جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

ملاقات اعضای انجمن ایران فانوس با نمایندگان حقوق بشر اتحادیه اروپا در فرانکفورت 06 مرداد 1392

ملاقات اعضای انجمن ایران فانوس با نمایندگان حقوق بشر اتحادیه اروپا در فرانکفورت

همچنین آقای کریم غلامی لیست و عکس شکنجه گران و زندانبان فرقه مجاهدین که اخیرا به همراه گروه های ساکنین لیبرتی به آلبانی و یا مخفیانه به اروپا منتقل شده اند را، در اختیار مسئول حقوق بشر اتحادیه اروپا قرار داد، آقای کریم غلامی، توضیح دادند که طی سالیان اسارت درون فرقه مجاهدین، چگونه با وضعیت بیمار و مجروح خود بارها در زندانهای فرقه مجاهدین مورد شکنجه جسمی و روحی قرار گرفته بود

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت در گذشت فریبرز یار محمدی 05 مرداد 1392

پیام تسلیت انجمن نجات به مناسبت در گذشت فریبرز یار محمدی

مطلع شدیم فریبرز یار محمدی اهل کرمانشاه از دوستان جداشده از سازمان مجاهدین بر اثر سانحه تصادف به دیار ابدی شتافتند. انجمن نجات این اتفاق ناگوار را به خانواده و دوستان و اعضای انجمن نجات تسلیت می گوید. روحش شاد و یادش گرامی باد.

به عشق اروپا در دام مجاهدین افتادم 05 مرداد 1392

به عشق اروپا در دام مجاهدین افتادم

پس از پایان درسم در مقطع راهنمایی به همراه برادرم به صورت غیرقانونی به ترکیه رفتیم. من ۱۵ ساله بودم و آرزوی تحصیل در اروپا داشتم و برادرم هم به دنبال کار بود. دایی‌ام هم که از هواداران گروه مجاهدین بود هم در ترکیه زندگی می‌کرد و به امید اینکه بتوانیم از طریق او برویم کشور را ترک کردیم. دایی‌ام گفت برای سفر به اروپا باید پاسپورت داشته باشی و غیرقانونی نمی‌توانی بروی و من را همراه گروهی کرد

گوشه ای از ناشنیده ها از زبان خانم معینی عضو سابق تشکیلات رجوی در آلمان 01 مرداد 1392

گوشه ای از ناشنیده ها از زبان خانم معینی عضو سابق تشکیلات رجوی در آلمان

بعد از ورود به پایگاهشان در پاکستان سازمان مجاهدین خلق همسرم را از من جدا کرد و به من گفتند تو به ایران برگرد ازدواج با تو دستور ما بوده است که محمد حسن بهشتی بتواند با محمل عادیسازی خارج بیاید و تو به ایران برگرد. من شوکه شدم و گفتم که هرجا شوهرم باشه من هم می مانم. من به لحاظ عاطفی به او وابسته بودم و به لحاظ عاطفی خیلی اذیت شدم ویادم هست چقدر گریه کردم.

رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است 30 تیر 1392

رجوی: دشمن درجه یک ما، بتول سلطانی است

آنقدر ما را ترساندند که من خودم به شخصه تصمیم گرفتم که بمانم اونجا و بعد ببینید حالا بعد از بیست سال همکاری با این سازمان و در حالیکه از همه چیز خودم گذشتم چگونه است که به صرف انتقاداتی که به اونها و تشکیلاتشون از روز جدائی داشته ام دشمن درجه یک من می شوم اینها شیرازه تشکیلاتشون در حال از هم پاشیدن است

تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی 24 تیر 1392

تبریک به دوست قدیمی ام علی اردلانی

تبریک بعدی به خود علی است که امروز خودش را از آن غل و زنجیر ساخته ذهنی که سالها آن را درآن اسارتگاه نگه داشته آن را پاره کرده وخودش را نجات داده است. اما علی آن زمان که باهم برای رهایی صحبت می کردیم و قرار گذاشتیم که آن نامه را امضاء نکنیم واز دست مجاهدین خلاص شویم از آن تاریخ حدود 9سال می گذرد ویادم است که درآن زمان پدر و مادرت و همچنین برادر کوچک ات برای دیدن تو به عراق آمده بودند

تظاهرات اعضای جداشده مجاهدین در فرانسه و آلمان علیه مریم رجوی 19 تیر 1392

تظاهرات اعضای جداشده مجاهدین در فرانسه و آلمان علیه مریم رجوی

اعضای جداشده گروه تروریستی مجاهدین در آلمان و فرانسه، در محکومیت اقدامات فریب‌کارانه سرکرده این گروه برای جلب حمایت اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها و پیشبرد اهداف شومش، تظاهرات کردند. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شبکه خبر، افراد جدا شده از گروه تروریستی مجاهدین طی دو هفته گذشته، دو تظاهرات در شهرهای «پاریس» فرانسه و «کلن» آلمان علیه «مریم رجوی» سرکرده این گروه برگزار کردند.

اظهارات یکی از جداشدگان اخیر فرقه رجوی 18 تیر 1392

اظهارات یکی از جداشدگان اخیر فرقه رجوی

رجوی گفت (رو به جمعیت):”اگر بریدی بریده حکمش چیست؟” و جمعیت به هیجان آمده فریاد زدند:”اعدام، اعدام، اعدام” خلاصه ما از ساعت ۲ بعد از ظهر تا ساعت یک شب زانو زده بودیم و درد کمر و زانو ما را بیچاره کرده بود. این روال هر شب ادامه داشت. شبهای بعد فهمیدیم که این خودش یک روش شکنجه است که دیگر فکرمان کار نکند و خودمان التماس کنیم تا اسممان را جزو ارتش آزادیبخش ملی بنویسند.

ملاقات انجمن زنان با نماینده صلیب سرخ در شهر کلن آلمان 12 تیر 1392

ملاقات انجمن زنان با نماینده صلیب سرخ در شهر کلن آلمان

در این ملاقات لیست اسامی تعدادی از کسانی که معترض در تشکیلات هستند و در قتلگاه لیبرتی در معرض مرگ و نابودی قرار دارند از جمله برادر خانم میرباقری آقای سید علیرضا میرباقری تقدیم این نماینده شد. در این ملاقات همچنان از وضعیت سخت و دردناک کسانی که اغلب سن بالا دارند و نیازمند مراقبت و درمان هستند گفتگو شد و خواهان همکاری و کمک از طرف ارگانهای حقوق بشری به این نفرات شدند.

تبریک به مناسبت رهایی علی اردلانی 09 تیر 1392

تبریک به مناسبت رهایی علی اردلانی

چند هفته پیش مطلع شدیم که آقای علی اردلانی فرزند مجید که مدت 25 سال در اسارت فرقه منحوس رجوی گرفتار بوده توانسته خود را نجات بدهد. در همین راستا دفتر انجمن نجات کرج این تولد دوباره را به علی اردلانی و خانواده محترمش تبریک عرض نموده و از ایزد منان خواستار آزادی فرزندان ایرانی از چنگال تشکیلات مخوف رجوی می باشد.

نامه سر گشاده به مسئول دیدبان حقوق بشر در آلمان آقای ونسل میچالسکی 09 تیر 1392

نامه سر گشاده به مسئول دیدبان حقوق بشر در آلمان آقای ونسل میچالسکی

آیا شما خبر از مرگهای مشکوک در درون این فرقه دارید؟ آیا میدانید که این فرقه عقب افتاده تروریستی چه بر سر زنان در درون تشکیلات فرقه گرایانه اش آورده است؟ آیا میدانید که چرا و به چه دلیل این فرقه در خارج از عراق و در خاک عراق فعالیت میکند برای برگشتن به کمپ اشرف؟ آیا میدانید که چرا هر از گاهی تعدادی انسان بیگناه زیر خمپاره و موشک کشته میشوند؟

مصاحبه تلویزیون کانال ۵ فرانسه با خانم بتول سلطانی 09 تیر 1392

مصاحبه تلویزیون کانال ۵ فرانسه با خانم بتول سلطانی

من مدت زیادی بود که معترض بودم و برایم شیوه ها و رفتارهای رهبری و تشکیلات عجیب بود آنها دروغ می گفتند به اعضا ولی وقتی که می دیدم کسانی که فرار می کردند خیلی سریع با کمک استخبارات عراقی و مأمورهای تشکیلاتی سازمان دستگیر شده و به پادگان بر می گرداندند و سر به نیست می شدند و یا تحت برخورد و شکنجه قرار می گرفتند اعتراضم را آشکار نکردم تا اینکه فرار کردم.

blank
blank
blank