
پدر و مادر با دوری حسرت دیدار شما سوختند
حال پدر و مادر با دوری و حسرت دیدار شما سوختند و به دیار ابدی رفتند. من نیز عمرم از مرز 60 گذشته. اگر صلاح می دانید با من بیشتر تماس داشته باشید که فرصت ها از دست نرود. زمانی می آید که دیر شده و اثری از ما نیست. خدمت خانواده ی محترم و نورچشمی امیر سلام مرا برسانید. خیلی خیلی دلم می خواست امیر را ببینم.
کنایه از جهانی امن تر
بنابراین گزارش دیدبان حقوق بشر با عنوان « خروج ممنوع » مجاهدین به دلایل بسیاری که اعضای سابق عنوان می کنند، فرقه ای مخرب است و همه خصوصیات یک فرقه را داراست: فضای ایزوله، رهبریت مطلق، سیستم القای آموزه ها و تکنیک های شستشوی مغزی که حاکم بر گروه است.فرقه افراد را چنان پرورش می دهد که به سطحی از جان نثاری برسند تا در هر زمان حاضر به تقدیم جان خود به رهبری باشند. همان کاری که شماری از اعضای آن در ژوئن 2003 به هنگام دستگیری مریم رجوی توسط پلیس فرانسه، انجام دادند.
خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت چهارم
نفربرBMP به شماره ی 809 که فرمانده اش محمد شریف دانش اهل بلوچستان بود، این کرد عراقی بیچاره را در حالی که از وحشت پنهان شده بود را مشاهده کرد و به همراه چند نفر دیگر او را محاصره کردند و شریف دانش شخصا در مقابل چشمان دیگران با سلاح کمریش گلوله ای به شکم او شلیک نمود و او را کشت. استدلالش از کشتن این عراقی این بود که او کرد بوده و جنگ ما با کردها است. در صورتی که این فرد بدون سلاح و برای در امان ماندن از درگیری های اطراف در نزدیکی ما پنهان شده بود.
رجوی و وحشت از تجمع خانواده ها – قسمت اول
گردانندگان دستگاه تبلیغاتی فرقه سعی دارند با به میدان آوردن بخت برگشته گان و اسرای از عالم بی خبر قرارگاه اشرف به صحنه شوی تلویزیونی خود آورده تا متن های دیکته شده را تکرار کنند آنان سعی دارند با وارونه دوزی اخبار تجمعات و همایش های خانواده و تخریب چهره ها و اعضای بازگشته از تاثیرات آن بر خانواده ها و سایر نفرات در فرقه بکاهند. در همین رابطه دستگاه تبلیغاتی و منگول رجوی برنامه ای را تحت عنوان پرونده شماره 87 با عنوان همایش های تکراری و با تاخیر یک ماهه پس از انجام همایش به نمایش گذاشته است.
دنیای تاریک مجاهدین
نامه ی اعتراضی آقای دکتر وحید پژمانفر در رابطه با مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف و طرح خواسته منطقی خویش در رابطه با امکان تماس برادرش علیرضا با وی و سایر اعضای خانواده اش، که خطاب به مقامات کمیته بین المللی صلیب سرخ و سایر نهادهای ذیربط حقوق بشری نوشته شده است، حکایت تلخ و درخوری ست از رفتار غیر انسانی و غیر دموکراتیک سردمداران مجاهدین بر علیه نیروهای مستقر در قرارگاه اشرف و خانواده هایی که به احساسات و عواطف انسانی و خانوادگی آنها اهمیتی داده نمی شود.