چهارشنبه, ۱۸ شهریور , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی 18 شهریور 1405

    درخواست خواهری چشم‌انتظار
    دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی

    خانم لیلا قاسمی، خواهر چشم‌انتظار حبیب‌الله قاسمی (از اعضای مستقر در کمپ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی)، سال‌هاست که بی‌وقفه برای نجات برادر خود از چنگال سران این سازمان فعالیت می‌کند. ایشان با حضور در دفتر انجمن نجات استان و دیدار با مسئول انجمن نجات، مراتب نگرانی شدید خود را از مرگ‌ومیرهای اخیر در درون […]

ملاقاتی که هیچ وقت میسر نشد 04 اسفند 1400

ملاقاتی که هیچ وقت میسر نشد

من طاهره خمر یادگار، همسر غلام سنگبری از شهرستان زابل هستم. همسرم یک ارتشی بود که در زمان جنگ ایران و عراق اسیر شد و بعد از سالها فهمیدم در اسارت فرقه رجوی گرفتار شده است. هنوز از اینکه چطور و چرا سر از مقر فرقه در عراق درآورد اطلاعی ندارم. اسرا پس از جنگ […]

علی جان تو را بخدا پدر را به آخرین آرزویش برسان 04 اسفند 1400

علی جان تو را بخدا پدر را به آخرین آرزویش برسان

سلام به برادر عزیزم، امیدوارم حالت خوب خوب باشد. حال و احوال خانواده ات مخصوصا پدر الحمدلله خوب است و تنها نگرانی و پریشانی پدر برمیگردد به سالها دوری و بی خبری از فرزندش که تنها داروی دردش دیدن و در آعوش کشیدن پسرش است. بله داداشی مهربانم ، پدر نگران است. بشدت نگران که […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هشتم 04 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هشتم

در قسمت هفتم توضیح دادم که اولین درخواست ملاقات من با برادرم سید مرتضی و دو فرزندش که مانند دیگر کودک سربازان از کمپی در آلمان ربوده و به کمپ اشرف منتقل شده بودند، رد شد و پس از کش و قوس فراوان کاظم (حسین ابریشمچی) به من توصیه کرد که به بغداد برگشته و […]

پدر شکوه قاسمی: تا کی در حسرت دیدار دخترم بمانم؟ 02 اسفند 1400

پدر شکوه قاسمی: تا کی در حسرت دیدار دخترم بمانم؟

من یک پدرم. دختر من ، شکوه قاسمی را سازمان مجاهدین خلق ربوده و چندین سال است که او در اسارت این فرقه است. تا به حال چندین بار با سازمان های حقوق بشری نامه نگاری کردم اما جوابی به من داده نشده است. برای ارگانهایی که نام خود را حقوق بشر گذاشته اند متاسفم. […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هفتم 02 اسفند 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت هفتم

در قسمت قبل گفتم که بحث و جدل ها بالا گرفت و ناگهان سر و کله یکی از فرماندهان ظاهرا ارشد که سخت عصبانی بود پیدا شد و رفتار طلبکارانه ای با ما نموده و گفت از سر آنها چه میخواهید و زمانی که ما دچار مصائب زیاد شده شماها در کدام جهنمی بودید و […]

نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی 02 اسفند 1400

نامه شمس الله نوری به فرزندش حمید رضا نوری در کمپ آلبانی

سلام حمید رضاجان – پسرم چند نامه دیگر برای تو بنویسم که جواب مرا بدهی؟! خدا را خوش نمی آید این رفتار را با من می کنی. زمانی که پیش من بودی با خودم می گفتم دوران پیری پسرم حمید رضا عصای دستم می شود اما روزگار عکس آن را ثابت کرد و من الان […]

درخواست برادر ولید مطوری از نخست وزیر آلبانی 01 اسفند 1400

درخواست برادر ولید مطوری از نخست وزیر آلبانی

آقای ادی راما نخست وزیر محترم آلبانی با عرض سلام در تاریخ 5 بهمن 1400 تلویزیون سازمان مجاهدین خلق فیلم قدیمی مصاحبه با برادرم ولید مطوری به همراه سه نفر دیگر از اعضای خودشان را مجددا پخش کردند. این موضوع اگر چه باعث شد تا بتوانیم یکبار دیگر چهره برادرمان را ببینیم اما از طرف […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت ششم 30 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت ششم

در قسمت قبل این خاطرات در رابطه با مراجعه به کمپ اشرف که به قصد ملاقات با سه نفر از اعضای خانواده ام که در زمستان سال 1383 انجام گرفت ، توضیح دادم که خویشاوندان من به این ملاقات آورده نشدند و پس از بحث و جدل چند دقیقه ای با آقای سیاوش (محمد حیاتی […]

فائزه بلالی، مهمان ویژه جلسه مشترک انجمن نجات گلستان و انجمن آسیلا 30 بهمن 1400

فائزه بلالی، مهمان ویژه جلسه مشترک انجمن نجات گلستان و انجمن آسیلا

خانواده های گلستانی عضو انجمن نجات که هر کدامشان عزیزی در بند فرقه رجوی دارند، روز یکشنبه 24 بهمن ماه طی ارتباطی آن لاین با اعضای انجمن آسیلا به گفتگو و تبادل نظر پرداختند. میهمان ویژه این دیدار، فایزه بلالی بود که به همراه همسرش محمد حسین رضایی جلفایی مدتی است از سوئد به آلبانی […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت پنجم 28 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت پنجم

در قسمت قبل گفتم زنی که روی صندلی در ابتدای سالن نشسته بود و بر تمام سالن نظارت میکرد، مرد حدودا 40 ساله ای را پیش من که به میزهای مختلف سرک میکشیدم تا علت نیآمدن برادرم سید مرتضی را بپرسم، فرستاد و او علت جنب و جوش مرا جویا شد… *** در آستانه ی […]

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهارم 27 بهمن 1400

ماجراهای درخواست ملاقات در کمپ اشرف – قسمت چهارم

در قسمت قبل گفتم که به سالنی در سمت راست هدایت شدیم که تعدادی از زنان برپشت میزها نشسته بودند و ضمن رویت قیافه هایمان ، به لیست هایی که در دست داشتند، نگاه می کردند و اجازه ی خروج و رفتن بسوی اتوبوس هایی که ما را به سمت سالن اجتماعات که بشکل سینما […]

نامه مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی به ادی راما 27 بهمن 1400

نامه مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی به ادی راما

آقای ادی راما نخست وزیر محترم جمهوری آلبانی با سلام و تقدیم احترام اینجانب مهناز سپه پور مسئول تشکل مادران استان آذربایجان غربی و ستم کشیده از سازمان مجاهدین خلق هستم. برادر من در سال ۲۰۱۳ وقتی که مجاهدین خلق در کشور عراق بودند به علت تدابیر غلط آن سازمان در درگیری با نیروهای عراقی […]

blank
blank
blank