جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

پیام تسلیت به آقای صرافپور 28 خرداد 1393

پیام تسلیت به آقای صرافپور

بشدت متاثر شدم و در فکر فرو رفتم، اولین و بزرگترین سوال این بود که چرا سالیان عمر گرانبهایتان در تشکیلات رجوی گذشت و فرصت کافی برای خدمت گذاری و رضای دل پدر فراهم نشد و دریغا مفهوم خانواده در قاموس رجوی، خانواده = با کانون فساد تلقی و تدریس میشد اما جای خوشالی و شادمانی است که با فهم و درک درست و جسارت و اراده قوی خودتان بر ضد این قوانین ظالمانه و ضد انسانی عصیان نموده و به آغوش پر مهر خانواده بازگشتید

پیام تسلیت انجمن نجات به آقای صرافپور 27 خرداد 1393

پیام تسلیت انجمن نجات به آقای صرافپور

با کمال تأسف باخبر شدیم پدر گرامی آقای حامد صرافپور به دیار ابدی شتافتند. آقای حامد صرافپور، انجمن نجات درگذشت پدر گرامیتان را به شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می نماید، برای آن مرحوم از درگاه خداوند متعال مغفرت، برای شما و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهان است.

رضا رجب زاده در آغوش گرم و پرمهر فرزندانش 26 خرداد 1393

رضا رجب زاده در آغوش گرم و پرمهر فرزندانش

درلحظه ورود رضا رجب زاده عضورها شده ازچنگال اهریمنی رجوی به دفترانجمن فرزندش مهران که الان 33 ساله ومتاهل و دارای یک دخترهست , درهنگامه درآغوش کشیدن پدر با تمام خشم فریاد زد” ای رجوی خائن ننگت باد. توباعث شدی که من وخواهرم 27 سال تمام از مهرومحبت پدری به دور باشیم وبه سختی روزگار بگذرانیم” وآنگاه راضیه دیگرفرزند آقا رضا در آغوشش قرارگرفت و ازبابت چنین نعمتی شکرخدا را بجا آورد

پیام تسلیت به آقای حامد صراف پور بخاطر درگذشت پدر بزرگوارش 25 خرداد 1393

پیام تسلیت به آقای حامد صراف پور بخاطر درگذشت پدر بزرگوارش

دوست و برادر عزیزم حامد صراف پور، خبر فوت پدربزرگوارت را دو شب پیش از یکی از دوستان شنیدم. به تو و خانواده محترمت تسلیت گفته و برای آن مرحوم از خدای بزرگ طلب آمرزش و رحمت دارم.خدای رحمان به شما صبر بدهد چرا که غم از دست دادن پدر بسیار سخت و جانکاه است. بخصوص پدرانی مانند پدر تو که غم ندیدن فرزندش را بخاطر خودخواهی و دجالیت رجوی سالیان سال کشیده بود

گفتگویی دوستانه با آقای پور احمد، مسئول دفتر انجمن استان گیلان 24 خرداد 1393

گفتگویی دوستانه با آقای پور احمد، مسئول دفتر انجمن استان گیلان

از 9 سال پیش با پذیرش مدیریت انجمن نجات گیلان ارتباطم را باخانواده های چشم انتظارگیلک استارت زدم که تا به امروز با موفقیت تمام ادامه یافته و باور عمیق دارم تا نیل به مقصود یعنی فروپاشی و اضمحلال نهایی فرقه تبهکار رجوی و رهایی عموم اسرای گرفتار از جهنم رجوی ساخته و بازگشتشان به دنیای آزاد خصوصا خاک پاک وطن وکانون گرم و پر مهر خانواده، البته به همت و همکاری خانواده های مرتبط با انجمن نجات گیلان ادامه داده و گامی وا پس نخواهم نهاد.

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم) 21 خرداد 1393

از میان خاطرات نجات یافتگان (آنجا یاد گرفتم که چگونه گلادیاتور وار برای حفظ خود دیگران را لگدمال کنم)

اصرار عجیبی داشت که من سوژه های نشست را مورد اهانت قرار دهم و کاملا حواسش به من بود و هر زمان وارد چنین قضیه ای نمیشدم به من اشاره میکرد و میگفت که چرا ساکت هستم و گوشی را دستم میداد که اگر به اصطلاح روی دیگران تیغ نکشم به خودم خواهد پرداخت. من هم کاملا همرنگ جماعت شده و مثل برده های روم باستان و گلادیاتورها یاد گرفته بودم که برای حفظ خودم

نامه یک جدا شده به احمد شهید 18 خرداد 1393

نامه یک جدا شده به احمد شهید

فرقه تروریستی رجوی عملا در عصر حاضر و قرون جدید اقدام به برده داری در درون فرقه خود می نماید و کسانی را که با جریانات آنها مخالفت می کنند را به راحتی با عناوین مختلف از جمله خودکشی و یا ایست قلبی و بیماریهای مختلف از بین می برند که بنده خود شاهد بسیاری از جنایات آنها در درون فرقه بوده ام.

تا به کی جان کندن اندر پشت دیوارهای بتونی و سیم خاردارها؟ 18 خرداد 1393

تا به کی جان کندن اندر پشت دیوارهای بتونی و سیم خاردارها؟

آقای سید محمدی یکی دیگر از جداشدگان از این فرقه مخوف اظهار داشت شخصأ به پشت سیم خاردارهای اشرف رفته و در یک متری سیاج با چند مسئول و کادر اسیر در فرقه رو در رو صحبت کرده ام و یکی از آنها گفته ما به حد و مرزی رسیده ایم که اگر رجوی گوش ما را بگیرد و همین الان از قرارگاه بیرون کند شهامت خروج و رها کردن خودمان را نداریم

گفتگویی دوستانه با علی خاتمی، جدا شده از فرقه رجوی 17 خرداد 1393

گفتگویی دوستانه با علی خاتمی، جدا شده از فرقه رجوی

رجوی در تشکیلات فرقه ای اش طی سالیان از جهل و غفلت و ناآگاهی ما از دنیای خارج از اشرف بسیار سوء استفاده کرد و به همان که می گفت خلق قهرمان!!! خیانت کرد، چوپانهای مرزی را خفه کرد و مردم را در داخل شهرها زیر خمپاره ها ترور کرد، مختصات شهر های ایران را به صدام داد تا موشک های صدام تکه پاره شان کند

زندگی جدید بعد از رهایی از بردگی فرقه رجوی 13 خرداد 1393

زندگی جدید بعد از رهایی از بردگی فرقه رجوی

آقای رئوفیان بعد از رهایی از چنگال این شیطان زمانه توانست با حمایت خانواده اش تشکیل زندگی دهد و بعد از گذشت 2 سال از جدائیش از فرقه ننگین رجوی ازدواج نموده و اکنون صاحب فرزندی شد که بقول خودش از جهنمی که سران رجوی برایش محیا کرده بودند رها شود و اکنون در آرامش کامل با خانواده اش بسر می برد.

درخواست عبدالکریم ابراهیمی از خانواده های اسرای لیبرتی برای حضور در عراق 13 خرداد 1393

درخواست عبدالکریم ابراهیمی از خانواده های اسرای لیبرتی برای حضور در عراق

آقای عبدالکریم ابراهیمی از که اخیرا ازمناسبات فرقه ی مجاهدین خلق جداشده، درمصاحبه ی خود ضمن تشریح اوضاع نابهنجار و وحشتناک این مناسبات درون تشکیلاتی و در راستای کمک هرچه بیشتر به اسرا و زندانیان کمپ لیبرتی، ازخانواده های مرتبط ومستقر درداخل وخارج ایران درخواست نموده که با انجام تمهیدات ممکن و ازجمله حضور درعراق و به همراه سازمان ملل متحد، دررفع موانع موجود برسر راه آزادی ساکنان کمپ لیبرتی که اینک موقعیت زندانیان تمام عیار را دارند، فعالتر باشند.

گفتگویی دوستانه با آقای حمید حسنی، مسئول دفتر انجمن استان خوزستان 11 خرداد 1393

گفتگویی دوستانه با آقای حمید حسنی، مسئول دفتر انجمن استان خوزستان

بنظر من طی این سالها همه حرف ها به رجوی ودارودسته اش زده شده.وضعیت اسفبار فعلی رجوی و فرقه اش گویای سرانجام عاقبت ترورهای گسترده در داخل و فشار، تهدید و کشتن هرگونه عواطف به غیر از او و قطع از زندگی و خانواده است واین جمله را به او میگویم که از سرنوشت صدام پند بگیرد و دست ازسر اعضای درمانده خود بردارد

blank
blank
blank