دوشنبه, ۱۵ تیر , ۱۴۰۵
  • همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق 13 تیر 1405

    دلنوشته‌ای از امیر یغمایی
    همان کابوس قدیمی اعضای پیشین مجاهدین خلق

    دیشب دوباره همان کابوس قدیمی برگشت. این‌بار نه اشرف عراق؛ اشرف ۳ در آلبانی. در خواب، همراه یک عضو سابق زن و پسرش وارد قرارگاه شده بودم. حضورشان به من یک حس امنیت می‌داد. با خودم فکر می‌کردم: “اگر با هم باشیم، نمی‌توانند به ما آسیبی بزنند یا ما را نگه دارند.” اما خواب، خواب […]

برای ایران باید برخاست 13 تیر 1405

در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست

پیام اسماعیل فلاح رنجکش به اسرای لیبرتی 12 خرداد 1395

پیام اسماعیل فلاح رنجکش به اسرای لیبرتی

بچه ها. دیگر منتظر چه هستین!؟ کم اسارت کشیدید. کم قربانی دادید. کم از دنیای آزاد وعشق وعاطفه خانواده هاتون محروم شدید. یعنی قیمت را فقط باید شما بدید ورجوی توسوراخ موش قائم شود!؟ مریم رجوی عجوزه با تکرارعمل زیبایی تو فرانسه تو دامن لابیها وصهیونیستها وجنگ طلبها خوش بگذارند وشما تو لیبرتی بپوسید برای هیچ و پوچ!؟

شرکت اعضای انجمن نجات خوزستان در مراسم ازدواج آقای رستم آلبوغبیش 10 خرداد 1395

شرکت اعضای انجمن نجات خوزستان در مراسم ازدواج آقای رستم آلبوغبیش

آقای رستم آلبوغبیش که قریب به 24 سال از عمر خود را در اسارت فرقه منحوس رجوی گذرانده بود بعد از رهایی از فرقه در سال 93 به خاک وطن و آغوش گرم خانواده اش بازگشت و به کوری چشم رجوی برای شروع یک زندگی جدید به کار و تلاش پرداخت و بالاخره با مهیا شدن شرایط درمورخه 6/3/95 تصمیم به ازدواج گرفت.

رونمایی از کتاب” زندگی بازیافته” درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک 10 خرداد 1395

رونمایی از کتاب” زندگی بازیافته” درجمع خانواده های چشم انتظار گیلک

نگارنده کتاب” زندگی بازیافته”درهنگامه معرفی کتاب خود عنوان کردند:” بسیارخوشحال وشادمانم که با نشرخاطراتم درخصوص افشای چهره وماهییت فریبنده یک سازمان تروریستی درقالب دروغین وادعایی اسلام گرایی ومردم دوستی ؛ مردمان عزیزکشورم خاصه جوانان درجستجوی حقیقت را به شناخت بیش ازپیش جریانات انحرافی هوشیارکنم که عمیقا بدان مفتخرم.”

نامۀ ۵۶ نفر از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق به نخست وزیر عراق 05 خرداد 1395

نامۀ ۵۶ نفر از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق به نخست وزیر عراق

ما جدا شدگان از سازمان مجاهدین خلق از جنابعالی به عنوان رئیس دولت عراق که این رفتار ضد انسانی رهبری سازمان مذکور در خاک آن روی می دهد خواستار کمک به این خانواده ها برای تماس و دیدار با عزیزانشان در کمپ لیبرتی بغداد بعد از دهها سال جدایی و بی خبری هستیم تا حاکمیت دولت عراق را بر تمام خاکش اعمال داشته و نگذارید حاکمیت ملی عراق توسط رهبری سازمان مجاهدین خلق که در حقیقت یک فرقۀ تروریستی و خشونت طلب می باشد به بازی گرفته شده و زیر علامت سؤال برود.

نامه ای به اسماعیل فلاح 04 خرداد 1395

نامه ای به اسماعیل فلاح

برخلاف آنچه که فرقه مجاهدین تکرار میکردند که خانواده کانون فساد است٬ تنها نقطه امن و امان که بی چشم داشت به کمک ما میآیند خانوادهایمان هستند و بی دریغ از همه چیزشان مایه خواهند گذاشت. باردیگر به جمع خانواده آمدنت را صمیمانه و از ته دل بتو تبریک میگویم و امیدوارم که هرچه زودتر با شرایط جدید آشنا شوی و بقول معروف روی ریل و پیشرفت بیفتی!

بازگشت آقای علی اصغر باباپور به کانون گرم خانواده 03 خرداد 1395

بازگشت آقای علی اصغر باباپور به کانون گرم خانواده

آقای علی اصغر باباپور طی سخنان کوتاهی گفت: ابتدا از خانواده خودم که سالیان سال برای ملاقات با من به اشرف و لیبرتی می آمدند تشکر نموده و بسیار خوشحال هستم که توانستم از فرقه جهنمی رجوی جدا شده و به نزد خانواده خود بازگردم و از اینکه مرا در جمع انجمن نجات و سایر خانواده ها قبول نموده بسیار تشکر کرده و آرزو می کنم روزی شاهد رهایی همه افراد از تشکیلات فرقه رجوی جنایتکار باشیم.

خاطرات عبدالرضا آذرمهر از استان ایلام 03 خرداد 1395

خاطرات عبدالرضا آذرمهر از استان ایلام

در مطالب قبلی گفتم که بعد از اصرار و پافشاری زیاد ما، سازمان ناچار شد اولین گروه 150 نفری ما را به امریکائیها تحویل داد که من هم جزو آن افراد بودم که به کمپ امریکائیها رفتیم. امریکائیها حدوداً شش ماه ما را در نزدیکی انبارهای مهمات عراقی که در نزدیکی قرارگاه اشرف بودند جا دادند، در کمپ امریکائیها چند نفر مترجم داشتیم که ایرانی بودند، به نام های فرانک و آریا که یک سرهنگ از ارتش ایران بود که به ارتش امریکا پیوسته بود.

ادامه خاطرات تلخ عبدالرضا آذرمهر 01 خرداد 1395

ادامه خاطرات تلخ عبدالرضا آذرمهر

بعد از این بچه ها را به دو دسته تقسیم کردند، تشکیلاتی و غیر تشکیلاتی که من جزو غیر تشکیلاتی ها بودم که هر فرمانده به من می گفت این کار را بکن می گفتم نمی کنم و اصلاً توی هیچ نشستی شرکت نمی کردم، همیشه با من صحبت می کردند که راضی به ماندن در مناسبات بشوم و وارد تشکیلات بشوم که من قبول نمی کردم تا این که بعد از چهار ماه امریکائیها اعلام کردند که می خواهیم برای شما کارت صادر کنیم.

بازگشت اسماعیل فلاح رنجکش به وطن و کانون پر مهر خانواده 30 اردیبهشت 1395

بازگشت اسماعیل فلاح رنجکش به وطن و کانون پر مهر خانواده

اسماعیل فلاح رنجکش بالغ بر27 سال ازعمر و جوانی خود را در اثر خیانت تامل برانگیز رجوی وطن فروش دریک فرقه مخرب و کنترل ذهن به تباهی گذراند و سرانجام با یک” نه” قاطع به رجوی والبته به همت خانواده چشم انتظارش از شر رجوی و تشکیلات مافیایی اش رهایی یافت وبه دنیای آزاد خاصه وطن زیبای خود وکانون گرم و پرمهر خانواده بازگشت.

نگاهی به آکسیون اعتراضی منتقدان فرقه رجوی در شهر کلن آلمان 29 اردیبهشت 1395

نگاهی به آکسیون اعتراضی منتقدان فرقه رجوی در شهر کلن آلمان

و اما سوال اساسی اینست که چرا رجوی همزمان با اجازه ندادن به خانواده ها برای ملاقات با عزیزان شان در کمپ لیبرتی یک سری محدویت های تماس با بیرون و بطور خاص با خانواده ها را برای نیروهایی که به کمپ تیرانا منتقل شده اند اعمال کرده است؟و اصولا چرا رجوی از خانواده ها و تماس نیروها با خانوادهای شان وحشت دارد و به شدت می ترسد؟

حمایت از خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی 28 اردیبهشت 1395

حمایت از خانواده های اعضای اسیر فرقه رجوی

روز شنبه به تاریخ چهاردهم ماه می، تعدادی از گروههای حقوق بشری و منتقد فرقه رجوی، به دنبال حمایت از خانواده های اعضای اسیر فرقه، در مرکز شهر کلن واقع در میدان دم، گرد هم آمدند. گروههای معترض و جداشده، در میان ازدحام مردم به نمایش پلاکارد و اطلاعیه، پرداخته و با مصاحبه هایی خواستار همدردی مردم و نهادهای حقوق بشری با خانوادههای مجاهدین در عراق و لیبرتی شدند.

ملاقات ممنوع!! یک استکان چای هم ممنوع!! 27 اردیبهشت 1395

ملاقات ممنوع!! یک استکان چای هم ممنوع!!

مادربا استرس زیاد حرفش را به اتمام رساند وداشت با گوشه روسری خود اشکهایش را پاک میکرد که فرزندش گفت” ما خوزستانی هستیم. من ومادرم دو روز تو راه بودیم. نصفه شبی رسیدیم. خیلی خسته وگرسنه هستیم ولی اینها مهم نیست. مادرم میخواهد برادرم را ببیند. برادرم اسیرجنگی بوده ونمی دانیم چطوری سراز پایگاه شما درآورده است. پدر نداریم وعمرخود را به شما داده. میشود لطف کنید برادرم را یک ساعت بیاورید اینجا تا خودم و مادرم ملاقاتش کنیم.”

blank
blank
blank