اعضاء جداشده از فرقه رجوی

نامه انجمن ایران ستارگان به پاندلی مایکو، نخست وزیر سابق آلبانی

نامه اعضای انجمن ایران ستارگان به آقای پاندلی مایکو نخست وزیر سابق آلبانی در رابطه با افشای ماهیت فرقه رجوی
آقای پاندلی مایکور نخست وزیر سابق کشور آلبانی
با سلام و احترام
ما گروهی از افراد جدا شده از فرقه رجوی (مجاهدین خلق) هستیم که با توجه به اینکه خود سالیان با این فرقه همکاری کردیم و از نزدیک با آنها کار کردیم و با توجه به تجربیاتی که طی این سالیان کسب کردیم.
لازم دیدیم که تجربیات خود را به صورت مختصر وکلی در اختیار اینجانب قرار داده تا ماهیت واقعی این فرقه را بهتر بشناسید و هر چه زودتر از این فرقه خطرناک و ضد انسانی فاصله بگیرید. فرقه فریبکار رجوی در کمین افرادی مثل شماست که به دام خود بیندازد و تا از آنها به نفع منافع ضد انسانی خود سوء استفاده بکند , ما متوجه شدیم که متاسفانه با توجه به اطلاعات دروغ و غلطی که به شما داده اند توانسته اند به شما نزدیک شده تا از اسم و سابقه شما سوء استفاده بکنند.
۱-فرقه رجوی (مسعود و مریم رجوی) دارای دو چهره می باشند , در اروپا وآمریکا همانند آفتاب پرست از خود یک چهره ای غیر از آنی که ماهیتشان هست را نشان می دهند , مثلا خانم مریم رجوی اینگونه وانمود می کند که ایشان یک مبارزه ضد دیکتاتوری را رهبری می کند , در صورتی که در درون فرقه, ایشان و شوهرشان بر ما ثابت کردند که خود از دیکتاتوری هیچ چیز کم ندارند.
۲-آیا کسی که خود در درون مناسبات خود سر سوزنی آزادی نداشته باشد می تواند ادعای مبارزه برای آزادی بکند؟ در درون فرقه , رجویها ما را به زور مجبور کردند از همسران خود جدا شویم و عشقی جز عشق به رهبرانمان یعنی مسعود و مریم حرام بود و جرم محسوب می شد. می بایست از فرزندان خود جدا می شدیم و آنها را فراموش می کردیم و به طور کلی خانواده را می بایست فراموش کرده و حق فکر کردن به آنها را نداشتیم. هر گونه فکر کردن به خانواده گناه محسوب می شد و برایمان دادگاه تشکیل می دادند و حتی به جرم خیانت به رهبری ما را زندان می کردند, در این زندانها کسانی که حاضر نبودند خانواده خود را فدای مسعود و مریم رجوی بکنند سر به نیست می شدند و یا تا سر حد مرگ شکنجه می شدند که خیلی از شاهدان این جنایتها هم اکنون وجود دارند , آیا کسی که در درون مناسبات خود شکنجه می کرد , سربه نیست می کرد , اعدام می کرد می تواند وعده منع شکنجه و اعدام بدهد , مثلا در زمانی که به حکومت برسد؟
۳-در داخل مناسبات این فرقه زنان و مردان از هم جدا بودند و اجازه نداشتند حتی به همدیگر سلام کنند و اگر زن و مردی به هم سلام می کردند جرم محسوب می شد و دادگاهی می شد! زنان محکوم به پوشیدن حجاب اجباری بودند و هرگز حق انتخاب هیچ چیزی را نداشتند! خیلی از زنان مجبور به برداشتن رحم شدند تا اینگونه آنها را ناامید از زندگی معمولی کنند و همواره در فرقه برای رهبری فرقه بمانند! مردان خلع مسئولیت شدند و زنان را جایگزین مردان کردند که مسعود رجوی بتواند خط و خطوط خود را با آنها راحتتر پیش ببرد , در حقیقت داستان این بود که مردان اغلب در مقابل کارهای غیر انسانی رجوی ایستادگی می کردند و خط و خطوط وی را پیش نمی برند , رجوی تصمیم گرفت زنان را جایگزین آنها بکند بدین گونه که اول آنها را مغز شویی می کرد و می گفت که شماها یک مشت زنانی هستید که فقط می توانید بچه داری بکنید , من به شما لطف کردم و شما را مسئول کردم , شما از خود هیچ ندارید و به خودی خود یک زن غیر مسئول هستید , فقط زمانی معنی پیدا می کنید که خط و خطوط من آنطور که هست را پیاده بکنید , بدین وسیله زنان را همواره بدهکار خود کرده بود و آنها هم به واقع از خود هیچ تصمیم یا نظری نداشتند و جرات هم نداشتند که نظری بدهند الا همان که رهبری می گوید. این همان مسئولیت پذیری زنان در فرقه رجوی است که مریم رجوی ورد زبانش کرده و ادعای برابری زن و مرد می کند!!! آیا این همان برابری زن و مرد است که خانم رجوی برای ایران وعده می دهد؟
۴-در فرقه رجوی برای سرگرم کردن افراد و نگه داشتن ما در فرقه تا سر حد مرگ از ما کار می کشیدند و هرگز به ما حقوقی تعلق نمی گرفت و از صدام حسین هم ما به ازاء هر کدام از ما ماهانه حقوق کلانی می گرفتند و حتی به هر نفر نفت هم تعلق می گرفت ولی ما نه تنها حقوقی نداشتیم بلکه همیشه برای کار بیشتر ما را تحت فشار می گذاشتند. پس بردگی به چه معنا می تواند باشد , آیا این بردگی نیست؟ کسانی که پدر , مادر , زن , بچه و همه خانواده از آنها به زور گرفته شده است , حق فکر کردن به هیچ چیز را هم ندارد , باید تا سر حد مرگ در گرما و سرما هم کار بکنند و … , پس جز بردگی محض چه می تواند باشد؟
۵-در فرقه رجوی انتقاد به رهبری مساوی با امضاء کردن اعدام خودت بود! انتقاد به رهبری و مسولین بالای فرقه ممنوع بود , هرگونه انتقادی سرکوب می شد , چه دردرون فرقه و چه در شورای به اصطلاح ملی مقاومت هم همینگونه بود , هرگونه انتقاد ممنوع است و رجویها منتقدین خود را مزدور می خوانند و هرگز هیچ انتقادی را قبول ندارند. آیا این همان آزادی بیان است که مریم رجوی از آن صحبت می کند وبرای فردای ایران وعده می دهد؟
۶-در این فرقه سرکوبگر افراد همواره مورد انتقاد و زیر ضرب هستند , آنها می بایست همواره خود را همانند مردم کره شمالی بدهکار رهبریشان بدانند , باید رهبری خدای آنها باشد , آنها باید برای رهبری جانشان را بدهند تا رهبری از آنها راضی باشد و افراد تا زمانی که زنده هستند نفس آنها حرام است و می بایست از زنده بودن خود خجالت بکشند ولی تنها زمانی عزیز می شوند که بمیرند در غیر این صورت ما را مایه ننگ می خواندند. آیا این همان تفتیش عقاید نیست؟ آیا مریم رجوی که می گوید ما فقط در ایران فردا ۶ ماه حکومت می کنیم و مردم تصمیم بگیرند واقعی است؟ چرا خانم مریم رجوی که سالیان سال است خود را رئیس جمهور می خواند , یک بار هم که شده از بین افراد خودش کسی دیگر جایگزین نمی کند؟
هر کدام از ما که در داخل این فرقه بوده ایم کتابها سخن داریم , ولی به طور خلاصه فقط موضوعاتی کوتاه برای شما بیان کردیم که امیدوارم که شما خود مستقل راجع به این صحبتها تحقیق کنید, تک تک ما جدا شده ها می توانیم شخصا با شما ملاقات حضوری داشته باشیم و تمام تجربیات خود را حضورا در اختیار شما قرار بدهیم , آنگاه خواهید دید که این فرقه تا چه حد در بین مردم ایران , عراق و حتی اروپا منفور می باشد و برای حفظ آبروی خود نزد مردم محترم آلبانی می بایست از این فرقه که یک فرقه ضد انسانی است فاصله بگیرید و هرگز گول فریب آنها را نخورید.
با احترام
نسرین ابراهیمی
میرباقر صداقی
مهدی نیکبخت
سویس
 

سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا